موضوعات
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آخرین مطالب ارسالی

بررسی یگان های سواره نظام و پیاده نظام دردوران فردوسی
محمد رضازاده [1]
دکتر اشرف زاده [2]
چکیده:
سواره نظام و پیاده نظام دو رکن جدایی ناپذیر یگان نظامی است و اگر آن ها را از یک یگان نظامی بگیرند
، شیرازه نظام از هم می پاشد. از این رو است که در حال حاضر ارتش های جهان هنوز هم دارای یگان پیاده هستند و برخی از یگان های نظامی از جمله در انگلستان یگان سواره نظام برای شرایط گوناگون پیش بینی شده است و اخیراً در ایران هم یگان اسواران درقسمتی از نیروی انتظامی شده است.
فردوسی هم در شاهنامه به خوبی به این دو یگان اشاره و به خوبی از آنها در ایجاد تصاویر حماسی به همراه ابزارهای رزمی یا همان سلاح های جنگی بهره برده است . به طوری که در سراسر شاهنامه آنجا که میدان های نبرد را تصویب می کند با زبردستی و زیبایی از این دو یگان نام می برد بنابراین در این نوشتار خصوصیات و ویژگی های هریک از دو نظام مذکور در شاهنامه مورد برررسی قرار می گیرد.
کلیدواژه ها: شاهنامه ، شیوه های رزم، سواره نظام ، پیاده نظام، سلاح های رزمی
مقدمه :
درمیان آثار به جا مانده از شاعران جهان که آوازه آنها مرزها را پشت سر گذاشته و اقبال جهانی یافته اند و جهانیان آن اثار را از شاهکارهای ادبی می دانند؛ شاهنامه فردوسی یکی از آنهاست. یکی از ویژگی هایی که راز و رمز پایایی و پویایی شاهنامه و توفیق فردوسی است ، بهره گیری بجاو شایسته خلق تصاویر زیبا از میدان های نبرد یگان های پیاده نظام و سواره نظام است . هنگامی که شاهنامه را از دیدگاه نظامی مورد بررسی قرار می دهیم ، خواهیم دید که فردوسی ، حماسه ای بی مانند خلق کرده است .(حسن زاده،1386،شماره14)
با آنکه شاهنامه به بسیاری از گوشههای فرهنگ و تمدن ایرانی پرداخته، اما بیشتر حال و هوای رزمی و پهلوانی دارد به گفته استاد فقید دکتر ذبیحالله صفا: «فردوسی تا آن حد خوب از عهده وصف میدانهای جنگ، اوصاف پهلوانان، توصیف جنگهای تن به تن… و امثال آنها برآمده است که در بان فارسی شاعری را از این حیث همدوش او نمیتوان شمرد»( سایت فرهنگ امروز)[3] اهمیت اسب و جایگاه آن در نبردهابه حدی است که در قرآن کریم نیز به دان پرداخته شده است.
و اعدوالهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدواالله وعدوکم)
"آن اندازه که در توان خود دارید، از قوه و قدرت و اسبان سواري فراهم سازید بقدري که
در دل دشمنان خدا و دشمنان خودتان رعب و هراس ایجاد کنید(قران کریم ، انفال – 60)
بنابراین دراین نوشتار سعی شده است که دو مقوله از ارکان یگان نظامی در زمان فردوسی مورد بررسی قرارگیرد و ویژگی های هریک نیز از ابعاد نظامی صرفاً از زمان پارت ها تا سال 450 هجری یعنی زمانی حیات فردوسی مورد کنکاش قرار قرارگرفته است.
تاریخچه پیاده نظام و سواره نظام :
دوره ی اول پارسی (دوره پارت ها):
از فنون ابن دوره چیزی که مورد شبیه نیست فنون جنگی است که در نزد پارتی ها خیلی متداول بوده و مخصوصاً اسب سواری و تیراندازی را جوان ها می بایست یادگیرند. یک اسلوب چنگی معمول سواری های پارتی بوده که معروف به جنگ و گریز است . از فن محاصره و استعمال آلات و ادوات محاصره بهره ای نداشتند. چنانکه آلات محاصره و قلعه گیری رومی ها را وقتی که می گرفتند خراب می کردند. پیاده نظام تعریفی نداشت و نیز دیده نمی شود که قشون جاویدان دوره هخامنشی دراین دوره هم باشد.
دوره مادها :
نیروهای نظامی ایران از همان ابتدای پیدایش شامل دو بخش سواره نظام و پیاده نظام می شد. این ارتش در ابتدا مردمی بود و اعضای کلیه قبایل تحت حکومت مادها به صورت داوطلب به آن می پیوستند.. از زمان هوخ شتره یکی از پادشاهان بزرگ مادها، سربازان بر حسب نوع سلاح به دسته های کمانداران، نیزه داران و سواران تقسیم شدند و در کنار آنان دسته های پشتیبانی، تدارکات و یگان های بارکش قرار گرفت.
به طورخلاصه سازمان و اسلحه ارتش مادی در زمان هوخشتره به این ترتیب بود : سربازان به دو دسته بزرگ و مجزای سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می شدند. کوچکترین واحد پیاده نظام وی به گفته گزنفون دسته های پنج نفری بودند که تحت فرماندهی یک سرجوخه قرارداشتند وهردودسته پنج نفری یک جوخه ده نفری را تشکیل می دادند و ترتیب سلسله مراتب به صورت دسته های صد نفری، هزارنفری بود.
اسلحه آنان را سپری از نی ، که بسیار محکم ساخته شده بودد.
از زمان داریوش بر پایه سه دسته سپاه جاویدان، پیاده نظام و سواره نظام تقسیم بندی شد. سپاه جاویدان یا همان یاران فنا ناپذیر که محافظ و نگهبان شاه بودند، از ده هزار سرباز زبده که از خاندان اشراف پارس و از میان جوانان سالم و بلند قامت بودند تشکیل شده بود. این افراد از کودکی با فنون اسب سواری، تیر اندازی، پرتاب نیزه، شمشیر بازی و نبرد تن به تن آشنا شده و تا پایان دوره سربازی حق ازدواج نداشتند. آن ها پس از سن بیست سالگی وارد مرحله سپاهیگری شده و بعدها بخش اعظم سواره نظام را تشکیل می دادند.
سواره نظام در ارتش پارسیان نقش مهمی در جنگ ها داشتند و سلاح اصلی آن ها نیزه بود. پس از سواره نظام، خیل عظیم ارتش هخامنشیان را پیاده نظام تشکیل می داد. آن ها کلاه نمدین بر سر می گذاشتندو روی زره آن ها با پولک های فلزی پوشیده می شد. نیزه، شمشیر و تیر و کمان سلاح اصلی پیاده نظام سربازان هخامنشی به شمار می رفت. علاوه بر سه گروه مذکور، یک نیروی مسلح دیگر نیز در ارتش آن زمان فعال بود که سربازان آن از نجبای پارس، ماد و حتی ایلامی ها برگزیده می شد. وظیفه اصلی این گروه حفاظت از شخص شاه در کنار سپاه جاویدان بود. و در حقیقت گارد مسلح سلطنتی محسوب می شد.
دراین دوران پیک های سواره به سرعت خود را به حکام ایالات مختلف می رساندند و پیام تجهیز و آماده باش را به آنها اعلام می کردند.
درسپاه کوروش پیشانی و سینه اسبان پوشش نداشت وسواران شمشیر کوتاه یونانی بسته بودند .(خالقی،ص523) دربال چپ ،سواران با جوشن های سفید زیر فرمان تیسافرن قرارگرفته بودند. در پشت آنها پیادگان سبک اسلحه ها باسپرهای بافته شده و سپس پیادگان سنگین اسلحه با سپرهای چوبی که تا به زمین می رسید دیده می شد . چنان که می گفتند این ها سربازان مصری بودند. در پشت آنها باز دسته سواران قرار گرفته بود و سپس نوبت به کمان داران می رسید. (همان، ص 524)
دسته های سپاه به ترتیب اقدام گوناگون منظم شده بود و هر دسته ای برای خود مربعی را تشکیل می داد . پیشاپیش آنها ارابه های داس دار با فاصله معین از یکدیگر در حرکت بودند.
سواران ایرانی حتی هنگام گریز، به گروهی از یونانیان آسیب رساندند. زیرا آنها از زین اسب به پشت خود تیراندازی می کردند.(همان ، ص 524)
قسمت عمده قشون را سواره نظام تشکیل می نمود.سواره نظام مرکب بود از: اولاً از سواران جاویدان .ولیکن معلوم نیست عده آنها چه بوده . ثانیاً از سواران چریک که پادشاهان دست نشانده برای خدمت حاضرمی کردند درمیان آنها همه نوع طوایف دیده می شد ثالثاً سوارانی جان أپسپار(جان سپار) نام داشتند.
