بررسی تطبیقی اساطیر ایزدان ایران باستان و خدایان مجمع

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

بررسی تطبیقی اساطیر ایزدان ایران باستان و خدایان مجمع ولادیمیر اسلاو شرقی

بررسی تطبیقی اساطیر ایزدان ایران باستان و خدایان مجمع
ولادیمیر اسلاو شرقی
یگانه شیخ الاسلامی1
تاریخ دریافت: 89/00/03

تاریخ پذیرش: 89/09/15
کد مقاله: 85053
چکـیده
هندواروپاییان اقوامی بودند که هزاران سال قبل از میلاد مسیح از سرزمینهای شمالی آسیا و اروپای شرقی به مناطق

جنوب، جنوب شرقی و جنوب غربی کوچ کردند. این مهاجرت در بازه ی زمانی طولانی و در قالب گروههای مختلف صورت
پذیرفت. آخرین گروه از مهاجران هندواروپایی، اسلاوها و هندوایرانیان بودند که هرکدام طی مراحلی به سرزمینهای
جدید خود رسیدند. خاستگاه مشترک این اقوام ناخودآگاه زمینهی اشتراک فرهنگی و اساطیری میان آنان را موجب شد و
کهن الگوهای جمعی این اقوام را تحت تأثیر اقوام بومی هر منطقه متبلور کرد. لذا تشابهات زبانی و مفهومی بسیاری میان
خدایان اسلاو شرقی و ایزدان ایران باستان وجود دارد. این اساطیر که بیشتر در قالب روایتهای شفاهی و داستانهای
عامیانه منتقلشدهاند؛ سرانجام در دورهای بهصورت سازمانیافته و منظم معرفیگشتند. این سازمانیافتگی در اساطیر ایران
مرهون تدوین و کتابت اوستا در قرون اولیهی اسلامی؛ و در اساطیر اسلاو ماحصل تلاش شاهزاده ولادیمیر کیف برای
جمعآوری و تنظیم باورهای باستانی مردم خود در قرون نهم و دهم میلادی است. با بررسی ویژگیهای شخصیت خدایان
مجمع ولادیمیر و ایزدان ایرانی، در عین برخورد با تفاوتهای بسیار؛ به اشتراکات چشمگیری برمیخوریم که گویای تأثیر
و تأثر این دو فرهنگ و قومیت بر یکدیگر هستند.
واژگـان کلـیدی: هندواروپاییان، اسطوره، ایزدان ایران باستان، اسلاو، مجمع خدایان ولادیمیر
-8دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر ()yeganeh.she@gmail.com
www.noormags.ir

NOORMAGS
71

سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-1مقدمه
اسلاوها و هندوایرانیان آخرین گروه از هندواروپاییانی بودند که به سمت سرزمینهای جنوبی مهاجرت. این دو گروه قرنها در

همسایگی و در ارتباط با یکدیگر زندگی میکردند و از فرهنگ و باورهای اساطیری هم تأثیرمیپذیرفتند. موارد گفتهشده سندی
هستند بر اثبات اشتراکات و شباهتهای اساطیری میان این دو قوم که پساز سالها همنشینی، در برههای از تاریخ از یکدیگر
جداشدند و با اقوام بومی سرزمینهای خود درآمیختند. بدین صورت که اساطیر هندوایرانی در ترکیب با باورهای کهن ساکنان بومی
فلات ایران دچار تغییر و تحولاتی شدند و در نهایت در دین زرتشت بهصورتی سازمانیافته و منظم ورودکردند. این درحالی بود که
قرنها بهصورت شفاهی به حیات خود ادامهدادند و در نهایت در تقابل با دین نوظهور اسلام، به صرافت مکتوبشدن افتادند. اساطیر
پراکندهی اسلاو نیز توسط شاهزاده ولادیمیر، پادشاه قدرتمند اسلاو شرقی، در واکنش به تأثیر روزافزون دین مسیحیت توسط
همسایهی قدرتمند خود، امپراطوری بیزانس، گردآوری و تظیم گشتند و تحت عنوان مجمع خدایان ولادیمیر معرفیشدند.
در این مقاله سعیداریم تا در ابتدا به ریشهها و خاستگاه مشترک این دو قوم بپردازیم و روند شکلگیری اجتماعات آنان در گذر
تاریخ را بررسیکنیم. در ادامه با معرفی اساطیر و خدایان اصلی ایران باستان و مجمع ولادیمیر، شباهتها و اشتراکات آنان با
یکدیگر را دریابیم. درنهایت در قالب یک جدول به تطبیق آنان برسیم و نتیجهگیریکنیم.
فرهنگ رایج میان مردمان هندواروپایی، فرهنگ شفاهی بود و انتقال باورها و اساطیر در قالب داستانها و روایتهای عامیانه و
پراکنده صورتمیگرفت. لذا تا قرنها منبعی مکتوب و سازمانیافته از اساطیر و باورهای مردمان کهن این اقوام وجودنداشت.
مردمان اسلاو و هندوایرانی نیز از این فرهنگ مستثنی نبوده و تا قرنها به صرافت تدوین و جمعآوری مکتوب اساطیر خود
نیفتادهبودند. شاید بتوان اولین و جامعترین اثر مکتوب درمورد اساطیر ایران باستان را به اوستا نسبتداد که در قرون اولیهی
اسلامی بهصورت ناقص به معرفی و تدوین باورهای باستانی ایرانیان از منظر دین زرتشت پرداخت. در قلمرو اسلاو شرقی نیز
شاهزاده ولادیمیر کیف، در قرون نهم و دهم میلادی، به جمعآوری باورهای اساطیری مردمان خود همتگماشت و خدایانی را
تحت عنوان مجمع خدایان ولادیمیر معرفیکرد؛ اما سرآغاز نخستین منابع مکتوب اساطیر اسلاو به قرون دوازدهم و سیزدهم
میلادی و نویسندگان و پژوهشگران مسیحی بیزانسی و روس میرسد. لذا حوزهی مطالعات اساطیر و خدایان این دو فرهنگ باید
در منابع و مطالعات اندیشمندان و پژوهشگران متأخر شکلگیرد.
خوشبختانه درحالحاضر برای شناخت و مطالعهی ایزدان ایرانی، منابع بسیاری وجود دارد که براساس آثار بهدستآمده از
اکتشافات باستانشناسانه، تاریخنگاری ملل دیگر، کتب دینی و روایات عامیانه تدوینشدهاند. در این مقاله از دو کتاب مطرح در این
حوزه، یعنی تاریخ اساطیری ایران و اسطورهشناسی ایزدان ایرانی استفادهشدهاست. البته مقالات دیگری نیز در حوزهی اقوام
هندوایرانی، اساطیر زرتشتی و تاریخ اساطیری مورد مطالعه و بررسی قرارگرفتهاند که بهتفضیل در بخش منابع معرفیشدند.
بخش اعظم منابع مطالعاتی اساطیر اسلاو شرقی و مجمع خدایان ولادیمیر را دایرهالمعارفهای اساطیری، مقالات پژوهشگران
روس و اروپایی تشکیلمیدهند. ایدهی اصلی این مقاله براساس کتابی است از الیزابت وارنر با عنوان اسطورههای روسی که به
اختصار به معرفی مجمع خدایان ولادیمیر میپردازد. پساز آن جامعترین اطلاعات اساطیری اسلاو شرقی در منابعی چون همراهی
آکسفورد با اساطیر جهان ،1باورهای عامیانهی روسی2و دایرهالمعارف اوکراین 3یافتمیگردند.
درباب اشتراکات و مشابهات اساطیری این دو فرهنگ نیز مقالاتی به زبان فارسی و انگلیسی منتشرشدهاند که بیشتر به
ریشههای زبانی اسامی خدایان میپردازند. از جمله «بتپرستی سازمانیافته در اوکراین روسیه»« ،4در مورد اساطیر اسلاو چه
چیزهایی میدانیم؟» 5و «ریشهشناسی نامهای ایرانی خدایان اوکراینی»؛ که با تکیه بر اصول زبانشناسی، تأثیر این دو فرهنگ بر
یکدیگر را در باورها و اساطیرشان بررس و اثبات میکنند.
این پژوهش، پژوهشیاست بنیادی که بهروش توصیفی- تحلیلی، به تطبیق بخشی از اساطیر دو فرهنگ اسلاو شرقی و ایران
باستان میپردازد. در این پژوهش روش مطالعاتی، کتابخانهای است و از منابع مکتوب و اینترنتی استفادهشدهاست تا درنهایت توسط
نگارنده به تحلیل، تطبیق و نتیجهگیری برسد.
1 The Oxford Companion to World Mythology
2 Russian Folk Beliefs
3 Encyclopedia of Ukraine
4 »Organized Pagan Cult in Kievan Rus«

