تفاوت افسانه و حماسه

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

تفاوت افسانه و حماسه

واژه­ی اسطوره:

اسطوره کلمه­ای معرب است که از واژه­ی یونانی هیستوریا1 به معنی «جستجو، آگاهی و داستان» گرفته شده است و برای بیان مفهوم اسطوره در زبان­های اروپایی از واژه­ی یونانی میتوس2 به معنی «شرح، خبر و قصه» استفاده شده است.(آموزگار، 1391، ص3)

واژه­ی اساطیر جمع مکسر اسطوره در زبان عربی است که نه بار در قرآن کریم آمده است و بیشتر با کلمه­ی" الاولین" همراه است برای نمونه: سوره­­ی "انفال" آیه­ی31، سوره­ی "نحل" آیه­ی 24 و سوره­ی "انعام" آیه­ی 25 (واحد دوست، 1389، ص21)

تعریف اسطوره:

میرچا الیاده در تعریف اسطوره چنین بیان می­کند که: (( اسطوره یک نوع تاریخ مقدس را روایت می­کند و واقعه­ای را بازگو می­کند که در زمان ازلی آغازین یا همان زمان اساطیری «آغازها» رخ داده بود. اسطوره روایت می­کند که چگونه چیزی ایجاد شد و به وجود آمد)). (الیاده، 1391، ص18)

ناظر زاده­ی کرمانی برای اسطوره چهار معنا و جنبه ذکر می­کند.((

  1. رویدادی افسانه­ای و سنتی در باره­ی موجودی فوق بشری.
  2. داستانی درباره­ی حوادثی که فاقد توجیه طبیعی و منطقی باشد.
  3. اعتقادی غیر قابل اثبات، که فقط جنبه­ی رمزآمیز و فوق بشری آن پذیرفته شده و درستی یا نادرستی آن مورد چون و چرا قرار نگرفته است.
  4. هرگونه داستان یا فکر ساختگی و تخیلی د باره­ی اشخاص یا حوادث استثنایی و فوق

طبیعی)).(ناظر زاده کرمانی، 1368، ص45)

1-historia

2-mytos

تعریف افسانه1 و تفاوت اسطوره با آن:

افسانه در زبان رایج مردم، معمولاً قصه­ای سنّتی است که دارای پایگاهی تاریخی و نیمه تاریخی است؛ چنان که در افسانه­های رابین هود، شاه آرتور و هزار و یک شب می­توان دید. از این نظر میان اسطوره ـ که مربوط به موجودات فراطبیعی و قدسی است ـ و افسانه ـ که مربوط به حقیقتی این جهانی، ولی نیمه تاریخی و نسبتاً تخیلی است ـ تمایز وجود دارد. افسانه روایتی درباره­ی قهرمانان محبوب مردم، پهلوانان یا قدسیان است. پس افسانه روایتی به تاریخی و نه اسطوره­ای، و چیزی میان این دو است. افسانه همیشه به نثر نیست، بلکه گاه به گونه­ی ترانه­ها یا قصاید در می­آید. شخصیت­های افسانه گاهی خیالی­اند و به کرده­های خارق­العاده­ی انسان زمینی می­پردازند. شخصیت­های افسانه اگرچه این جهانی­اند، امّا از دنیای عادی نیستند. اقوام باستانی میان شخصیت­های اساطیری (ایزدان و نیروهای آسمانی) و شخصیت­های افسانه­ای تفاوت قایل بوده­اند. در نزد آنان ایزدان قداست دارند، در حالی که قهرمانان افسانه تنها از محبوبیت و جذابیت برخوردارند. اسطوره «سرگذشتی راست و حقیقی» و افسانه «سرگذشتی ناراست و تصوری» است. افسانه رویدادهای خیال انگیزی را رقم می­زند که تنها ریشه در تاریخ دارد. سه گروه مأمور نشر و رواج افسانه­های سودمند برای حفظ تعادل­های روانی شخص یا قوم می­شدند که عبارت بودند از: کاهنان / جادوگران، شاعران روایت­گر و چنگ نواز، و دشنام گویان که نخستین عقلاء مجانین دربار شاهان بودند. در افسانه­ها هر بار که از زمین، مغازه و دخمه، چاه، صندوق، برج و جاهای بسته یا محصور سخن به میان می­آید که در آن زن قهرمان داستان زندانی است، مقصود «مناسکِ گذر» و کمال یابی است. این زن مظهر جام و نفس نوع بشر است که از تناسخی به تناسخ دیگر می­رود، از مرگ به زندگی، و از کودکی به سن بلوغ می­رسد. نویسندگان میان جنبه­های افسانه­ای (سرگذشت قهرمانان) و جنبه­های اساطیری (روایاتی درباره­ی ایزدان) در اثری چون ایلیاد، تمایز