این ها سپاهیان داوطلب یا اجیربودند اسلحه دفاعی سواره ها ترکیب می یافت از سپر و کلاه خود و زره ،جوشن و چیزهای دیگر که سروسینه ودست وپا و غیره را می پوشید.
اعضاء و جواره اسب ها را نیز با قطعات آهنی می پوشاندند اسلحه تعرضی عبارت بود از تیرو کمان و شمشیر و گرز و تبرزین وکمند سواره نظام سنگین اسلحه دارای اسلحه تعرضی و دفاعی بود و مزیت قشون ایرانی در دوره ساسانی بر همان قشون در دوره اشکانی داشتن سواره نظام سنگین اسلحه است
پیاده نظام اهمیتی نداشت دهاتی ها را جمع کرده وبه آنها اسلحه و سپر داده به جنگ روانه می کردند و چون اینها ، گاهی اسلحه را ریخته فرار می نمودند.آنها را بیشتر برای خدمات خارج از صف به کار می بردند. فیل ها را عقب صف وامی داشتند زیرا در حکم ذخیره بودند روی فیل ها برج هایی می گذاشتند که پر از جنگی ها بود . فیل ها در جنگ هایی که با روم می شد مفید بودند وگاهی هم فیل ها را برای ترساندن اسب های سواره نظام دشم در پیش قشون وا می داشتند. (پیرنیا وهمکارنش ،1398 ،ص 238 )
اشکانیان:
سواره نظام
از این رو، بخش «سواره نظام» همانند دوره های قبل شکل گرفت. سواره نظام اصلی ترین قسمت
ارتش اشکانی را تشکیل می داد واین دسته خود از دوقسمت تشکیل می شد: سواره نظام سبک اسلحه و سواره نظام سنگین اسلحه [کالج، :1350.]85
سواران سبک اسلحه که بدنه ی اصلی سپاه سواره نظام را تشکیل می دادند، فقط به تیروکمان مجهز بودند و از زره و کلاهخود استفاده میکردند[بویل، .]153 :1368این رسته مخصوص تیراندازی تربیت و تجهیز
می شدند. به همین علت، چست وچالاک بودند و پیش ازآنکه دشمنان در مقام دفاع برآیند، آنان را زیر باران تیرمی گرفتند و با جنگ و گریز خسته میکردند [راوندی، :1384.]630این سواران آن قدر در تیراندازی مهارت داشتند که ازدور می جنگیدند و تیرهای آنان به هدف اصابت می کرد.
زبردستیشان در تیراندازی به حدی بود که موقع تاخت،به چابکی روی زین برمی گشتند و به طور قیقاج تیراندازی می کردند. با این حالت، تیرشان کمتر به خطا میرفت.
سواران سبک اسلحه چنان در میدان کارزار از خود هنرمندینشان می دادند
در ابتدای جنگ، رسته های سوار سبک اسلحه از هرطرف به دشمن حمله می بردند. تیرهای خود را به شد
به سوی دشمن پرتاب می کردند و تلفات زیادی به او وارد می ساختند. اگر دشمن به حمله مبادرت میکرد، آنان ازدرآویختن و مبارزه ی تن به تن پرهیز می کردند و به سرع عقب نشینی می کردند؛ ولی در عین حال، دست از تیراندازی و اذیت دشمن برنمی داشتند. بنا به گفته ی برخی از مورخان، کار دیگر این سواران، بلند کردن گرد و خاک بود تا دشمن قادر به تشخیص میزان آمادگی و یا سمت عقب نشینی آنان نشود[4]
رسته ی دیگر سواره نظام ارتش اشکانی، سواره نظام سنگین اسحله بود. یونانیان، افراد این رسته را «کاتافراکتس » می نامیدند که به عنوان نیروی ضربت وارد کارزار می شدند وبا نیزه به دشمن حمله می کردند؛ به طوری که آرایش دشمن را به هم می ریختند و باعث شکست او می شدند (ولسکی، .148:1386 )
ساختار سواران این رسته، تقلیدی از ساختارسواران سنگین اسلحه ی هخامنشی و سلوکی بود؛ به طوری که ساسانیان هم از آنان تقلید می کردند.سواران سنگین اسلحه، فاقد نرمش و انعطاف بودند
زره پوشان این گروه، زرهی بر تن می کردند که تمام بدن آنان را می پوشانید؛ به طوری که هیچ قسمتی از بدن سرباز دیده نمی شد. این اولین بار بود که چنین زرهی در دنیا اختراع شده بود و حتی کهنه کارترین جنگجویان رومی در تمام سوابق خود چنین زرهی ندیده بودند[5]
همانطور که اشاره شد، افراد سواره نظام سنگین اسلحه، عامل ضربت و جنگ بودند و از میان «آزادگان» انتخاب میشدند [دیاکونف، . 74 :1351اسلحه ی تدافعی آنان عبارت بود از: جوشن چرمی بلندی که تا زانو می رسید و روی آن قطعاتی از آهن و پولاد میدوختند. کلاه خود فلزی آنان طوری بود که تا پشت گردن و قسمتی از صورت راحفظ میکرد. شلوار چرمی تا روی پا می پوشیدند و اسبان خود را با پوششی از چرم شتر می پوشاندند که روی آنها قطعاتی از آهن و پولاد به شکل پر مرغ دوخته شده بود وتمام این قطعات صیقلی و براق بود. این نوع سلاح، ابتکارخود اشکانیان بود و توسعه و تشکیل آن در اولین دورهی حکومت این سلسله به اتمام رسیده بود [ولسکی، :1386.]115
اسلحه ی تعرضی این سواران عبارت بود از: یک نیزه ی خیلی محکم که طول آن به دو متر می رسید و قدرت بازوی سوار در نیزه زنی به اندازه ً ای بود که غالبا با
یک ضربت دو نفر را به هم می دوخت؛ به علاوه، یک شمشیر کوتاه دولبه با یک کارد به کمر می آویختند
که در مبارزه ی تن به تن استفاده می شد به تدریج، سواران سنگین اسلحه ی پارتی زبان زد مردم آن روزگار شدند و مؤثرترین نیروی کارزار درنبردهای آسیایی به شمار آمدند [خدادادیان، .]287 :1379
پیاده نظام
واحد دیگر تشکیلات ارتش در دوره ی اشکانی، رسته ی پیاده نظام بود. سپاه پیاده از لحاظ
مقام و موقعیت، بعد از سواره نظام قرار داشت وتعداد افراد آن را بیشتر بردگان و روستاییان تشکیل
می دادند. به استناد اطلاعات به دست آمده، این رسته از ارتش در جنگ ها نقش مهمی نداشتند و افراد آن غالبا در عقب جبهه به حفظ و حراست اردو مشغول بودند [راوندی، :1384.]630
پیاده نظام اشکانی جهت پیکار با دشمنان، در کوهستان ها، دره ها، صخره ها و مناطق صعب العبور مستقر می شدند و وظیفه ی آنان حفظ حراست از مراکز نظامی، پادگان ها و مکان های نگهداری تسلیحات بود [خدادادیان، .]287 :1379
سپاه ویژه
این سپاه بیشترین وظیفه اش حفاظت از جان پادشاه، درباریان و تأسیسات درباری و دولتی بود و توان پیکار بادشمنان را به اندازه ی سپاه سواره نظام نداشت؛ لذا هیچ گاه وارد میدان رزم نمی شد. وظیفه ی سپاه ویژه این بود که وقتی پادشاهان و سران سپاه اشکانی شخصا داخل گیرودار جنگ می شدند، از آنان مراقبت می کردند (همان،ص، 288)
اسبان پارتی
یکی از مهمترین تجهیزات جنگی در دورهی اشکانیان،اسب بود. اسب هایی که پارتیان پرورش می دادند، از بهترین اسبان زمان خود و مایه ی رشک دیگران بودند؛ به طوری که چینی ها نسبت به اسبان این سلسله حسد می بردند.