5 »What is Known About Slavic Mythology?«
www.noormags.ir
58
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-2اساطیر ایران
-1-2
خاستگاه تبار ایرانی
شرادر 1بنابر شواهد زبانشناسی معتقداست که جنوب روسیه از اروپای شرقی تا آسیای میانه خاستگاه اقوام هندواروپایی2
آغازین بهحسابمیآید. بهدنبال او، نظریهپردازان بسیاری با استناد بر دلایل مختلف، این قلمرو جغرافیایی را قبض و بسط دادند؛ اما

نظریهای که تاکنون بیش از همه مورد پذیرش اندیشمندان و پژوهشگران قرارگرفته و به واسطهی افراد مختلف دنبالشدهاست؛
توسط گیمبوتاس 3مطرحمیشود و بنابرآن سرزمین اصلی هندواروپاییان آغازین، استپهای جنوب روسیه و اوکراین و شمال دریای
خزر و دریای سیاه، بهویژه منطقهای که بین رود دنیپر 4و ولگا 5قرار دارد، معرفیمیگردد (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، ،1385
.)100بنابراین هندواروپائیان اقوامی هستند که در 5000-4000ق.م در مناطق میان دریای خزر و دریای سیاه سکونتداشتند و
سپس به سمت اروپا و آسیای مرکزی مهاجرت (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، 100 ،1385و .)101این مهاجرت در دورهای
دوهزار ساله و در گروههای مختلفی از قبایل صورتگرفت که از مهمترین دلایل آن میتوان به کاهش منابع غذایی و زمینهای
حاصلخیز اشارهکرد. بنابر موازین زبانشناسی این اقوام به هشت گروه آریایی، یونانی، ارمنی، آلبانیایی، ایتالیایی، سلتی، ژرمن و
اسلاو تقسیمشدند که هرکدام در بازههای زمانی متفاوت روی به سرزمینهای مختلف آوردند (پیرنیا، .)24 ،1395آخرین گروه از
مهاجران هندواروپائی، هندوایرانیان آغازین و بالتی– اسلاویها بودند که در 2200-1900ق.م حرکت خود را به سمت
سرزمینهای جنوبی و جنوب غربی آغازکردند (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، .)104 ،1385از همین رو میتوان ریشههای
مشترکی را میان اقوام باستانی ایرانی و اسلاو پیداکرد که در هزارههای قبل از میلاد در سواحل رود ولگا و تحت عنوان یک قوم،
یعنی هندواروپایی، زندگینامه و همزمان به قصد مهاجرت سرزمینهایشان را ترکنمودند.
هندوایرانیان آغازین گلهداران کوچنشینی بودند که در سرزمینهای ایران و هند سکونتیافتند و خود به سه شاخه تقسیمشدند:
ایرانی، هندی و داردی (نورستانی). اقوام ایرانی، به سمت غرب آسیا و اقوام هندی و داردی، به سمت شرق حرکتکردند؛ بنابراین
شاخهی ایرانی اقوام هندوایرانی در 1800-1300ق.م از سمت شمال و شمال شرقی دریای خزر وارد فلات ایران شدند و نخستین
اقوام ایرانی را تشکیلدادند (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، .)105 ،1385از مهمترین عشیرهها و اقوام بهوجودآمده از نژاد
هندوایرانی میتوان به مادها، پارسها، پارتها، سغدیها، باختریها و آلانیها اشارهکرد که در دورههای مختلف تاریخی زمامدار
حکومت سرزمین ایران، برگرفته از نام آیریان، یعنی سرزمین آریاییها، شدند (پیرنیا، .)24 ،1395
-2-2باورهای دینی و اساطیری ایرانیان پیش از زرتشت
چنانکه پیشتر بهآن اشارهشد، آریاییان گروهی از هندواروپاییانی بودند که در فلات ایران سکونتیافتند و در کنار اقوام بومی و

ساکنین قدیمی منطقه، اجداد ایرانیان کنونی را تشکیلدادند. از نظر باور و مذهب تفاوتهای چندانی میان اقوام مختلف هندوایرانی
وجودنداشتهاست، با این حال نمیتوان بهطور قطع باورها و عقاید آنها را یکسان و همانند تعریفکرد. بنابر شواهد تاریخی
میتوانگفت که آریاییها گلهدارانی بودند که خدایانی چون وَرَثرَغنه( 5ایزد بهرام،) میترَه( 0ایزد مهر،) چیستا( 9ایزدبانوی علم) و
هُرمُزد 8را میپرستیدند و پساز ورود به ایران، بهمرور یکجانشین و کشاورز شدند. (پیرنیا، .)50 ،1395در قرن هفتم ق.م، ایرانیان
معتقد به آفرینش جهان از مادهای بیشکل در هفت مرحله بودند و خدایان طبیعت یعنی میتره، ایندرَه و در رأس آنها، اهورامزدا
(ایزد خرد) را پرستشمیکردند. زرتشت نیز با همین باورهای مذهبی تربیتشد و در تفکری عمیق پیرامون تهاجمات اقوام مختلف و
تقابل خیر و شر، به مرحلهای از الهامات مذهبی رسید که به دین زرتشت شهرتیافت (بویس و فرهودی، .)188 ،1393
1 Schrader
2 Indo-European
3 Gimbutas
4 Dnieper
5 Volga
6 Varathraghna
7 Mitra
8 Chista
9 Hurmizd
www.noormags.ir

62
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-3-2اسطورهی آفرینش ایران
اسطوره داستان و سرگذشتی است آسمانی که با آیینها و عقاید دینی هر ملت درمیآمیزد و پیوندمییابد. در تعریف اسطوره

باید چندین نکته را لحاظکرد که اولا در اسطوره سخن از سرآغاز و سرچشمهی فراسویی پدیدههاست. ثانیا شخصیتهای
اسطورهای شخصیتهای فراسویی و مقدس بهشمارمیآیند. ثالثا ارتباطی عمیق میان دین و مذهب، تاریخ و اسطوره یافتمیشود
که زیربنای فرهنگی و عقیدتی یک جامعه را شکلمیدهد (آموزگار، 3 ،1385و .)4
چنانکه پیشتر گفتهشد، قبل از ظهور زرتشت، اساطیری در فرهنگ و باورهای ایرانیان باستان وجودداشتند که
پرستشمیشدند. این خدایان در اندیشههای مقدس زرتشتی نیز ادامهیافتند و تحت لوای خدای خدایان، اهورامزدا، بهعنوان
مخلوقات او شناختهشدند. اهورامزدا خود یکی از ایزدان کهن ایرانیان بود که بهعنوان ایزد خرد در زمرهی خدایان مهم طبیعت
قرارمیگرفت و زرتشت مقام بالاترین خدا و خدایخدایان را برای او قائلشد (آموزگار، .)11 ،1385اما در مقابل این خدایان که
مظهر خیر و روشنایی بودند، گروهی دیگر نیز به سرکردگی اهریمن، تحت عنوان دیوان وجودداشتند که مظهر بدی و تاریکی
بهحسابمیآمدند. درواقع در اساطیر ایران برای اولینبار مسئلهی ثنویت و قرارگرفتن مینوی خیر (سپند مینو )1در مقابل مینوی شر
(انگره مینو )2مطرحمیشود که از این نظر با اساطیر دیگر ملتها کاملا تمایزدارد (آموزگار، .)15 ،1385
برای درک بهتر این تقابل لازماست که به اسطورهی آفرینش در باورهای ایرانیان باستان نگاهی بیندازیم. بنابر این اسطوره،
آفرینش در دورهای دوازدههزار ساله صورتمیگیرد که خود به چهار بازهی زمانی سههزار ساله تقسیممیشود. این دوازدههزار سال
که سههزارسال نخست آن مربوط به عالم مینو و نامحسوس و نههزار سال بعد مربوط به آفرینش در جهان مینو و جهان مادی
میشود؛ از خلقت و آفرینش نخستین امشاسپندان و ایزدان آغاز و به مرگ زرتشت ختممیگردد (سرخوش کرتیس، .)31-9 ،1380
بنابر باورهای زروانی، زروان ،3ایزد زمان، خداییاست بدون جنس که هزارسال را به دعا و نیایش سپریمیکند تا فرزندی با
ویژگیهای اهورمزدا داشتهباشد؛ اما در پایان این هزار سال، دقیقا در لحظهای که به نتیجهی دعاها و نیایشهای خود شکمیبرد،
نطفهی اهورامزدا و اهریمن در بطن او شکلمیگیرد. درواقع، اهورامزدا ثمرهی دعاها و نیایشهای زروان و اهریمن ثمرهی شک و
تردیدیاست که او به دل راهمیدهد. بههرحال زروان با خود عهدمیبندد فرزندی را که پیش از دیگری متولدشود، به جانشینی خود
برگزیند. اهریمن از نیت زروان باخبرمیگردد و با پارهکردن بطن او، زودتر از اهورامزدا متولدمیشود. زروان در برابر خود دو فرزند
متفاوتش را میبیند: یکی در بدبوترین، زشتترین، کریهترین و آلودهترین وضعیت قابل تصور و دیگری در زیباترین، خوشبوترین،
پاکترین و روشنترین حالت ممکن. از آنجا که عهد بستهشده تحت هیچ شرایطی نباید شکسته و زیرپا گذاشتهشود؛ زروان
فرمانروایی جهان را برای دورانی به اهریمن میسپارد؛ اما برسم مقدس را به دستان اهورامزدا میدهد، به امید آنکه در پیکار با
اهریمن پیروز شود و فرمانروایی جهان را از آن خود کند (آموزگار، )15 ،1385؛ بنابراین اهورامزدا نهایت زیبایی، خوبی،
نیکاندیشی و تمام صفات و ویژگیهای پسندیده و خوب است و در برابر او، اهریمن نهایت زشتی، پلیدی، شرارت و تمام صفات و
ویژگیهای منفور و بد بهحساب میآید.
-4-2امشاسپندان
در سههزار سال نخست، نه زمان معنیدارد و نه مکانی موجوداست. جهان، جهان معنوی و مینوی است و خود به دو هستی