قایل­اند. امّا در تمییز میان اسطوره و افسانه بس دقیق باید بود. به ویژه از آن رو که حلقه­ای فرضی میان افسانه و حقایق تاریخی وجود دارد. از جمله، یک مسیحی ممکن است داستان­های مربوط به کرده­ها معجزه­آسای یک قدیس را افسانه بداند، در حالی که همانند این حکایت در نزد یک بدوی و بت پرست، اسطوره می­نماید. پس مرز میان افسانه و حکایت در نزد یک بدوی و بت پرست، اسطوره می­نماید. پس مرز میان افسانه و اسطوره بس تنگاتنگ است و این اصطلاحات را باید با وسواس و احتیاط به کار برد. (اسماعیل پور، 1391، صص35-36)

واژه­ی اسطوره:

اسطوره کلمه­ای معرب است که از واژه­ی یونانی هیستوریا1 به معنی «جستجو، آگاهی و داستان» گرفته شده است و برای بیان مفهوم اسطوره در زبان­های اروپایی از واژه­ی یونانی میتوس2 به معنی «شرح، خبر و قصه» استفاده شده است.(آموزگار، 1391، ص3)

واژه­ی اساطیر جمع مکسر اسطوره در زبان عربی است که نه بار در قرآن کریم آمده است و بیشتر با کلمه­ی" الاولین" همراه است برای نمونه: سوره­­ی "انفال" آیه­ی31، سوره­ی "نحل" آیه­ی 24 و سوره­ی "انعام" آیه­ی 25 (واحد دوست، 1389، ص21)

تعریف اسطوره:

میرچا الیاده در تعریف اسطوره چنین بیان می­کند که: (( اسطوره یک نوع تاریخ مقدس را روایت می­کند و واقعه­ای را بازگو می­کند که در زمان ازلی آغازین یا همان زمان اساطیری «آغازها» رخ داده بود. اسطوره روایت می­کند که چگونه چیزی ایجاد شد و به وجود آمد)). (الیاده، 1391، ص18)

ناظر زاده­ی کرمانی برای اسطوره چهار معنا و جنبه ذکر می­کند.((

  1. رویدادی افسانه­ای و سنتی در باره­ی موجودی فوق بشری.
  2. داستانی درباره­ی حوادثی که فاقد توجیه طبیعی و منطقی باشد.
  3. اعتقادی غیر قابل اثبات، که فقط جنبه­ی رمزآمیز و فوق بشری آن پذیرفته شده و درستی یا نادرستی آن مورد چون و چرا قرار نگرفته است.
  4. هرگونه داستان یا فکر ساختگی و تخیلی د باره­ی اشخاص یا حوادث استثنایی و فوق

طبیعی)).(ناظر زاده کرمانی، 1368، ص45)

1-historia

2-mytos

تعریف افسانه1 و تفاوت اسطوره با آن:

افسانه در زبان رایج مردم، معمولاً قصه­ای سنّتی است که دارای پایگاهی تاریخی و نیمه تاریخی است؛ چنان که در افسانه­های رابین هود، شاه آرتور و هزار و یک شب می­توان دید. از این نظر میان اسطوره ـ که مربوط به موجودات فراطبیعی و قدسی است ـ و افسانه ـ که مربوط به حقیقتی این جهانی، ولی نیمه تاریخی و نسبتاً تخیلی است ـ تمایز وجود دارد. افسانه روایتی درباره­ی قهرمانان محبوب مردم، پهلوانان یا قدسیان است. پس افسانه روایتی به تاریخی و نه اسطوره­ای، و چیزی میان این دو است. افسانه همیشه به نثر نیست، بلکه گاه به گونه­ی ترانه­ها یا قصاید در می­آید. شخصیت­های افسانه گاهی خیالی­اند و به کرده­های خارق­العاده­ی انسان زمینی می­پردازند. شخصیت­های افسانه اگرچه این جهانی­اند، امّا از دنیای عادی نیستند. اقوام باستانی میان شخصیت­های اساطیری (ایزدان و نیروهای آسمانی) و شخصیت­های افسانه­ای تفاوت قایل بوده­اند. در نزد آنان ایزدان قداست دارند، در حالی که قهرمانان افسانه تنها از محبوبیت و جذابیت برخوردارند. اسطوره «سرگذشتی راست و حقیقی» و افسانه «سرگذشتی ناراست و تصوری» است. افسانه رویدادهای خیال انگیزی را رقم می­زند که تنها ریشه در تاریخ دارد. سه گروه مأمور نشر و رواج افسانه­های سودمند برای حفظ تعادل­های روانی شخص یا قوم می­شدند که عبارت بودند از: کاهنان / جادوگران، شاعران روایت­گر و چنگ نواز، و دشنام گویان که نخستین عقلاء مجانین دربار شاهان بودند. در افسانه­ها هر بار که از زمین، مغازه و دخمه، چاه، صندوق، برج و جاهای بسته یا محصور سخن به میان می­آید که در آن زن قهرمان داستان زندانی است، مقصود «مناسکِ گذر» و کمال یابی است. این زن مظهر جام و نفس نوع بشر است که از تناسخی به تناسخ دیگر می­رود، از مرگ به زندگی، و از کودکی به سن بلوغ می­رسد. نویسندگان میان جنبه­های افسانه­ای (سرگذشت قهرمانان) و جنبه­های اساطیری (روایاتی درباره­ی ایزدان) در اثری چون ایلیاد، تمایز

قایل­اند. امّا در تمییز میان اسطوره و افسانه بس دقیق باید بود. به ویژه از آن رو که حلقه­ای فرضی میان افسانه و حقایق تاریخی وجود دارد. از جمله، یک مسیحی ممکن است داستان­های مربوط به کرده­ها معجزه­آسای یک قدیس را افسانه بداند، در حالی که همانند این حکایت در نزد یک بدوی و بت پرست، اسطوره می­نماید. پس مرز میان افسانه و حکایت در نزد یک بدوی و بت پرست، اسطوره می­نماید. پس مرز میان افسانه و اسطوره بس تنگاتنگ است و این اصطلاحات را باید با وسواس و احتیاط به کار برد. (اسماعیل پور، 1391، صص35-36)

موضوع: ,,

نویسنده:

تاریخ: جمعه 22 اسفند 1399 ساعت: 17:20

تعداد بازديد : 194

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب


ليست صفحات

تعداد صفحات : 4

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 42
کل نظرات : 0
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین :
تعداد اعضا : 0
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
ورودی امروز گوگل :
ورودی گوگل دیروز :
بازدید هفته :
بازدید ماه :
بازدید سال :
بازدید کلی :
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 10.8.138.228
مرورگر : Unknown AppleWebKit
سیستم عامل : Search Bot
امروز : جمعه 20 شهریور 1405

درباره ما

حماسه

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

آخرین نظرات کاربران

امکانات جانبی