این حیوانات تیزرو دارای سینه های فراخ، ریه های قوی وتوانایی هایی قابل بودند که فقط به صورت چهارنعل حرکت می کردند [ورستاندیک :1386 ، 35)
اسب در «نسا»، نخستین پایتخت اشکانیان و مناطق همجوار آن پرورش داده می شد و از چنان قدرت، چالاکی و هوشیاری برخوردار بود که خود اشکانیان بخش بزرگی ازپیروزی های خویش را مدیون این حیوان می دانستند. به همین دلیل، در جبهه های جنگ از اسب با دقت فراوان مراقبت ومحافظت می شد. پوشش دفاعی اسبان جنگی در برابر تیردشمنان و مصون نگهداشتن آنها در برابر آسیبهای احتمالی،«برگستوان» نام داشت. برگستوان از صفحات چرمی ضخیم درست میشد و گاهی به صورت زره های زنجیری بود. لذا آن را به پیشانی، ران و جاهای دیگر جانور که در معرض اصابت می توانست قرار بگیرد، می بستند [خدادادیان، .1379، 287)
سواران سبک اسلحه، روی اسب ضمن تاختن با دقت تمام تیراندازی می کردند و عجیب این که هنگام عقب نشینی، تیرهای آنان غالبا به هدف می خورد و سواره نظام دشمن را به حیرت میانداخت [راوندی، 1384 ، 630)
دوران ساسانیان:
نیروهای مسلح ایران در دوران ساسانیان به دو دسته سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می شدند. سواره نظام که محور اصلی ارتش محسوب می شدند، در صف اول میدان جنگ حاضر بوده و نقش اصلی در پیروزی ها را ایفا می کردند. آن ها به دسته های سواره سبک اسلحه، سواره سنگین اسلحه، سواران ویژه(گارد جاویدان) و فیل سواران طبقه بندی می شدند. پس ار سواره نظام، پیادگان اهمیت می یافتند. آن ها مجهز به سپر، نیزه و کلاه خود بودند و برعکس سواره نظام که از اشراف و نجبا بودند، از میان طبقه فرودست جامعه وارد ارتش شد و علاوه بر جنگ در کارهایی چون حفر خندق و احداث خاکریز نیز به کار گرفته می شدند. آن ها نه تعلیمات نظامی کافی می دیدند و نه از حقوق و پاداش برخوردار بودند. واحدهای بزرگ ارتش ساسانیان را که مجموعه ای از پیاده نظام، سواره نظام و دیگر دسته ها تشکیل می دادند«گند» و فرمانده آن را«گند سالار» می نامیدند. هر گند مرکب از چند درفش و هر درفش شامل چند وشت می شد. ارتش ساسانیان با تمام قدرت و ابهتی که داشت در اثر بی کفایتی فرماندهان وقت، تضعیف شد و با ورود اسلام به ایران، منقرض گردید.
ایرانیان و رومیان در نیرو و توانایی نظامی و سازماندهی آن و نیز روشهاي جنگی نسبت به
سایر اقوام ممتاز و برتر بودهاند. ایرانیان، سازمان صفوف در پیاده نظام و سواره نظام را
میشناخته اند، چنانکه سازمان یگانها را (که حدود ششصد نفر را دربر میگرفت)می شناختند.
همین طور نیز ایرانیان انواع جنگجویان را در لشگر خویش مثل، اسب سواران، اسب سواران
تیرانداز، گروه خالدین) گروهی از سواران که برجسته بودند(، گروه فدائیین )گروهی از سواران
که به شهامت و خطرپذیري ممتاز بودند(، فیل سواران، پیادگان و گروه احتیاط را سازماندهی
کرده بودند.
گروه احتیاط، گروهی از قبایل جنگجو بودندکه در اطراف و نواحی سرزمین ایران ساکن
بودند و براي جنگ بسیج میشدند. آنان معمولا جنگجویان ممتازي بودند که فرمانده آنان نیز
یکی از مردم بومی همان منطقه بود. بعضی از گروهها بصورت سواره می جنگیدند
فردوسی شاعر حماسه سراي ایرانی نیز دوران ساسانی را چنین توصیف میکند:
به درگاه چون خواست لشگر فزون فرستاد بر هر سوي رهنمــون
که تا هر کســــی را که دارد پسر نماند که بالا کند بـــــی هنر
سواري بیــــــاموزد و رسم جنگ به گرز و کمان و به تیرخدنگ
چو کودك زکوشش به نیروشدي بهر بخششــی در بی آهو بدي
زکشـــور به درگاه شاه آمدند بدان نامور بـــــارگان آمدند
نوشتـــی عرض نام دیـــوان اوي بیاراستی کاخ و ایوان اوي
چو جنگ آمدي نو رسیده جوان برفتی ز درگــاه با پهلوان
هرآن کس که در جنگ سست آمدي بــــه آورد نا تندرست آمدي
)فردوسی، 1218:ج 2)
دوران اسلامی
خلفای اموی و عباسی در حدود 200 سال بر ایران حکمرانی می کردند و سربازان ایران را با نام جهاد به جنگ ها می بردند. در این دوران ارتش مسلمان به پنج واحد تقسیم شد و آرایش نظامی پیدا کرد. آن ها سپاه خود را در جناحین میسره و میمنه(چپ و راست)، قلب، پیشقراولان و ساقه(عقبه) تقسیم می کردند. سواره نظام این عصر که فرسان نام داشت اغلب از شتر و بعدها از اسب استفاده می کرد. اعراب در حدود 200 سال بر ایران فرمانروایی داشتند و سر انجام در حدود 205 ق، ایرانیان توانستند به رهبری طاهر بن حسین، اولین دولت مستقل خود را با نام طاهریان تأسیس و خود را از خلافت بغداد که مرکز حکومت اعراب در متصرفات شان بود، مستقل سازند.
با بروز ضعف و سستی در سلسله طاهریان، گروهی از نظامیان که عیاران نام داشتند، به رهبری یعقوب لیث صفاری، در منطقه سیستان حکومتی تشکیل داده و شروع به جمع آوری دیگر سربازان فراری نمودند. یعقوب به کلیه سرکردگان سربازان و جنگجویان که به عیاران و یا دیگر گروه های موافق با آن ها پیوسته بودند، وعده ارتقاء مقام و درجه داد
صفاریان از254تا399ه ق.
به این ترتیب دولت نظامی صفاریان پا به عرصه وجود گذاشت. غلامان خاصه، یکی از بخش های ویژه ارتش صفاریان بود. آن ها در حقیقت نیروهای مسلح دربار محسوب شده و همگی مسلح به گرز بودند. به طور کلی، جنگاوران صفاری به علت شرایط سخت محیطی و تعلق آن ها به منطقه گرم و بیابانی سیستان، رزمندگانی قانع، پرقدرت، شجاع و پرطاقت بوده، از شرایط سخت زیستی واهمه ای نداشتند و سلاح خاص آن ها نیز عبارت بود از فلاخن، شمشیر، نیزه، چرخ کمانی برای پرتاب نیزه های کوتاه و گرز چوبی.
باظهور یعقوب لیث در شرق ایران، گروه فراوانی از ایران به دور او گرد آمدند و بدین سان لشگري
بر اساس پیرامونیان او که»عیاران« نامیده می شدند، پدید آمدند.
به نوشتۀ تاریخ سیستان که بهترین و کهن ترین سند دربارة صفاریان است، در آن زمان سپاهیان یعقوب لیث صفاري معمولاً از سه بخش تشکیل می شدند.
- موالیان که سربازان معمولی بودند.
- سرهنگان که از زرخریدهاي آزاد شده بودند و هر کدام از آنها یکهزار سوار زیر امرخود داشتند.
- آزادگان که از دهقانان و نجیب زادگان و ثروتمندان تشکیل می شدند و خود دنبالۀ »آزادگان سگستان« دوران ساسانی به شمار می آمدند.
از سوي دیگر لشگریان صفاري به دو دستۀ بزرگ پیاده و سواره تقسیم می شدند که رستۀسواره بیشتر از دو گروه سرهنگان و آزادگان بودند که می توانستند براي خود اسب و جنگ افزارمناسب تهیه کنند. (بابایی،1382، 43)
سامانیان:
سامانیان از دیگر سلسله های محلی بودند که پس از ساسانیان، قدرت یافتند و در فاصله 389-279 ق در منطقه ماوراء النهر حکومتی بر هم زدند. شاه در ابتدا فرماندهان ارشد نظامی خود را از بین اشرافیت فئودال و بزرگ ایرانی انتخاب می کرد اما کم کم با قدرت گرفتن بیش از حد ایرانیان در دربار سامانی، تکیه بر عناصر و جنگاوران سامانی، نمازیان یا رزمندگان راه دین خدا بودند و زمانی که شعار جنگ با کفار مطرح می شد، حضور چشمگیرتری می یافتند. به هر حال عناصر ترک، کم کم قدرت گرفته و به قدری در دربار نفوذ یافتند که به عزل و نصب بزرگان، وزرا و حتی خود شاه پرداختند و همین امر یکی از عوامل انقراض سامانیان گردید.
دیلمیان ز316تا447ه ق
سپاهیان دیلمی به دو گونه بودند، یکی سپاهیان ورزیده همیشگی که آموزشهاي جنگی
میدیدند و در برابر کار خود مزد دریافت میکردند.
دوم سپاهیان »حشر« یا »حشري« که هنگام جنگ به سپاهیان همیشگی میپیوستند و براي
غارت و چپاول دشمن میجنگیدند.