متعلق به اهورامزدا و متعلق به اهریمن تقسیممیگردد. اهریمن هنوز از وجود عالم اهورامزدا بیخبر است؛ اما اهورا مزدا که خود ایزد
خرد و اندیشه بهحسابمیآید، از وجود عالم تاریکی و پلیدی اهریمن خبردارد. لذا نخست به آفرینش جلوههای خود، یعنی
امشاسپندان، مشغولمیشود. امشاسپندان، شش ایزد مقرب اهورامزدا هستند که بهترتیب بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمد،
خرداد و مرداد نامگرفتهاند.
بهمن یا وهومنه ،4نخستین امشاسپند و بهمعنی اندیشهی نیک است. اردیبهشت یا ارتهوهیته ،5زیباترین امشاسپند و بهمعنی
بهترین اشه یا راستیاست. شهریور یا خشثره وئیریه ،5نمادی از فرمانروایی بهشتی و بهمعنی سلطنت مطلوب است. این سه
امشاسپند در سمت راست اهورامزدا قرارمیگیرند و نمادهایی مردانه و مذکر دارند (آموزگار، .)19 ،1385
1 Spanta Mainyu
2 Angra Mainyu
3 Zarvan
4 Vohu Manah
5 Arta Vahishta
6 Khshathra Vairya
www.noormags.ir

NOORMAGS
01

سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
در سمت چپ اهورامزدا نیز بهترتیب اسپندارمد، خرداد و امرداد جلوسمیکنند. سپندارمد یا سپنتهارمئیتی 1دختر اهورامزدا و
موکل زمین بهشمارمیآید و بهمعنی اخلاص و شکیبایی تقدسیافته است. خرداد یا هئوروتات 2بهمعنی کمال و تمامیت و مظهری
از نجات بشر است؛ و سرانجام امرداد یا امرتات 3بهمعنی بیمرگی است. این سه امشاسپند نمادهایی زنانه و مونث دارند (آموزگار،
.)18 ،1385
-5-2ایزدان
پساز آفرینش امشاسپندان، نوبت به آفرینش ایزدان میرسد که تعدادی از آنها از خدایان باستانی و پیشاز زرتشتی

بهشمارمیآیند. بهطورکلی میتوان ایزدان را به چهار گروه تقسیمکرد: خدایان باستانی، خدایان آیینی، خدایان مظاهر طبیعت و
خدایان مظاهر اخلاقی. این خدایان قهرمانان فراسویی هستند که گاهی صورت مادی بهخود میگیرند، تغییر شکل میدهند و با
نیروهای اهریمنی مقابل خود مبارزهمیکنند. از مهمترین ایزدان اساطیری ایران میتوان به ایزد مهر (میتره،) اردویسورهاناهیتا،
بهرام (ورثرغنه،) وای (ویو) وآذر (آتر) اشارهکرد که هرکدام مظهر و محافظ نیرو و پدیدهای هستند (آموزگار، .)20 ،1385
-1-5-2مهر (میتره)
ایزد مهر یکی از تأثیرگذارترین ایزدان پیشازرتشتی معرفیمیگردد که آیین پرستش او تا قرنها پساز ظهور ادیان مختلفی

چون زرتشتی و مسیحی در میان مردم رواج داشتهاست (وکیلی، .)194 ،1384با این حال مهر در سنت زرتشتی پایینتر از اهورامزدا
قرارمیگیرد و آفریدهی او بهشمارمیآید (آموزگار، .)20 ،1385او ایزد پیمان است و بر عهد و پیمان نظارتدارد. چه این پیمان میان
خدایان باشد؛ چه میان انسانها و چه میان حکومتها و دولتمردان. مهر با عهدشکنان به سختی برخوردمیکند و در مقابل آنان به
خدای جنگ تبدیلمیشود. در وصف او چنین آمدهاست که پیش از خورشید ظاهرمیشود و آن را تا غروب همراهیمیکند، هزاران
چشم و هزاران گوش دارد، بر بلندای کوه البرز ساکناست، زره فولادین برتنمیکند و بر گردونهای با چهار اسب سفید تمام جهان
را به چشمبرهمزدنی زیرپامیگذارد (آموزگار، .)21 ،1385نگارههای بهدستآمده از مهر روایتگر نبرد او با گاوی هستند که
بهدستور خدایان باید قربانیشود. مهر علیرغم میل باطنی نسبت به انجام این کار، پساز تلاش بسیار، گاو را مغلوبمیکند، او را
میکشد و از خون او گیاهان و جانوران بهوجودمیآیند (اموزگار، .)22 ،1385این نگارهها که قدمتی نزدیک به قرون نخستین
میلادی در سرزمینهای باختری دارند؛ مهر را در هیبت جوانی با کلاه فنیقی و خنجری در دست تصویرکردهاند (وکیلی، ،1384
.)185
-2-5-2اردویسورهاناهیتا
اردویسورهاناهیتا ایزدبانوی همهی آبها و سرچشمهی اقیانوس کیهانی بهحسابمیآید و بر گردونهای با چهار اسب باد، باران،

تگرگ و ابر سواراست (سرخوش کرتیس، .)8 ،1380نام او بر چهار بخش است که بهطورکلی معنی و مفهوم «رطوبت پاک و
بیآلایش نیرومند» 4را میرساند (وکیلی، .)125 ،1384او مهمترین ایزدبانوی اساطیری ایران بهشمارمیآید و نقش الههی باروری
و حفاظت از دوشیزگان، زنان باردار و مادران را نیز برعهدهدارد (کرتیس، .)8 ،1380گفتهمیشود که اردویسورهاناهیتا تجسم زمینی
مریم مقدس است و همیشه در هیبت دوشیزهای زیبا و جوان و برازنده متجسممیگردد (وکیلی، .)125 ،1384
-3-5-2بهرام (ورثرغنه)
ایزد بهرام یکی دیگر از خدایان کهن ایران باستان است که بهعنوان ایزد سلحشوری و نیروی پیروزمندی معرفیمیگردد.

نکتهی قابل توجه دربارهی ایزد بهرام این است که او میتواند به ده تجسم زمینی چون باد نیرومند، گاوی با شاخهای طلایی، گراز
نر، جوان پانزده ساله و ... درآید (کرتیس، .)11 ،1380
1 Spanta Armaiti
2 Haurvatat
3 Ameretat
4اردوی= گشادگی و فراخی/ رود سوره= نیرومند/ رودی اساطیری و مقدس انا=علامت نفی اهیته=آلایش و آلودگی

www.noormags.ir
60
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-4-5-2وای (ویو)
ایزد وای خدای بادی است که به صورت ایزد جنگجو تصویرمیشود و با سلاحهای زرین خود ارواح شرور و پلید را دنبال و دور

میکند (کرتیس، .)13 ،1380او واسطهای میان قلمرو اهورامزدا، یعنی نور آسمانی و قلمرو اهریمن، یعنی تاریکی زمینی
بهحسابمیآید و در ابرهای بارانزا، موید زندگی و در طوفان، موید مرگ میشود. لذا به نخستین دمی که زندگی با آن آغازمیگردد
و واپسین دمی که زندگی با آن بهپایانمیرسد، تعبیرمیگردد (آموزگار، .)31 ،1385
-5-5-2آذر (اتر)
ایزد آذر در باور زرتشتی فرزند اهورامزدا معرفیمیشود و ایزد محافظ آتش مقدس بهحسابمیآید (کرتیس، .)15 ،1380درواقع

آذر به معنی آتش نشانی از حضور مرئی اهورامزداست و بهعلت تقدس و احترام بالایی که برای او قائلند، گاهی در زمرهی
امشاسپندان قرارمیگیرد (آموزگار، .)35 ،1385
-3اساطیر اسلاو شرقی
-1-3
خاستگاه تبار اسلاو
چنانکه پیشتر توضیحدادیم، اسلاوها 1آخرین گروه از هندواروپائیان بودند که همراه با هندوایرانیان به سمت سرزمینهای

جنوبی مهاجرت و درحالحاضر یکی از نژادهای اصلی قارهی اروپا را تشکیلمیدهند. باتوجه به همانندی زبانهای هندوایرانی
آغازین و بالتی- اسلاوی و دیگر اسناد باستانشناسانه، هندوایرانیان در سرزمینی از اسلاوها جداشدند که بعدها به سکونتگاه دائمی
این اقوام تبدیلشد (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، .)104 ،1385نخستین ردپای اسلاوها در تاریخ مکتوب قرن اول میلادی
یافتمیشود که بنابرآن اسلاوها در مناطق وسیعی از اروپای شرقی تا آسیای مرکزی بهصورت طایفهای و چادرنشینی زندگینامه.
اروپای شرقی خود به دو منطقهی جغرافیایی ژرمنی 2و سارماتی 3تقسیمشدهبود که مورخان روم شرقی بر این باوربودند که اسلاوها
در بخش سارماتی آن اقامتداشتند؛ اما مورخان معاصر این نظر را مردودمیدانند و معتقدند که اسلاوها به همراه بالتها ،4یعنی
اجداد لیتوانی و لتونها، در منطقهای میان این دو فرهنگ سکنیگزیدهبودند. پساز هر دو فرهنگ ویژگیهایی را جذبکرده و
تأثیراتی پذیرفتهبودند (کورولیوک، .)10 ،1350اسلاوها طی دو موج مهاجرتی سکونتگاه خود را تغییردادند: نخست در قرن سوم
میلادی به سمت سرزمینهای جنوب غربی اروپا حرکتکردند؛ و دو قرن بعد، یعنی در قرن پنجم میلادی، مسیر خود را به سمت
اروپای مرکزی و سرزمینهای جنوبشرقی ادامهدادند. درنهایت در قرن ششم و هفتم میلادی با امپراطوری بیزانس و روم شرقی
هممرز شدند و این نقطهی آغازی برای تفکیک اقوام اسلاو به سه گروه اسلاو غربی، اسلاو شرقی و اسلاو جنوبی بهحسابمیآید
(کورولیوک، .)11 ،1350قبایل اسلاو برای نخستینبار در طول تاریخ خود رو به شهرنشینی آوردند و اولگ 5مقدس در رأس سپاهی
نووگود و کیف 5را تحت سیطرهی خود درآورد؛ بنابراین در قرن نهم میلادی نخستین دولت اسلاو شرقی تحت عنوان «روسهای
کیف» شکلگرفت و توسط شاهزاده ولادیمیر سویا تسلاوویچ 0به دورهای دویست ساله از قدرت روسهای کیف و شکوفایی
فرهنگی و هنری ایشان انجامید (وارنر، .)8 ،1385
-2-3خدایان کهن اسلاو
از آنجایی که قوم اسلاو شاخهای از اقوام هندواروپایی بودند؛ بنابر سنت آنان، فرهنگ خود را بهصورت شفاهی انتقالمیدادند

و در مقابل مکتوبکردن عقاید و رسوم خود تا قرنها مقاومتداشتند؛ بنابراین آثار مکتوب چندانی از خدایان کهن اسلاو شرقی در
1 Slaves
2 Germanic
:Sarmatia -3سرزمینی بهنام سارماتیه که قبایل مختف چادرنشین در آن میزیستند.

مشیرالدوله بر این باوراست که سارماتها و سکنهی سکائیهی قدیم، یعنی کشاورزان سکائی آریائی، بوده اند. کنت کورث نیز در تأیید این امر
ملت سکائی را همسایهی سارماتها نمیداند؛ بلکه جزو خود آنها و در قالت یک ملت معرفیمیکند.
4 Baltai
5 Oleg
6 Kiev
7 Vladimir Svyatoslavovich
www.noormags.ir

NOORMAGS
03

سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
دست نیست. نخستین آثار مکتوب مربوط به باورهای کهن مردمان اسلاو در قرن دهم مسیحیت نگاشتهشده و در قرون نوزدهم و
بیستم میلادی به اوج خود رسید. لذا منابع اصیل و تاریخی به یافتههای باستانشناسانه و بقایای بتها، اماکن مقدس و ...
محدودمیشوند (وارنر، .)11 ،1385
یکی دیگر از اسناد مهمی که مورد مطالعه قرارمیگیرد، کتابی است در شرح اصلاحات شاهزاده ولادیمیر در کیف که در قرن
دهم میلادی به رشتهی تحریر درآمدهاست و خدایان کیف و سلسله مراتب آنها را بیانمیکند. برطبق مستندات این کتاب، خدایان
اصلی قوم اسلاو عبارتاند از پرون ،1استرایباگ ،2خورس ،3داژباگ ،4ولس 5و موکوشا( 5کورولیوک، .)10 ،1350وارنر 0دو خدای
دیگر، یعنی سیمارگل 9و اسکاتیباگ 8را نیز بهاین اسامی اضافهمیکند و آنها را خدایان اصلی اسلاو شرقی تحت عنوان «مجمع
خدایان ولادیمیر» میداند (.)13 ،1385
-3-3اسطورهی آفرینش اسلاو
بنابر روایات عامیانهای که میان دهقانان قرن نوزدهم میلادی در اسلاو شرقی رواجداشت، در آغاز تنها آسمان (بهشت) بود و

اقیانوسی وسیع. خداوند از آسمان فرودآمد و بر قایقی نشست و شیطان از میان آبها بیرونآمد و درکنار او جایگرفت. شیطان
ایدهی خلقت جهان را به خداوند پیشنهادکرد تا هر دو بتوانند در خشکی و زمین ساکنشوند. سپس با مشتی شن و ماسه از اعماق
دریاها و اقیانوسها، به نزد او برگشت. خداوند با پراکندن آنها خلقت زمین را آغازکرد، اما زمین مخلوق آنقدر کوچک بود که به
سختی هر دوی آنان را در خود جایمیداد. پس شیطان تصمیمگرفت تا در خواب خداوند را به دریا بیندازد؛ اما نتیجه آن شد که
زمین از هر دو سوی خداوند به سمت شرق و غرب گسترشیافت. سرانجام میان آن دو جدالی درگرفت که به مغلوبشدن شیطان
در تندرهای رعد و برق خداوند انجامید و خدا نیز به بهشت آسمانی بازگشت (.)Glinski, 2016
-4-3مجمع خدایان ولادیمیر
شاهزاده ولادیمیر در سال 899میلادی غسل تعمیددادهشد و رسما به دین مسیحیت پیوست؛ اما پیش از آن بهعنوان یک