سوار نظام ارتش ایران، خود از دو دسته همیشگی(ثابت) و موقتی تشکیل شده بود. سوارگان
همیشگی، سپاهیان سواري بودند که در پایتخت و شهرهاي بزرگ ایران همواره در خدمت ارتش
بودند و به هنگام نیاز به مرزها و میدان هاي کارزار گسیل می شدند. سوارگان موقتی سپاهیانی
بودند که هنگام صلح و آرامش در شهرها و روستاها بکار خود میپرداختند و به هنگام نیاز بسیج
شده، در ردة جنگاوران دیگر به میدان هاي نبرد میشتافتند.(همان:36)
غزنویان:
هسته مرکزی و محور ارتش غزنویان، غلامان و غلامزادگان ترک و زرخرید بودند که تعداد آنها را در حدود چهل هزار نفر ذکر کرده اند. غازیان بخش دیگر ارتش این عصر بودند که به داوطلبان جنگجوی در راه دین معروف بودند و از راه تنگدستی وارد ارتش می شدند تا پس از پیروزی سهمی از غنائم جنگی به دست آرند.گروه دیگری از ارتش غزنویان الجارها بودند که مقرری نمی گرفتند و به خاطر وطن در مقابل دشمن دفاع می کردند. جنگجویان لشکر غزنوی به طور کلی به دسته طلایه داران، سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می شد. در ارتش غزنویان گروه های کوچکی نیز وجود داشتند. فیل سواران که رعب و وحشت زیادی دردشمن ایجاد می کردند. پاسبانان لشکر که حفاظت از اموال لشکر و سپاهیان را بر عهده داشت. پره که حلقه بزرگی از سپاهیان سواره و پیاده بودند و برای تغذیه لشکریان به طور دسته جمعی به شکار می پرداختند. حشر، جنگاوران نا منظم و به قول امروزی ها چریک بودند. مایه دار به افراد ذخیره و احتیاط و پشتیبانی گفته می شد و در نهایت یزک که جلوتر از لشکر بودند و به امر شناسایی تعداد افراد، امکانات و موقعیت دشمن اقدام می کردند
پیاده نظام و سواره نظام در شاهنامه فردوسی
ارکان ارتش به طور کلی در شاهنامه از پیاده نظام ، سواره نظام و فیل سواران تشکیل می شوند.
پیاده نظام : درجنگ ها قسمت اصلی قشون است .چون یگانه صنفی است که نوع زمین قادر به حرکت بوده وبه عنوان نیروی نبرد نزدیک شناخته شده اند.
پیاده که بد در خور کارزار بفرمود تاپیش روی سوار
صفی برکشیدند نیزه وران سپردار با بادپایان سران
پی پشت ایشان سواران جنگ کز آتش به خنجر ببردندرنگ
پس پشتشان ژنده پبلان چو کوه زمین از پی پیل گشته ستوه
(شاهنامه، 1384،ص511)
سواره نظام : سواره نظام در شاهنامه از اهمیت زیادی برخوردار است و قسمت عمده جنگ را بررعهده داشته است مخصوصاً در مواقعی که سرعت عمل ایجاد می کرده است از آن استفاده می شده است .
فیل سواران:گروه سومی که درجنگ مورد استفاده قرار می گرفت ، فیل سواران بودند. کاربرد فیل سواران در عهد تاریخی شاهنامه ،خصوصاً در دوره ساسانیان بیشتر است معمولاً برپشت فیل، برج چوبی بزرگی می بستند و چند تیرانداز در این برج قرارمی گرفتند و از سوراخ های برج ، تیراندازی می کردند.(مقتدر،1318،ص90)
کاربرد دیگر فیل ها ، سدنمودن قسمت جلو لشکر به وسیله آنها به عنوان یک سنگر دفاعی مصنوعی بوده است .
صف آرایی در شاهنامه
سپاه به 4 قسمت اصلی و چند دسته فرعی تقسیم می گردد:
الف- دسته های اصلی
میسره : قسمت چپ لشکر است که معمولاً بیشتر نیروهای تشکیل دهنده آن ، افراد سواره نظام هستند. فرماندهی آنها را یکی از دلاوران سپاه که فرمانده ی کل آن را انتخاب می کرد، به عهده می گیرد.
میمینه: قسمت راست لشکراست . بیشتر افراد تشکیل دهنده آن نیز معمولاً سواره نظام هستند. همچنین فرماندهی آنها را یکی از دلاوران سپاه که توسط فرمانده کل انتخاب می شود به عهده می گیرد.
قلب: مهمترین قسمت سپاه است که مرکز فرماندهی و جایگاه استقرار فرمانده کل سپاه است . زبده ترین و کارآمد ترین نیروهای رزمی معمولاً دراین قسمت مستقرمی شوند.
ساقه: یا قسمت پشت سپاه ، گروهی از سپاهیان هستند که کار آنها حفاظت از قسمت عقب لشکر از حملات ناگهانی است . نیروهای تشکیل دهنده ی این صنف نیز سواره نظام هستند، چون از قدرت تحرک بیشتری برخوردارند. معمولاً ساقه با مقداری فاصله از پشت سرلشکر حرکت می کند و فرمانده جداگانه دارد.
ب- دسته های فرعی:
طلایه دار (جلودار): از مهمترین دسته های فرعی است . وظیفه ی طلایه آن است که پیشاپیش سپاه حرکت کند تا راه را برای عبور سپاه بی خطر کند و اگر دشمن پیش آید، سپهبد (فرمانده کل) را خبرکند. به طلایه در اصطلاح نظامی امروز «جلوداریا پیشرو» گفته می شود.
کارآگهان: وظیفه این گروه کسب اطلاع از وضعیت دشمن است. این افراد در هیأت غیرنظامی به مواضع دشمن نفوذ می کنند و اوضاع دشمن اعم از تعداد نفرات،تجهیزات ، نقاط ضعف و قوت او اطلاع حاصل می کنند و کار آنها معمولاً با عملیات جاسوسی همراه است که بسیار حائز اهمیت است . به کارآگهان در اصطلاح نظامی امروز«نیروهای اطلاعاتی »می گویندد.
دیده بانان : وظیفه این گروه انجام ملیات دیده بانی و مراقبت از حرکت نظامی دشمن است.دیده بانان معمولاً در نقاط مرتففع مثل تپه ها و قله کوه مستقر می شوندد و نزدیک شدن دشمن به مواضع خودی را به اطلاع فرماندهی می رسانند.
روزبانان : اینها نگهبانان لشکر هستند که در اطراف سپاه می گردند تا احیاناً کسی از لشکر فرار نکند و نیز درانجام وظایف خود سستی نمایند. (همان ،ص 515) به روزبانان در اصطلاح نظامی امروز «دژبان» گفته می شود.
بنه : آذوقه و آلات ذخیره جنگ است که در هنگام حرکت سپاه در جلوی لشکر حرکت می کند و درهنگام جنگ با چندفرسنگ فاصله در پشت صفوف لشگر قرار می گیرد و گروهی از لشکریان به نگهبانی از آن مامور می شوند. بنه امروزه به همین نام و در دو نوع صحرایی و رزمی وجود دارد.
کمینور:کار این گروه کمین کردن در سر راه دشمن و کند نمودن حرکت و سد نمودن راه اوست . گروه کمینور درهمه موارد تشکیل نمی شود، بلکه فقط درمواردی که دشمن قصد شبیخون دارد، تشکیل می شود. نیروهای تشکیل دهنده ً این گروه از افراد زبده و به اصطلاح امروز «ضربت» نامیده می شوند. عملیات این گروه بیشتر در خط مقدم جبهه یا به اصطلاح نظامی امروز در «لجمن» یا لبه جلویی منطقه نبرد، صورت می گیرد.
نتیجه گیری
بنا به روایات شاهنامه تا عهد اردشیر، تشکیلات منظمی تحت عنوان ارتش یا سپاه وجودنداشت و سرزمین ایران توسط حکمرانان محلی اداره می شد.(خانلری ، ص 568)
پیاده نظام در جنگ ها قسمت اصلی قشون ، چون یگانه صنفی است که نوع زمین قادر به حرکت بوده و به عنوان نبرد نزدیک شناخته شده اند.
سواره نظام در شاهنامه هم از اهمیت زیادی برخورداراست و قسمت عمده جنگ را برعهده داشته است. مخصوصاً در مواقعی که سرعت عمل ایجاد می کرده از آن استفاده می شده است.
در عهد تاریخی شاهنامه ، دردوره ساسانیان به یگان دیگر به نام فیل سواران اشاره شده است که اهمیت زیادی در ایجاد برج ویژه تیراندازی و سدنمودن قسمت جلو لشکر داشته است .(مقتدر،1318،ص90)
منابع
[1] - دانشجوی دکتری رشته ادبیات حماسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد .
[2] - استادیار دانشگاه ازاد اسلامی مشهد مقدس
[3] http://farhangemrooz.com
[4] -http.eyiran.belogfa.com
[5] [.http:lotuseu ploration.]belogfa.com
بررسی یگان های سواره نظام و پیاده نظام دردوران فردوسی
محمد رضازاده [1]
دکتر اشرف زاده [2]
چکیده:
سواره نظام و پیاده نظام دو رکن جدایی ناپذیر یگان نظامی است و اگر آن ها را از یک یگان نظامی بگیرند
، شیرازه نظام از هم می پاشد. از این رو است که در حال حاضر ارتش های جهان هنوز هم دارای یگان پیاده هستند و برخی از یگان های نظامی از جمله در انگلستان یگان سواره نظام برای شرایط گوناگون پیش بینی شده است و اخیراً در ایران هم یگان اسواران درقسمتی از نیروی انتظامی شده است.
فردوسی هم در شاهنامه به خوبی به این دو یگان اشاره و به خوبی از آنها در ایجاد تصاویر حماسی به همراه ابزارهای رزمی یا همان سلاح های جنگی بهره برده است . به طوری که در سراسر شاهنامه آنجا که میدان های نبرد را تصویب می کند با زبردستی و زیبایی از این دو یگان نام می برد بنابراین در این نوشتار خصوصیات و ویژگی های هریک از دو نظام مذکور در شاهنامه مورد برررسی قرار می گیرد.
کلیدواژه ها: شاهنامه ، شیوه های رزم، سواره نظام ، پیاده نظام، سلاح های رزمی
مقدمه :
درمیان آثار به جا مانده از شاعران جهان که آوازه آنها مرزها را پشت سر گذاشته و اقبال جهانی یافته اند و جهانیان آن اثار را از شاهکارهای ادبی می دانند؛ شاهنامه فردوسی یکی از آنهاست. یکی از ویژگی هایی که راز و رمز پایایی و پویایی شاهنامه و توفیق فردوسی است ، بهره گیری بجاو شایسته خلق تصاویر زیبا از میدان های نبرد یگان های پیاده نظام و سواره نظام است . هنگامی که شاهنامه را از دیدگاه نظامی مورد بررسی قرار می دهیم ، خواهیم دید که فردوسی ، حماسه ای بی مانند خلق کرده است .(حسن زاده،1386،شماره14)
با آنکه شاهنامه به بسیاری از گوشههای فرهنگ و تمدن ایرانی پرداخته، اما بیشتر حال و هوای رزمی و پهلوانی دارد به گفته استاد فقید دکتر ذبیحالله صفا: «فردوسی تا آن حد خوب از عهده وصف میدانهای جنگ، اوصاف پهلوانان، توصیف جنگهای تن به تن… و امثال آنها برآمده است که در بان فارسی شاعری را از این حیث همدوش او نمیتوان شمرد»( سایت فرهنگ امروز)[3] اهمیت اسب و جایگاه آن در نبردهابه حدی است که در قرآن کریم نیز به دان پرداخته شده است.
و اعدوالهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدواالله وعدوکم)
"آن اندازه که در توان خود دارید، از قوه و قدرت و اسبان سواري فراهم سازید بقدري که
در دل دشمنان خدا و دشمنان خودتان رعب و هراس ایجاد کنید(قران کریم ، انفال – 60)
بنابراین دراین نوشتار سعی شده است که دو مقوله از ارکان یگان نظامی در زمان فردوسی مورد بررسی قرارگیرد و ویژگی های هریک نیز از ابعاد نظامی صرفاً از زمان پارت ها تا سال 450 هجری یعنی زمانی حیات فردوسی مورد کنکاش قرار قرارگرفته است.
تاریخچه پیاده نظام و سواره نظام :
دوره ی اول پارسی (دوره پارت ها):
از فنون ابن دوره چیزی که مورد شبیه نیست فنون جنگی است که در نزد پارتی ها خیلی متداول بوده و مخصوصاً اسب سواری و تیراندازی را جوان ها می بایست یادگیرند. یک اسلوب چنگی معمول سواری های پارتی بوده که معروف به جنگ و گریز است . از فن محاصره و استعمال آلات و ادوات محاصره بهره ای نداشتند. چنانکه آلات محاصره و قلعه گیری رومی ها را وقتی که می گرفتند خراب می کردند. پیاده نظام تعریفی نداشت و نیز دیده نمی شود که قشون جاویدان دوره هخامنشی دراین دوره هم باشد.
دوره مادها :
نیروهای نظامی ایران از همان ابتدای پیدایش شامل دو بخش سواره نظام و پیاده نظام می شد. این ارتش در ابتدا مردمی بود و اعضای کلیه قبایل تحت حکومت مادها به صورت داوطلب به آن می پیوستند.. از زمان هوخ شتره یکی از پادشاهان بزرگ مادها، سربازان بر حسب نوع سلاح به دسته های کمانداران، نیزه داران و سواران تقسیم شدند و در کنار آنان دسته های پشتیبانی، تدارکات و یگان های بارکش قرار گرفت.
به طورخلاصه سازمان و اسلحه ارتش مادی در زمان هوخشتره به این ترتیب بود : سربازان به دو دسته بزرگ و مجزای سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می شدند. کوچکترین واحد پیاده نظام وی به گفته گزنفون دسته های پنج نفری بودند که تحت فرماندهی یک سرجوخه قرارداشتند وهردودسته پنج نفری یک جوخه ده نفری را تشکیل می دادند و ترتیب سلسله مراتب به صورت دسته های صد نفری، هزارنفری بود.
اسلحه آنان را سپری از نی ، که بسیار محکم ساخته شده بودد.
از زمان داریوش بر پایه سه دسته سپاه جاویدان، پیاده نظام و سواره نظام تقسیم بندی شد. سپاه جاویدان یا همان یاران فنا ناپذیر که محافظ و نگهبان شاه بودند، از ده هزار سرباز زبده که از خاندان اشراف پارس و از میان جوانان سالم و بلند قامت بودند تشکیل شده بود. این افراد از کودکی با فنون اسب سواری، تیر اندازی، پرتاب نیزه، شمشیر بازی و نبرد تن به تن آشنا شده و تا پایان دوره سربازی حق ازدواج نداشتند. آن ها پس از سن بیست سالگی وارد مرحله سپاهیگری شده و بعدها بخش اعظم سواره نظام را تشکیل می دادند.
سواره نظام در ارتش پارسیان نقش مهمی در جنگ ها داشتند و سلاح اصلی آن ها نیزه بود. پس از سواره نظام، خیل عظیم ارتش هخامنشیان را پیاده نظام تشکیل می داد. آن ها کلاه نمدین بر سر می گذاشتندو روی زره آن ها با پولک های فلزی پوشیده می شد. نیزه، شمشیر و تیر و کمان سلاح اصلی پیاده نظام سربازان هخامنشی به شمار می رفت. علاوه بر سه گروه مذکور، یک نیروی مسلح دیگر نیز در ارتش آن زمان فعال بود که سربازان آن از نجبای پارس، ماد و حتی ایلامی ها برگزیده می شد. وظیفه اصلی این گروه حفاظت از شخص شاه در کنار سپاه جاویدان بود. و در حقیقت گارد مسلح سلطنتی محسوب می شد.
دراین دوران پیک های سواره به سرعت خود را به حکام ایالات مختلف می رساندند و پیام تجهیز و آماده باش را به آنها اعلام می کردند.
درسپاه کوروش پیشانی و سینه اسبان پوشش نداشت وسواران شمشیر کوتاه یونانی بسته بودند .(خالقی،ص523) دربال چپ ،سواران با جوشن های سفید زیر فرمان تیسافرن قرارگرفته بودند. در پشت آنها پیادگان سبک اسلحه ها باسپرهای بافته شده و سپس پیادگان سنگین اسلحه با سپرهای چوبی که تا به زمین می رسید دیده می شد . چنان که می گفتند این ها سربازان مصری بودند. در پشت آنها باز دسته سواران قرار گرفته بود و سپس نوبت به کمان داران می رسید. (همان، ص 524)
دسته های سپاه به ترتیب اقدام گوناگون منظم شده بود و هر دسته ای برای خود مربعی را تشکیل می داد . پیشاپیش آنها ارابه های داس دار با فاصله معین از یکدیگر در حرکت بودند.
سواران ایرانی حتی هنگام گریز، به گروهی از یونانیان آسیب رساندند. زیرا آنها از زین اسب به پشت خود تیراندازی می کردند.(همان ، ص 524)
قسمت عمده قشون را سواره نظام تشکیل می نمود.سواره نظام مرکب بود از: اولاً از سواران جاویدان .ولیکن معلوم نیست عده آنها چه بوده . ثانیاً از سواران چریک که پادشاهان دست نشانده برای خدمت حاضرمی کردند درمیان آنها همه نوع طوایف دیده می شد ثالثاً سوارانی جان أپسپار(جان سپار) نام داشتند.
این ها سپاهیان داوطلب یا اجیربودند اسلحه دفاعی سواره ها ترکیب می یافت از سپر و کلاه خود و زره ،جوشن و چیزهای دیگر که سروسینه ودست وپا و غیره را می پوشید.