کفرکیش معتقد آیینهای آشفته و پراکندهی قوم اسلاو را اصلاح و جمعآوریکرد و بهعنوان مجمع خدایان ولادیمیر معرفینمود.
درواقع او با تکیه بر باورهای باستانی مردم خود که آمیزهای از اقوام اسلاو، ورنگیان، اویغوری، ایرانی و ترک بود؛ تلاشکرد تا در
برابر دین پرنفوذ همسایهی خود، یعنی امپراطوری بیزانس، قدعلمکند. لذا شش بت از خدایان اصلی بر فراز تپهای در نزدیکی کاخ
خود برپاکرد. این خدایان عبارتبودند از پرون، خورس، داژباگ، سیمارگل، موکوشا و استرایباگ که هرکدام منشاء قومی گوناگونی
داشتند و در فرهنگهای متفاوت مردمان کیف یافتمیشدند (وارنر، .)12 ،1385
اگرچه پرستش خدایان کهن پساز گرویدن مردم کیف به دین مسیحیت بهسرعت از رونقافتاد؛ اما در برخی از مناطق
دوردست روستایی، باورهای مسیحی و خدایان اساطیری درهمآمیختند و جلوهای بومی از دین مسیحیت اسلاو را بهنمایشگذاشتند.
این درهمآمیختگی، فرهنگ عامیانهای را بههمراه داشت که ردپای خود را در آثار ادبی و داستانی مناطق اسلاونشین، بهخصوص
روسیه، بهجاگذاشت. تا جایی که نویسندگان نیز با تفسیری مسیحی به اساطیر اسلاو شرقی و به خصوص مجمع سازمانیافته و
منظم خدایان ولادیمیر پرداختند و بدین ترتیب حیات معنوی اساطیر و داستانهای کهن را تضمینکردند (وارنر، .)25 ،1385
-1-4-3پرون
پرون خدایی است کاملا هندواروپایی که بهعنوان اولین و کهنترین باور اساطیری اسلاو در تاریخ مکتوب ذکرشدهاست. در

میان اقوام اسلاو شرقی و شمالی، آیین و باورهای پرستش پرون رواج بسیاری داشت و حتی پساز ورود مسیحیت نیز تا مدتها در
1 Perun
2 Stribog
3 Khors
4 Dazhbog
5 Volos
6 Mokosha
7 Elizabeth Varner
8 Simargl
9 Skotti Bog
www.noormags.ir

67
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
اقصی نقاط قلمرو ایشان ادامهیافت. شاهزاده ولادیمیر بتی از پرون با سر نقرهای و سبیل طلایی بر فراز تپهای با نام پرون هیل 1در
نزدیکی کاخ پادشاهی خود برافراشت که پساز گرویدن به دین مسیحیت، آن را به ساحل رودخانهی دنپیر منتقلکرد و کلیسایی با
عنوان سنتباسیل 2در محل آن احداثنمود. از اینرو پرون به باورهای مسیحی اسلاو شرقی وارد و بهعنوان نمادی از خدا
درنظرگرفتهشد ( .)Encyclopedia of Ukraine,1993پرون بهعنوان خدای اصلی مجمع خدایان ولادیمیر معرفیمیگردد 3و
خدای جنگ، آذرخش و تندر بهحسابمیآید. او حامی جنگجویان و سلحشوران است و بر عهدنامههای نظامی و حکومتی
نظارتدارد ( .)Zarrof,1999:57در نخستین معاهدههای وضعشده میان روسهای کیف و مسیحیان بیزانس، از او بهعنوان خدای
جنگ و سوگند نامبردهشدهاست که با عهدشکنان به شدت برخوردمیکند و عذابی چون جنگ برآنان فرودمیآورد
( .)Encyclopedia of Ukraine, 1993گفتهمیشود که نام پرون بر ابزارآلات جنگی و سلاحهای سربازان حکشدهبود و این
باور در میان جنگجویان رواجداشت که در پی شکستن عهد و سوگند، پرون آنها را با سلاحهای خودشان مجازاتمیکند و
ازپادرمیآورد (وارنر، .)20 ،1385باوجود منابع اندکی که در مورد خدای پرون در دسترس ما قراردارد، این امر اسباطشدهاست که
پرون بهعنوان خدای آسمان و نازلکنندهی باران نیز شناختهمیشود و آیین قربانیکردن گاو در مراسم پرستش او
صورتمیگرفتهاست. نام پرون معمولا بهعنوان خدای زندگان و سرزمینهای مرتفع، در مقابل نام خدایی بهعنوان خدای مردگان و
سرزمینهای پست، یعنی ولس، قرارمیگیرد (وارنر، .)20 ،1385لذا این دو خدا در اساطیر و افسانههای اسلاو همیشه در حال جنگ
و نبرد بودند.
4- ولس2-4-3
اطلاعات ما درمورد ولس بسیار اندک است، اما بنابر شواهد تاریخی و اساطیری، ولس نیز یکی از خدایان اصلی اسلاو بهشمار

میآمدهاست که در موارد بسیاری در کنار نام پرون قرارمیگیرد. با این حال او در مجمع ششگانهی خدایان ولادیمیر جایی نداشته
و به دلیل کارکرد متفاوتش، بتهایی در سرزمینهای پست و دشتها از او بهجا ماندهاست. بهطورکلی، ولس بهعنوان خدای حامی
تجار و نوازندگان شناختهمیشود و در منابعی از او بهعنوان خدای دام و رمه یادمیگردد (وارنر، .)21-18 ،1385پرستش ولس
بیشتر در نواحی شمالی قلمرو اسلاو رواجداشته و بتهای سنگی او بیشتر در سواحل و دشتهای این مناطق یافتشدهاست (وارنر،
.)21 ،1385گفتهمیشود که او بهعنوان خدای جنگل در هیبت خرس متجلیمیگردد و گاهی نیز بهعنوان خدای گرگها
معرفیمیشود. درهرصورت، این امر واضحاست که ولس توانایی تغییر شکل دارد و بهعنوان محافظ حیوانات اهلی و وحشی
ظاهرمیگردد. شخصیت ولس در باورهای مسیحی به نمادی از شیطان تبدیلمیشود و در مقابل پرون، بهعنوان نمادی از خداوند،
قرارمیگیرد ( .)Mingren, 2016از سوی دیگر، ارتباط او با جهان زیرین و امور مردگان مطرحمیشود و او را بهعنوان خدای
مردگان مطرحمیکند. در اساطیر اسلاو آمدهاست که ولس گاو نر، یا به تعبیری دیگر، همسر و فرزندان پرون را میرباید و نبردی
میان آن دو شکلمیگیرد. پرون با آذرخش به ولس حملهمیکند و او را به زمین میاندازد؛ اما ولس فرارمیکند و پشت درختان و
خانهها پنهانمیشود. درنهایت، پرون بر او پیروزمیگردد و او را به جهان زیرین میفرستد ( .)Mingren, 2016تریگلاو 5یکی از
شناختهشدهترین صورتهای بومیشدهی ولس در مناطق دریای بالتیک 5است که با سه سر خود، بر سه جهان آسمان، زمین و
زیرزمین (مردگان) نظارتمیکند (.)Leeming, --, 360
-3-4-3استرایباگ
استرایباگ خدای بادها بهشمارمیآید و در کنار خدای داژباگ و خورس بهعنوان مظاهر پرستش هوا و خورشید مطرحمیشود

(وارنر، .)21 ،1385در برخی منابع از او بهعنوان خدای ثروت نیز یادمیکنند ( .)Glinski, 2016اطلاعات مربوط به خدای
استرایباگ بسیار محدود است، اما بنا بر منابعی متعلق به قرن دوازدهم میلادی، استرایباگ خدای باد، طوفان و اختلافات
.)Ivanits, 1992, 15( معرفیمیگردد
1 Perun Hill
2 Saint Basil
-3در حالی که در باورهای اساطیری مردم اسلاو، سواروگ Svarogبهعنوان خدای خدایان معرفیمیشود.