اعضاء و جواره اسب ها را نیز با قطعات آهنی می پوشاندند اسلحه تعرضی عبارت بود از تیرو کمان و شمشیر و گرز و تبرزین وکمند سواره نظام سنگین اسلحه دارای اسلحه تعرضی و دفاعی بود و مزیت قشون ایرانی در دوره ساسانی بر همان قشون در دوره اشکانی داشتن سواره نظام سنگین اسلحه است
پیاده نظام اهمیتی نداشت دهاتی ها را جمع کرده وبه آنها اسلحه و سپر داده به جنگ روانه می کردند و چون اینها ، گاهی اسلحه را ریخته فرار می نمودند.آنها را بیشتر برای خدمات خارج از صف به کار می بردند. فیل ها را عقب صف وامی داشتند زیرا در حکم ذخیره بودند روی فیل ها برج هایی می گذاشتند که پر از جنگی ها بود . فیل ها در جنگ هایی که با روم می شد مفید بودند وگاهی هم فیل ها را برای ترساندن اسب های سواره نظام دشم در پیش قشون وا می داشتند. (پیرنیا وهمکارنش ،1398 ،ص 238 )
اشکانیان:
سواره نظام
از این رو، بخش «سواره نظام» همانند دوره های قبل شکل گرفت. سواره نظام اصلی ترین قسمت
ارتش اشکانی را تشکیل می داد واین دسته خود از دوقسمت تشکیل می شد: سواره نظام سبک اسلحه و سواره نظام سنگین اسلحه [کالج، :1350.]85
سواران سبک اسلحه که بدنه ی اصلی سپاه سواره نظام را تشکیل می دادند، فقط به تیروکمان مجهز بودند و از زره و کلاهخود استفاده میکردند[بویل، .]153 :1368این رسته مخصوص تیراندازی تربیت و تجهیز
می شدند. به همین علت، چست وچالاک بودند و پیش ازآنکه دشمنان در مقام دفاع برآیند، آنان را زیر باران تیرمی گرفتند و با جنگ و گریز خسته میکردند [راوندی، :1384.]630این سواران آن قدر در تیراندازی مهارت داشتند که ازدور می جنگیدند و تیرهای آنان به هدف اصابت می کرد.
زبردستیشان در تیراندازی به حدی بود که موقع تاخت،به چابکی روی زین برمی گشتند و به طور قیقاج تیراندازی می کردند. با این حالت، تیرشان کمتر به خطا میرفت.
سواران سبک اسلحه چنان در میدان کارزار از خود هنرمندینشان می دادند
در ابتدای جنگ، رسته های سوار سبک اسلحه از هرطرف به دشمن حمله می بردند. تیرهای خود را به شد
به سوی دشمن پرتاب می کردند و تلفات زیادی به او وارد می ساختند. اگر دشمن به حمله مبادرت میکرد، آنان ازدرآویختن و مبارزه ی تن به تن پرهیز می کردند و به سرع عقب نشینی می کردند؛ ولی در عین حال، دست از تیراندازی و اذیت دشمن برنمی داشتند. بنا به گفته ی برخی از مورخان، کار دیگر این سواران، بلند کردن گرد و خاک بود تا دشمن قادر به تشخیص میزان آمادگی و یا سمت عقب نشینی آنان نشود[4]
رسته ی دیگر سواره نظام ارتش اشکانی، سواره نظام سنگین اسحله بود. یونانیان، افراد این رسته را «کاتافراکتس » می نامیدند که به عنوان نیروی ضربت وارد کارزار می شدند وبا نیزه به دشمن حمله می کردند؛ به طوری که آرایش دشمن را به هم می ریختند و باعث شکست او می شدند (ولسکی، .148:1386 )
ساختار سواران این رسته، تقلیدی از ساختارسواران سنگین اسلحه ی هخامنشی و سلوکی بود؛ به طوری که ساسانیان هم از آنان تقلید می کردند.سواران سنگین اسلحه، فاقد نرمش و انعطاف بودند
زره پوشان این گروه، زرهی بر تن می کردند که تمام بدن آنان را می پوشانید؛ به طوری که هیچ قسمتی از بدن سرباز دیده نمی شد. این اولین بار بود که چنین زرهی در دنیا اختراع شده بود و حتی کهنه کارترین جنگجویان رومی در تمام سوابق خود چنین زرهی ندیده بودند[5]
همانطور که اشاره شد، افراد سواره نظام سنگین اسلحه، عامل ضربت و جنگ بودند و از میان «آزادگان» انتخاب میشدند [دیاکونف، . 74 :1351اسلحه ی تدافعی آنان عبارت بود از: جوشن چرمی بلندی که تا زانو می رسید و روی آن قطعاتی از آهن و پولاد میدوختند. کلاه خود فلزی آنان طوری بود که تا پشت گردن و قسمتی از صورت راحفظ میکرد. شلوار چرمی تا روی پا می پوشیدند و اسبان خود را با پوششی از چرم شتر می پوشاندند که روی آنها قطعاتی از آهن و پولاد به شکل پر مرغ دوخته شده بود وتمام این قطعات صیقلی و براق بود. این نوع سلاح، ابتکارخود اشکانیان بود و توسعه و تشکیل آن در اولین دورهی حکومت این سلسله به اتمام رسیده بود [ولسکی، :1386.]115
اسلحه ی تعرضی این سواران عبارت بود از: یک نیزه ی خیلی محکم که طول آن به دو متر می رسید و قدرت بازوی سوار در نیزه زنی به اندازه ً ای بود که غالبا با
یک ضربت دو نفر را به هم می دوخت؛ به علاوه، یک شمشیر کوتاه دولبه با یک کارد به کمر می آویختند
که در مبارزه ی تن به تن استفاده می شد به تدریج، سواران سنگین اسلحه ی پارتی زبان زد مردم آن روزگار شدند و مؤثرترین نیروی کارزار درنبردهای آسیایی به شمار آمدند [خدادادیان، .]287 :1379
پیاده نظام
واحد دیگر تشکیلات ارتش در دوره ی اشکانی، رسته ی پیاده نظام بود. سپاه پیاده از لحاظ
مقام و موقعیت، بعد از سواره نظام قرار داشت وتعداد افراد آن را بیشتر بردگان و روستاییان تشکیل
می دادند. به استناد اطلاعات به دست آمده، این رسته از ارتش در جنگ ها نقش مهمی نداشتند و افراد آن غالبا در عقب جبهه به حفظ و حراست اردو مشغول بودند [راوندی، :1384.]630
پیاده نظام اشکانی جهت پیکار با دشمنان، در کوهستان ها، دره ها، صخره ها و مناطق صعب العبور مستقر می شدند و وظیفه ی آنان حفظ حراست از مراکز نظامی، پادگان ها و مکان های نگهداری تسلیحات بود [خدادادیان، .]287 :1379
سپاه ویژه
این سپاه بیشترین وظیفه اش حفاظت از جان پادشاه، درباریان و تأسیسات درباری و دولتی بود و توان پیکار بادشمنان را به اندازه ی سپاه سواره نظام نداشت؛ لذا هیچ گاه وارد میدان رزم نمی شد. وظیفه ی سپاه ویژه این بود که وقتی پادشاهان و سران سپاه اشکانی شخصا داخل گیرودار جنگ می شدند، از آنان مراقبت می کردند (همان،ص، 288)
اسبان پارتی
یکی از مهمترین تجهیزات جنگی در دورهی اشکانیان،اسب بود. اسب هایی که پارتیان پرورش می دادند، از بهترین اسبان زمان خود و مایه ی رشک دیگران بودند؛ به طوری که چینی ها نسبت به اسبان این سلسله حسد می بردند.