-4بهنظرمیرسد که شخصیت خدای اسکاتیباگ در خدای ولس تحلیلیافتهباشد.
5 Triglav
6 Baltic
www.noormags.ir

05
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-4-4-3داژباگ
داژباگ بهعنوان پسر خدای آسمان و آتش فرازمینی، یعنی اسواروگ 1و خدای خورشید معرفیمیشود که برای پرستندگان خود

برکت بهارمغان میآورد (وارنر، .)22 ،1385بنابر اساطیر اسلاو، داژباگ از آتش مقدس سرخ آفریدهمیشود؛ بنابراین او خدای محافظ
آتش مقدس نیز بهحسابمیآید ( .)Zarrof, 1999, 56در برخی از منابع، از خدایی بهعنوان نیروی مقابل داژباگ یادمیشود که
نمادی است از تاریکی و بهنوعی برادر او بهشمارمیآید. نام او در بعضی از روایات، بیالوباگ 2بیانشدهاست که سرما را از
سرزمینهای شمالی همراه خود میآورد. درحالی که داژباگ بهصورت جوانی جذاب و خوشچهره ظاهرمیشود؛ بیالوباگ در هیبت
پیرمردی خمیده با ریش بلند و سفید متصورمیگردد که بنابر نظر مفسران، تحت تأثیر ثنویت روشنایی و ظلمت در اساطیر ایرانی
.)Leeming, --, 361( است
-5-4-3خورس
نظریهپردازان و پزوهشگران بسیاری بر این باورند که خورس نیز ریشهای ایرانی دارد و از کلمهی هور بهمعنی خورشید میآید

( .)Glinski, 2016شباهت میان کلمهی خورس و خورشید نیز سندی بر این ادعاست که این خدا برگرفته از اساطیر ایران باستان
است. این امر میتواند تحت تأثیر مهرپرستان و سارماتها صورتگرفتهباشد که در دورانی با نژاد اسلاو همسایه بودند و ارتباطات
فرهنگی گستردهای داشتند ()Zarrof, 1999, 67؛ بنابراین خورس بهعنوان خدای خورشید و سپیدهدم شناختهمیشود (کورولیوک،
)11 ،1350و معمولا در کنار نام داژباگ و بهعنوان همزاد او معرفیمیگردد (.)Leeming, --, 360
-6-4-3موکوشا
موکوشا یکی از معدود خدایان مونث اساطیر اسلاو شرقی است که احتمالا ریشه در باورهای دوران مادرسالاری و الهههای

باروری دارد ( .)Glinski, 2016او بهعنوان خدایبانوی باروری، آب و حامی زنان شناختهمیشود و قدیس زنان، حامی قابلگی و
بافندگی بهحسابمیآید (وارنر، .)24 ،1385در باورهای مسیحی، شخصیت موکوشا نیز دچار تغییر و تحولاتی شد و سرانجام
بهعنوان مریم مقدس تفسیرگشت ( .)Leeming,--, 361در ریشهیابی نام موکوشا، به اشتقاقی از آن تحت عنوان موکریی3
میرسیم که معنی رطوبت از آن استنباطمیگردد؛ بنابراین موکوشا نمادی از رطوبت حیاتبخش درنظرگرفتهمیشود. در منابعی
دیگر، از او بهعنوان همسر پرون یادشدهاست ( )Encyclopedia of Ukraine, 1993و ارتباط رطوبت با آسمان دلیل این امر
عنوانمیشود. با وجود همهی اینها، بهنظرمیرسد که خدای موکوشا ابداعی از سوی شاهزاده ولادیمیر بوده و هیچ پیشزمینهی
تاریخی، بهجز دیوی شرور در افسانههای عامیانهی شمال روسیه با همین نام، نداشتهاست (.)Zarrof,999,68
-7-4-3سیمارگل
سیمارگل خدایی است که بنابر عقیدهی زبانشناسان، ریشه در پرندهی افسانهای و اساطیری ایران، یعنی سیمرغ دارد که

بهصورت موجودی با بالهای بزرگ و آتشین و بدنی مانند شیر یا سگ تصویرمیگردد. او در مجمع خدایان ولادیمیر بهعنوان
خدای غلات و سبزیجات شناخته میشود و وظیفهدارد تا بذر گیاهان را با برهمزدن بالهایش در زمین پخش کند (وارنر، .)24 ،1385
در معبد کیف نام سیمارگل به عنوان خدای حامی بذر و غله در کنار موکوشا، خدایبانوی باروری آورده شده است (ملینکا، ،1390
.)110
-4تطبیق اساطیر ایزدان ایرانی و خدایان ولادیمیر اسلاو شرقی
ریشه های مشترک قومی میان اسلاوها و ایرانیان به هزاران سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد. این دو قوم تحت عنوان

مشترک هندواروپایی، آخرین گروهی بودند که حرکت خود را به سمت سرزمینهای جنوبی آغازکردند. پساز آن نیز مدتها در
1 Svarog
2 Bialobog
3 Mokryi



استپهای شمالی دریای خزر با یکدیگر همسایه بودند و تبادلات فرهنگی داشتند. لذا اشتراکات و شباهتهای اساطیری و زبانی
میان آنها، به خصوص به واسطه ی خاستگاه مشترک و کهن الگوهای یکسان جمعی، چندان دور از انتظار نیست. تقریبا تمام
پژوهشگران بر این مسئله اتفاق نظر دارند که استرایباگ، خورس و سیمارگل ریشه های کاملا ایرانی دارند و نمایندهی عناصر
اساطیری و افسانهای ایران در مجمع خدایان ولادیمیر هستند. این امر موید سالها همنشینی و همسایگی اقوام اسلاو با اقوام
سکائی است ( .)Ivanits,1992,15پژوهشگران دیگری نیز تلاش کردند تا ریشه های ایرانی موکوشا و داژباگ را نیز بهروش
زبانشناسی به اثباتبرسانند (ملینکا، 108 ،1390و .)110
-1-4پرون و ولس، اهورامزدا و اهریمن
تقابل پرون و ولس یادآور تقابل اهورامزدا و اهریمن در باروهای اساطیری ایران است. چنانکه پرون بهعنوان نمادی از خدای

آسمان و بهشت درنظرگرفته میشود و ولس در مقابل او، به عنوان نمادی از شیطان و زمینهای پست معرفی میگردد؛ اهورامزدا و
اهریمن نیز به عنوان نیروهای ضد هم بیان شوند. لذا باوجود اینکه ثنویت خیر و شر در اساطیر اسلاو شرقی به وضوح اساطیر ایران
نیست؛ اما تقابلی مشابه با آن دارند. شاید واضحترین نمونه ی آن، نبرد دائمی پرون و ولس باشد که به تعابیر مسیحی نیز راهمییابد
و به عنوان نمادی از خدا و ابلیس تفسیرمیشود. البته باتوجه به روایات، بهنظر نمیرسد که ولس نمایندهی کاملی برای شر و پلیدی
باشد. چه بسا او به عنوان خدای رمه و محافظ حیوانات اهلی و وحشی نیز مطرح میشود و از اینرو با امشاسپند بهمن به عنوان موکل
و پشتیبان حیوانات سودمند (آموزگار، )10 ،1385مشابهتدارد. از سوی دیگر، به واسطه ی تجسمیافتن در اجسام و صورت های
مختف، بیشباهت به ایزد بهرام نیست که به تجسمهای متفاوت تغییر شکل میدهد (اموزگار، )30 ،1385؛ اما با علم به اینکه
تقابل خیر و شر در اسطوره ی هیچ فرهنگی مانند اساطیر ایران باستان واضح و تفکیک یافته بیان نشده است؛ لذا شباهت و نزدیکی
قابل قبولی با اهریمن در خدای ولس یافتمیگردد.
-2-4پرون و ایزد مهر
باتوجه به ویژگیهای ذکرشده پیرامون ایزد مهر و خدای پرون، به نظرمیرسد که میان این دو خدای ایران باستان و اسلاو

شرقی شباهتهای بسیاری وجودداشته باشد. نخست، نظارت هر دو بر عهد و پیمان و خشم و غضب ایشان دربرابر عهدشکنان مورد
توجه قرارمیگیرد. در ادامه، نقش هر دو به عنوان خدایان جنگ و حامیان نظامیان مطرحمیشود و درنهایت، ارتباط آنها با گاو نر و
مراسم قربانی کردن آن در پیشگاه ایشان بیان میگردد.
-3-4استرایباگ و ایزد وای
در اساطیر ایران، ایزد وای به عنوان خدای باد و تجسمی از فضا بیان میشود بنابراین شباهت بسیاری با خدای استرایباگ

بهعنوان خدای باد و طوفان در اساطیر اسلاو شرقی دارد. از سوی دیگر شاید وجه بخشندگی استرایباگ مطابقت زیادی با ایزدبانوی
اشی به عنوان الهه ی بخشش، توانگری و پاداش (آموزگار، ،)33 ،1385داشته باشد.
-4-4داژباگ و ایزد آذر
شاید نزدیکترین نقش ممکن به خدای داژباگ مجمع ولادیمیر، ایزد آذر در باورهای ایرانی باشد. داژباگ پسر خدای اصلی

اسلاو، یعنی اسواروگ معرفی میشود و آذر نیز فرزند خدای خدایان ایران باستان، یعنی اهورامزدا به حساب میآید. از سوی دیگر، هر
دو حامی و محافظ آتش مقدس و جلوهای از خدایان بزرگ فرهنگ خود هستند.
-5-4موکوشا و اردویسورهاناهیتا
موکوشا و اردویسوره اناهیتا ایزدبانوانی هستند که بهعنوان الهه ی باروری شناخته میشوند. نام هر دو دال بر ارتباط ایشان با

آبها و رطوبت جوی است. از سوی دیگر، هر دو حامیان زنان باردار و مادران بهحساب میآیند. درنهایت در باور و فرهنگ
مسیحی، از هر دو خدای موکوشا و ایزد اردویسوره اناهیتا تعبیری از تجسم زمینی مریم مقدس عنوان میگردد.