این حیوانات تیزرو دارای سینه های فراخ، ریه های قوی وتوانایی هایی قابل بودند که فقط به صورت چهارنعل حرکت می کردند [ورستاندیک :1386 ، 35)
اسب در «نسا»، نخستین پایتخت اشکانیان و مناطق همجوار آن پرورش داده می شد و از چنان قدرت، چالاکی و هوشیاری برخوردار بود که خود اشکانیان بخش بزرگی ازپیروزی های خویش را مدیون این حیوان می دانستند. به همین دلیل، در جبهه های جنگ از اسب با دقت فراوان مراقبت ومحافظت می شد. پوشش دفاعی اسبان جنگی در برابر تیردشمنان و مصون نگهداشتن آنها در برابر آسیبهای احتمالی،«برگستوان» نام داشت. برگستوان از صفحات چرمی ضخیم درست میشد و گاهی به صورت زره های زنجیری بود. لذا آن را به پیشانی، ران و جاهای دیگر جانور که در معرض اصابت می توانست قرار بگیرد، می بستند [خدادادیان، .1379، 287)
سواران سبک اسلحه، روی اسب ضمن تاختن با دقت تمام تیراندازی می کردند و عجیب این که هنگام عقب نشینی، تیرهای آنان غالبا به هدف می خورد و سواره نظام دشمن را به حیرت میانداخت [راوندی، 1384 ، 630)
دوران ساسانیان:
نیروهای مسلح ایران در دوران ساسانیان به دو دسته سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می شدند. سواره نظام که محور اصلی ارتش محسوب می شدند، در صف اول میدان جنگ حاضر بوده و نقش اصلی در پیروزی ها را ایفا می کردند. آن ها به دسته های سواره سبک اسلحه، سواره سنگین اسلحه، سواران ویژه(گارد جاویدان) و فیل سواران طبقه بندی می شدند. پس ار سواره نظام، پیادگان اهمیت می یافتند. آن ها مجهز به سپر، نیزه و کلاه خود بودند و برعکس سواره نظام که از اشراف و نجبا بودند، از میان طبقه فرودست جامعه وارد ارتش شد و علاوه بر جنگ در کارهایی چون حفر خندق و احداث خاکریز نیز به کار گرفته می شدند. آن ها نه تعلیمات نظامی کافی می دیدند و نه از حقوق و پاداش برخوردار بودند. واحدهای بزرگ ارتش ساسانیان را که مجموعه ای از پیاده نظام، سواره نظام و دیگر دسته ها تشکیل می دادند«گند» و فرمانده آن را«گند سالار» می نامیدند. هر گند مرکب از چند درفش و هر درفش شامل چند وشت می شد. ارتش ساسانیان با تمام قدرت و ابهتی که داشت در اثر بی کفایتی فرماندهان وقت، تضعیف شد و با ورود اسلام به ایران، منقرض گردید.
ایرانیان و رومیان در نیرو و توانایی نظامی و سازماندهی آن و نیز روشهاي جنگی نسبت به
سایر اقوام ممتاز و برتر بودهاند. ایرانیان، سازمان صفوف در پیاده نظام و سواره نظام را
میشناخته اند، چنانکه سازمان یگانها را (که حدود ششصد نفر را دربر میگرفت)می شناختند.
همین طور نیز ایرانیان انواع جنگجویان را در لشگر خویش مثل، اسب سواران، اسب سواران
تیرانداز، گروه خالدین) گروهی از سواران که برجسته بودند(، گروه فدائیین )گروهی از سواران
که به شهامت و خطرپذیري ممتاز بودند(، فیل سواران، پیادگان و گروه احتیاط را سازماندهی
کرده بودند.
گروه احتیاط، گروهی از قبایل جنگجو بودندکه در اطراف و نواحی سرزمین ایران ساکن
بودند و براي جنگ بسیج میشدند. آنان معمولا جنگجویان ممتازي بودند که فرمانده آنان نیز
یکی از مردم بومی همان منطقه بود. بعضی از گروهها بصورت سواره می جنگیدند
فردوسی شاعر حماسه سراي ایرانی نیز دوران ساسانی را چنین توصیف میکند:
به درگاه چون خواست لشگر فزون فرستاد بر هر سوي رهنمــون
که تا هر کســــی را که دارد پسر نماند که بالا کند بـــــی هنر
سواري بیــــــاموزد و رسم جنگ به گرز و کمان و به تیرخدنگ
چو کودك زکوشش به نیروشدي بهر بخششــی در بی آهو بدي
زکشـــور به درگاه شاه آمدند بدان نامور بـــــارگان آمدند
نوشتـــی عرض نام دیـــوان اوي بیاراستی کاخ و ایوان اوي
چو جنگ آمدي نو رسیده جوان برفتی ز درگــاه با پهلوان
هرآن کس که در جنگ سست آمدي بــــه آورد نا تندرست آمدي
)فردوسی، 1218:ج 2)
دوران اسلامی
خلفای اموی و عباسی در حدود 200 سال بر ایران حکمرانی می کردند و سربازان ایران را با نام جهاد به جنگ ها می بردند. در این دوران ارتش مسلمان به پنج واحد تقسیم شد و آرایش نظامی پیدا کرد. آن ها سپاه خود را در جناحین میسره و میمنه(چپ و راست)، قلب، پیشقراولان و ساقه(عقبه) تقسیم می کردند. سواره نظام این عصر که فرسان نام داشت اغلب از شتر و بعدها از اسب استفاده می کرد. اعراب در حدود 200 سال بر ایران فرمانروایی داشتند و سر انجام در حدود 205 ق، ایرانیان توانستند به رهبری طاهر بن حسین، اولین دولت مستقل خود را با نام طاهریان تأسیس و خود را از خلافت بغداد که مرکز حکومت اعراب در متصرفات شان بود، مستقل سازند.
با بروز ضعف و سستی در سلسله طاهریان، گروهی از نظامیان که عیاران نام داشتند، به رهبری یعقوب لیث صفاری، در منطقه سیستان حکومتی تشکیل داده و شروع به جمع آوری دیگر سربازان فراری نمودند. یعقوب به کلیه سرکردگان سربازان و جنگجویان که به عیاران و یا دیگر گروه های موافق با آن ها پیوسته بودند، وعده ارتقاء مقام و درجه داد
صفاریان از254تا399ه ق.
به این ترتیب دولت نظامی صفاریان پا به عرصه وجود گذاشت. غلامان خاصه، یکی از بخش های ویژه ارتش صفاریان بود. آن ها در حقیقت نیروهای مسلح دربار محسوب شده و همگی مسلح به گرز بودند. به طور کلی، جنگاوران صفاری به علت شرایط سخت محیطی و تعلق آن ها به منطقه گرم و بیابانی سیستان، رزمندگانی قانع، پرقدرت، شجاع و پرطاقت بوده، از شرایط سخت زیستی واهمه ای نداشتند و سلاح خاص آن ها نیز عبارت بود از فلاخن، شمشیر، نیزه، چرخ کمانی برای پرتاب نیزه های کوتاه و گرز چوبی.
باظهور یعقوب لیث در شرق ایران، گروه فراوانی از ایران به دور او گرد آمدند و بدین سان لشگري
بر اساس پیرامونیان او که»عیاران« نامیده می شدند، پدید آمدند.
به نوشتۀ تاریخ سیستان که بهترین و کهن ترین سند دربارة صفاریان است، در آن زمان سپاهیان یعقوب لیث صفاري معمولاً از سه بخش تشکیل می شدند.
- موالیان که سربازان معمولی بودند.
- سرهنگان که از زرخریدهاي آزاد شده بودند و هر کدام از آنها یکهزار سوار زیر امرخود داشتند.
- آزادگان که از دهقانان و نجیب زادگان و ثروتمندان تشکیل می شدند و خود دنبالۀ »آزادگان سگستان« دوران ساسانی به شمار می آمدند.
از سوي دیگر لشگریان صفاري به دو دستۀ بزرگ پیاده و سواره تقسیم می شدند که رستۀسواره بیشتر از دو گروه سرهنگان و آزادگان بودند که می توانستند براي خود اسب و جنگ افزارمناسب تهیه کنند. (بابایی،1382، 43)
سامانیان:
سامانیان از دیگر سلسله های محلی بودند که پس از ساسانیان، قدرت یافتند و در فاصله 389-279 ق در منطقه ماوراء النهر حکومتی بر هم زدند. شاه در ابتدا فرماندهان ارشد نظامی خود را از بین اشرافیت فئودال و بزرگ ایرانی انتخاب می کرد اما کم کم با قدرت گرفتن بیش از حد ایرانیان در دربار سامانی، تکیه بر عناصر و جنگاوران سامانی، نمازیان یا رزمندگان راه دین خدا بودند و زمانی که شعار جنگ با کفار مطرح می شد، حضور چشمگیرتری می یافتند. به هر حال عناصر ترک، کم کم قدرت گرفته و به قدری در دربار نفوذ یافتند که به عزل و نصب بزرگان، وزرا و حتی خود شاه پرداختند و همین امر یکی از عوامل انقراض سامانیان گردید.
دیلمیان ز316تا447ه ق
سپاهیان دیلمی به دو گونه بودند، یکی سپاهیان ورزیده همیشگی که آموزشهاي جنگی
میدیدند و در برابر کار خود مزد دریافت میکردند.
دوم سپاهیان »حشر« یا »حشري« که هنگام جنگ به سپاهیان همیشگی میپیوستند و براي
غارت و چپاول دشمن میجنگیدند.