NOO
خدایبانوی موکوشا

الههی باروری

ایزدبانوی اردویسورهاناهیتا

RMA
خدای داژباگ، فرزند اسواروگ

فرزند خدایخدایان و سرور آسمان

ایزد آذر، فرزند اهورامزدا

GS
خدای داژباگ

حفاظت از آتش مقدس

ایزد آذر

ایزدان ایران باستان

خدایان ولادیمیر اسلاو شرقی

تقابل نیروهای خیر و شر

اهریمن و اهورامزدا

خدایان ولس و پرون

خدای خدایان

اهورامزدا

خدای پرون

موکل حیوانات سودمند

امشاسپند بهمن

خدای ولس

تغییر شکلدادن

ایزد بهرام

خدای ولس

ناظر بر عهد و پیمان

ایزد مهر

خدای پرون

قربانیکردن گاو

ایزد مهر

خدای پرون

خدای جنگ و حامی جنگجویان

ایزد مهر

خدای پرون

خدای باد

ایزد وای

خدای استرایباگ

بخشندگی

ایزدبانوی اشی

خدای استرایباگ

الههی رطوبت

ایزدبانوی اردویسورهاناهیتا

خدایبانوی موکوشا


-5نتیجه گیری
با توجه به خاستگاه مشترک هندواروپایی اقوام اسلاو و ایرانی، اشتراکات اساطیری میان آنان اجتناب ناپذیر است. در این مقاله

سعی شد تا بنابر شواهد و اسناد تاریخی، این خاستگاه مشترک و ارتباطات وسیع قومی اثبات گردد. سپس به طور جداگانه به بخش
مهمی از باورهای اساطیری هر دو قوم در گذر تحولات مهم تاریخی و روند تبدیل از روایات شفاهی به روایات مکتوب، پرداخته شد
و خدایان و ایزدان اصلی آنها معرفی گردید. در نهایت شباهتهای میان آنان مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت که به طورخلاصه در
جدول زیر ارائه می شود:
جدول -1تطبیق اساطیر ایزدان ایران باستان و خدایان مجمع ولادیمیر اسلاو شرقی
منابع
- آموزگار، ژاله. ( .)1385تاریخ اساطیری ایران. تهران: تاریخ

- بویس، مری؛ مصطفی فرهودی. (« .)1393کیش زرتشت». شماره .22تهران: هفت آسمان
- پیرنیا، مشیرالدوله؛ اقبال آشتیانی. ( .)1395تاریخ ایران: از مادها تا انقراض قاجاریه. تهران: سمیر
- سرخوش کرتیس، وستا. ( .)1380اسطورههای ایرانی. ترجمهی عباس مخبر. تهران: مرکز
- فیروزمندی شیرهجینی، بهمن؛ محمدحسین طاهری؛ نغمه رفیعی. (« .)1385هندواروپائیان، هندوایرانیان، خاستگاه و
مهاجرت با تکیه بر مطالعات باستانشناسی». شماره .31تهران: مطالعات ایرانی
- کورولیوک، ولادیمیر. (« .)1350در آستانه یک سرنوشت بزرگ.» شماره .105تهران: پیام یونسکو
- ملینکا، تاتیانا. (« .)1390ریشهشناسی نامهای ایرانی خدایان اوکراینی». ترجمهی علیرضا خداقلیپور. شماره .8تهران:
تاریخ روابط خارجی
- وارنر، الیزابت. ( .)1385اسطورههای روسی. ترجمهی عباس مخبر. تهران: مرکز
- وکیلی، شروین. ( .)1385اسطورهشناسی ایزدان ایرانی. تهران: شورآفرین
- Encyclopedia of Ukraine. (1993). Retrieved from www.encyclopediaofukraine.com.
Access on 6/25/2019
- Glinski, Mikotaj. (2016). »What is Known About Slavic Mythology?« . Retrieved from
www.culture.pl/en/article. Access on 6/25/2019
- J. Ivanits, Linda. (1992). Russian Folk Beliefs. London: Routledge
www.noormags.ir
61
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
- Leeming, David. (----). The Oxford Companion to World Mythology. Oxford: Oxford
University Press
- Mingren, Wu. (2016). »Veles and Perun: The Legendary Battle of Two Slavic Gods«.
Retrieved from www.ancient-origins.net. Access on 6/25/2019
- Zarrof, Roman. (1999). »Organized Pagan Cult in Kievan Rus«. No. 2. Studia
Mythologia Slavica
www.noormags.ir

بررسی تطبیقی اساطیر ایزدان ایران باستان و خدایان مجمع
ولادیمیر اسلاو شرقی
یگانه شیخ الاسلامی1
تاریخ دریافت: 89/00/03

تاریخ پذیرش: 89/09/15
کد مقاله: 85053
چکـیده
هندواروپاییان اقوامی بودند که هزاران سال قبل از میلاد مسیح از سرزمینهای شمالی آسیا و اروپای شرقی به مناطق

جنوب، جنوب شرقی و جنوب غربی کوچ کردند. این مهاجرت در بازه ی زمانی طولانی و در قالب گروههای مختلف صورت
پذیرفت. آخرین گروه از مهاجران هندواروپایی، اسلاوها و هندوایرانیان بودند که هرکدام طی مراحلی به سرزمینهای
جدید خود رسیدند. خاستگاه مشترک این اقوام ناخودآگاه زمینهی اشتراک فرهنگی و اساطیری میان آنان را موجب شد و
کهن الگوهای جمعی این اقوام را تحت تأثیر اقوام بومی هر منطقه متبلور کرد. لذا تشابهات زبانی و مفهومی بسیاری میان
خدایان اسلاو شرقی و ایزدان ایران باستان وجود دارد. این اساطیر که بیشتر در قالب روایتهای شفاهی و داستانهای
عامیانه منتقلشدهاند؛ سرانجام در دورهای بهصورت سازمانیافته و منظم معرفیگشتند. این سازمانیافتگی در اساطیر ایران
مرهون تدوین و کتابت اوستا در قرون اولیهی اسلامی؛ و در اساطیر اسلاو ماحصل تلاش شاهزاده ولادیمیر کیف برای
جمعآوری و تنظیم باورهای باستانی مردم خود در قرون نهم و دهم میلادی است. با بررسی ویژگیهای شخصیت خدایان
مجمع ولادیمیر و ایزدان ایرانی، در عین برخورد با تفاوتهای بسیار؛ به اشتراکات چشمگیری برمیخوریم که گویای تأثیر
و تأثر این دو فرهنگ و قومیت بر یکدیگر هستند.
واژگـان کلـیدی: هندواروپاییان، اسطوره، ایزدان ایران باستان، اسلاو، مجمع خدایان ولادیمیر
-8دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر ()yeganeh.she@gmail.com
www.noormags.ir

NOORMAGS
71

سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-1مقدمه
اسلاوها و هندوایرانیان آخرین گروه از هندواروپاییانی بودند که به سمت سرزمینهای جنوبی مهاجرت. این دو گروه قرنها در