سوار نظام ارتش ایران، خود از دو دسته همیشگی(ثابت) و موقتی تشکیل شده بود. سوارگان
همیشگی، سپاهیان سواري بودند که در پایتخت و شهرهاي بزرگ ایران همواره در خدمت ارتش
بودند و به هنگام نیاز به مرزها و میدان هاي کارزار گسیل می شدند. سوارگان موقتی سپاهیانی
بودند که هنگام صلح و آرامش در شهرها و روستاها بکار خود میپرداختند و به هنگام نیاز بسیج
شده، در ردة جنگاوران دیگر به میدان هاي نبرد میشتافتند.(همان:36)
غزنویان:
هسته مرکزی و محور ارتش غزنویان، غلامان و غلامزادگان ترک و زرخرید بودند که تعداد آنها را در حدود چهل هزار نفر ذکر کرده اند. غازیان بخش دیگر ارتش این عصر بودند که به داوطلبان جنگجوی در راه دین معروف بودند و از راه تنگدستی وارد ارتش می شدند تا پس از پیروزی سهمی از غنائم جنگی به دست آرند.گروه دیگری از ارتش غزنویان الجارها بودند که مقرری نمی گرفتند و به خاطر وطن در مقابل دشمن دفاع می کردند. جنگجویان لشکر غزنوی به طور کلی به دسته طلایه داران، سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می شد. در ارتش غزنویان گروه های کوچکی نیز وجود داشتند. فیل سواران که رعب و وحشت زیادی دردشمن ایجاد می کردند. پاسبانان لشکر که حفاظت از اموال لشکر و سپاهیان را بر عهده داشت. پره که حلقه بزرگی از سپاهیان سواره و پیاده بودند و برای تغذیه لشکریان به طور دسته جمعی به شکار می پرداختند. حشر، جنگاوران نا منظم و به قول امروزی ها چریک بودند. مایه دار به افراد ذخیره و احتیاط و پشتیبانی گفته می شد و در نهایت یزک که جلوتر از لشکر بودند و به امر شناسایی تعداد افراد، امکانات و موقعیت دشمن اقدام می کردند
پیاده نظام و سواره نظام در شاهنامه فردوسی
ارکان ارتش به طور کلی در شاهنامه از پیاده نظام ، سواره نظام و فیل سواران تشکیل می شوند.
پیاده نظام : درجنگ ها قسمت اصلی قشون است .چون یگانه صنفی است که نوع زمین قادر به حرکت بوده وبه عنوان نیروی نبرد نزدیک شناخته شده اند.
پیاده که بد در خور کارزار بفرمود تاپیش روی سوار
صفی برکشیدند نیزه وران سپردار با بادپایان سران
پی پشت ایشان سواران جنگ کز آتش به خنجر ببردندرنگ
پس پشتشان ژنده پبلان چو کوه زمین از پی پیل گشته ستوه
(شاهنامه، 1384،ص511)
سواره نظام : سواره نظام در شاهنامه از اهمیت زیادی برخوردار است و قسمت عمده جنگ را بررعهده داشته است مخصوصاً در مواقعی که سرعت عمل ایجاد می کرده است از آن استفاده می شده است .
فیل سواران:گروه سومی که درجنگ مورد استفاده قرار می گرفت ، فیل سواران بودند. کاربرد فیل سواران در عهد تاریخی شاهنامه ،خصوصاً در دوره ساسانیان بیشتر است معمولاً برپشت فیل، برج چوبی بزرگی می بستند و چند تیرانداز در این برج قرارمی گرفتند و از سوراخ های برج ، تیراندازی می کردند.(مقتدر،1318،ص90)
کاربرد دیگر فیل ها ، سدنمودن قسمت جلو لشکر به وسیله آنها به عنوان یک سنگر دفاعی مصنوعی بوده است .
صف آرایی در شاهنامه
سپاه به 4 قسمت اصلی و چند دسته فرعی تقسیم می گردد:
الف- دسته های اصلی
میسره : قسمت چپ لشکر است که معمولاً بیشتر نیروهای تشکیل دهنده آن ، افراد سواره نظام هستند. فرماندهی آنها را یکی از دلاوران سپاه که فرمانده ی کل آن را انتخاب می کرد، به عهده می گیرد.
میمینه: قسمت راست لشکراست . بیشتر افراد تشکیل دهنده آن نیز معمولاً سواره نظام هستند. همچنین فرماندهی آنها را یکی از دلاوران سپاه که توسط فرمانده کل انتخاب می شود به عهده می گیرد.
قلب: مهمترین قسمت سپاه است که مرکز فرماندهی و جایگاه استقرار فرمانده کل سپاه است . زبده ترین و کارآمد ترین نیروهای رزمی معمولاً دراین قسمت مستقرمی شوند.
ساقه: یا قسمت پشت سپاه ، گروهی از سپاهیان هستند که کار آنها حفاظت از قسمت عقب لشکر از حملات ناگهانی است . نیروهای تشکیل دهنده ی این صنف نیز سواره نظام هستند، چون از قدرت تحرک بیشتری برخوردارند. معمولاً ساقه با مقداری فاصله از پشت سرلشکر حرکت می کند و فرمانده جداگانه دارد.
ب- دسته های فرعی:
طلایه دار (جلودار): از مهمترین دسته های فرعی است . وظیفه ی طلایه آن است که پیشاپیش سپاه حرکت کند تا راه را برای عبور سپاه بی خطر کند و اگر دشمن پیش آید، سپهبد (فرمانده کل) را خبرکند. به طلایه در اصطلاح نظامی امروز «جلوداریا پیشرو» گفته می شود.
کارآگهان: وظیفه این گروه کسب اطلاع از وضعیت دشمن است. این افراد در هیأت غیرنظامی به مواضع دشمن نفوذ می کنند و اوضاع دشمن اعم از تعداد نفرات،تجهیزات ، نقاط ضعف و قوت او اطلاع حاصل می کنند و کار آنها معمولاً با عملیات جاسوسی همراه است که بسیار حائز اهمیت است . به کارآگهان در اصطلاح نظامی امروز«نیروهای اطلاعاتی »می گویندد.
دیده بانان : وظیفه این گروه انجام ملیات دیده بانی و مراقبت از حرکت نظامی دشمن است.دیده بانان معمولاً در نقاط مرتففع مثل تپه ها و قله کوه مستقر می شوندد و نزدیک شدن دشمن به مواضع خودی را به اطلاع فرماندهی می رسانند.
روزبانان : اینها نگهبانان لشکر هستند که در اطراف سپاه می گردند تا احیاناً کسی از لشکر فرار نکند و نیز درانجام وظایف خود سستی نمایند. (همان ،ص 515) به روزبانان در اصطلاح نظامی امروز «دژبان» گفته می شود.
بنه : آذوقه و آلات ذخیره جنگ است که در هنگام حرکت سپاه در جلوی لشکر حرکت می کند و درهنگام جنگ با چندفرسنگ فاصله در پشت صفوف لشگر قرار می گیرد و گروهی از لشکریان به نگهبانی از آن مامور می شوند. بنه امروزه به همین نام و در دو نوع صحرایی و رزمی وجود دارد.
کمینور:کار این گروه کمین کردن در سر راه دشمن و کند نمودن حرکت و سد نمودن راه اوست . گروه کمینور درهمه موارد تشکیل نمی شود، بلکه فقط درمواردی که دشمن قصد شبیخون دارد، تشکیل می شود. نیروهای تشکیل دهنده ً این گروه از افراد زبده و به اصطلاح امروز «ضربت» نامیده می شوند. عملیات این گروه بیشتر در خط مقدم جبهه یا به اصطلاح نظامی امروز در «لجمن» یا لبه جلویی منطقه نبرد، صورت می گیرد.
نتیجه گیری
بنا به روایات شاهنامه تا عهد اردشیر، تشکیلات منظمی تحت عنوان ارتش یا سپاه وجودنداشت و سرزمین ایران توسط حکمرانان محلی اداره می شد.(خانلری ، ص 568)
پیاده نظام در جنگ ها قسمت اصلی قشون ، چون یگانه صنفی است که نوع زمین قادر به حرکت بوده و به عنوان نبرد نزدیک شناخته شده اند.
سواره نظام در شاهنامه هم از اهمیت زیادی برخورداراست و قسمت عمده جنگ را برعهده داشته است. مخصوصاً در مواقعی که سرعت عمل ایجاد می کرده از آن استفاده می شده است.
در عهد تاریخی شاهنامه ، دردوره ساسانیان به یگان دیگر به نام فیل سواران اشاره شده است که اهمیت زیادی در ایجاد برج ویژه تیراندازی و سدنمودن قسمت جلو لشکر داشته است .(مقتدر،1318،ص90)
منابع
[1] - دانشجوی دکتری رشته ادبیات حماسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد .
[2] - استادیار دانشگاه ازاد اسلامی مشهد مقدس
[3] http://farhangemrooz.com
[4] -http.eyiran.belogfa.com
[5] [.http:lotuseu ploration.]belogfa.com
بخش نظرات این مطلب
ليست صفحات
آمار
درباره ما

ورود کاربران
آخرین نظرات کاربران
امکانات جانبی