همسایگی و در ارتباط با یکدیگر زندگی میکردند و از فرهنگ و باورهای اساطیری هم تأثیرمیپذیرفتند. موارد گفتهشده سندی
هستند بر اثبات اشتراکات و شباهتهای اساطیری میان این دو قوم که پساز سالها همنشینی، در برههای از تاریخ از یکدیگر
جداشدند و با اقوام بومی سرزمینهای خود درآمیختند. بدین صورت که اساطیر هندوایرانی در ترکیب با باورهای کهن ساکنان بومی
فلات ایران دچار تغییر و تحولاتی شدند و در نهایت در دین زرتشت بهصورتی سازمانیافته و منظم ورودکردند. این درحالی بود که
قرنها بهصورت شفاهی به حیات خود ادامهدادند و در نهایت در تقابل با دین نوظهور اسلام، به صرافت مکتوبشدن افتادند. اساطیر
پراکندهی اسلاو نیز توسط شاهزاده ولادیمیر، پادشاه قدرتمند اسلاو شرقی، در واکنش به تأثیر روزافزون دین مسیحیت توسط
همسایهی قدرتمند خود، امپراطوری بیزانس، گردآوری و تظیم گشتند و تحت عنوان مجمع خدایان ولادیمیر معرفیشدند.
در این مقاله سعیداریم تا در ابتدا به ریشهها و خاستگاه مشترک این دو قوم بپردازیم و روند شکلگیری اجتماعات آنان در گذر
تاریخ را بررسیکنیم. در ادامه با معرفی اساطیر و خدایان اصلی ایران باستان و مجمع ولادیمیر، شباهتها و اشتراکات آنان با
یکدیگر را دریابیم. درنهایت در قالب یک جدول به تطبیق آنان برسیم و نتیجهگیریکنیم.
فرهنگ رایج میان مردمان هندواروپایی، فرهنگ شفاهی بود و انتقال باورها و اساطیر در قالب داستانها و روایتهای عامیانه و
پراکنده صورتمیگرفت. لذا تا قرنها منبعی مکتوب و سازمانیافته از اساطیر و باورهای مردمان کهن این اقوام وجودنداشت.
مردمان اسلاو و هندوایرانی نیز از این فرهنگ مستثنی نبوده و تا قرنها به صرافت تدوین و جمعآوری مکتوب اساطیر خود
نیفتادهبودند. شاید بتوان اولین و جامعترین اثر مکتوب درمورد اساطیر ایران باستان را به اوستا نسبتداد که در قرون اولیهی
اسلامی بهصورت ناقص به معرفی و تدوین باورهای باستانی ایرانیان از منظر دین زرتشت پرداخت. در قلمرو اسلاو شرقی نیز
شاهزاده ولادیمیر کیف، در قرون نهم و دهم میلادی، به جمعآوری باورهای اساطیری مردمان خود همتگماشت و خدایانی را
تحت عنوان مجمع خدایان ولادیمیر معرفیکرد؛ اما سرآغاز نخستین منابع مکتوب اساطیر اسلاو به قرون دوازدهم و سیزدهم
میلادی و نویسندگان و پژوهشگران مسیحی بیزانسی و روس میرسد. لذا حوزهی مطالعات اساطیر و خدایان این دو فرهنگ باید
در منابع و مطالعات اندیشمندان و پژوهشگران متأخر شکلگیرد.
خوشبختانه درحالحاضر برای شناخت و مطالعهی ایزدان ایرانی، منابع بسیاری وجود دارد که براساس آثار بهدستآمده از
اکتشافات باستانشناسانه، تاریخنگاری ملل دیگر، کتب دینی و روایات عامیانه تدوینشدهاند. در این مقاله از دو کتاب مطرح در این
حوزه، یعنی تاریخ اساطیری ایران و اسطورهشناسی ایزدان ایرانی استفادهشدهاست. البته مقالات دیگری نیز در حوزهی اقوام
هندوایرانی، اساطیر زرتشتی و تاریخ اساطیری مورد مطالعه و بررسی قرارگرفتهاند که بهتفضیل در بخش منابع معرفیشدند.
بخش اعظم منابع مطالعاتی اساطیر اسلاو شرقی و مجمع خدایان ولادیمیر را دایرهالمعارفهای اساطیری، مقالات پژوهشگران
روس و اروپایی تشکیلمیدهند. ایدهی اصلی این مقاله براساس کتابی است از الیزابت وارنر با عنوان اسطورههای روسی که به
اختصار به معرفی مجمع خدایان ولادیمیر میپردازد. پساز آن جامعترین اطلاعات اساطیری اسلاو شرقی در منابعی چون همراهی
آکسفورد با اساطیر جهان ،1باورهای عامیانهی روسی2و دایرهالمعارف اوکراین 3یافتمیگردند.
درباب اشتراکات و مشابهات اساطیری این دو فرهنگ نیز مقالاتی به زبان فارسی و انگلیسی منتشرشدهاند که بیشتر به
ریشههای زبانی اسامی خدایان میپردازند. از جمله «بتپرستی سازمانیافته در اوکراین روسیه»« ،4در مورد اساطیر اسلاو چه
چیزهایی میدانیم؟» 5و «ریشهشناسی نامهای ایرانی خدایان اوکراینی»؛ که با تکیه بر اصول زبانشناسی، تأثیر این دو فرهنگ بر
یکدیگر را در باورها و اساطیرشان بررس و اثبات میکنند.
این پژوهش، پژوهشیاست بنیادی که بهروش توصیفی- تحلیلی، به تطبیق بخشی از اساطیر دو فرهنگ اسلاو شرقی و ایران
باستان میپردازد. در این پژوهش روش مطالعاتی، کتابخانهای است و از منابع مکتوب و اینترنتی استفادهشدهاست تا درنهایت توسط
نگارنده به تحلیل، تطبیق و نتیجهگیری برسد.
1 The Oxford Companion to World Mythology
2 Russian Folk Beliefs
3 Encyclopedia of Ukraine
4 »Organized Pagan Cult in Kievan Rus«

5 »What is Known About Slavic Mythology?«
www.noormags.ir
58
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-2اساطیر ایران
-1-2
خاستگاه تبار ایرانی
شرادر 1بنابر شواهد زبانشناسی معتقداست که جنوب روسیه از اروپای شرقی تا آسیای میانه خاستگاه اقوام هندواروپایی2
آغازین بهحسابمیآید. بهدنبال او، نظریهپردازان بسیاری با استناد بر دلایل مختلف، این قلمرو جغرافیایی را قبض و بسط دادند؛ اما

نظریهای که تاکنون بیش از همه مورد پذیرش اندیشمندان و پژوهشگران قرارگرفته و به واسطهی افراد مختلف دنبالشدهاست؛
توسط گیمبوتاس 3مطرحمیشود و بنابرآن سرزمین اصلی هندواروپاییان آغازین، استپهای جنوب روسیه و اوکراین و شمال دریای
خزر و دریای سیاه، بهویژه منطقهای که بین رود دنیپر 4و ولگا 5قرار دارد، معرفیمیگردد (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، ،1385
.)100بنابراین هندواروپائیان اقوامی هستند که در 5000-4000ق.م در مناطق میان دریای خزر و دریای سیاه سکونتداشتند و
سپس به سمت اروپا و آسیای مرکزی مهاجرت (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، 100 ،1385و .)101این مهاجرت در دورهای
دوهزار ساله و در گروههای مختلفی از قبایل صورتگرفت که از مهمترین دلایل آن میتوان به کاهش منابع غذایی و زمینهای
حاصلخیز اشارهکرد. بنابر موازین زبانشناسی این اقوام به هشت گروه آریایی، یونانی، ارمنی، آلبانیایی، ایتالیایی، سلتی، ژرمن و
اسلاو تقسیمشدند که هرکدام در بازههای زمانی متفاوت روی به سرزمینهای مختلف آوردند (پیرنیا، .)24 ،1395آخرین گروه از
مهاجران هندواروپائی، هندوایرانیان آغازین و بالتی– اسلاویها بودند که در 2200-1900ق.م حرکت خود را به سمت
سرزمینهای جنوبی و جنوب غربی آغازکردند (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، .)104 ،1385از همین رو میتوان ریشههای
مشترکی را میان اقوام باستانی ایرانی و اسلاو پیداکرد که در هزارههای قبل از میلاد در سواحل رود ولگا و تحت عنوان یک قوم،
یعنی هندواروپایی، زندگینامه و همزمان به قصد مهاجرت سرزمینهایشان را ترکنمودند.
هندوایرانیان آغازین گلهداران کوچنشینی بودند که در سرزمینهای ایران و هند سکونتیافتند و خود به سه شاخه تقسیمشدند:
ایرانی، هندی و داردی (نورستانی). اقوام ایرانی، به سمت غرب آسیا و اقوام هندی و داردی، به سمت شرق حرکتکردند؛ بنابراین
شاخهی ایرانی اقوام هندوایرانی در 1800-1300ق.م از سمت شمال و شمال شرقی دریای خزر وارد فلات ایران شدند و نخستین
اقوام ایرانی را تشکیلدادند (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، .)105 ،1385از مهمترین عشیرهها و اقوام بهوجودآمده از نژاد
هندوایرانی میتوان به مادها، پارسها، پارتها، سغدیها، باختریها و آلانیها اشارهکرد که در دورههای مختلف تاریخی زمامدار
حکومت سرزمین ایران، برگرفته از نام آیریان، یعنی سرزمین آریاییها، شدند (پیرنیا، .)24 ،1395
-2-2باورهای دینی و اساطیری ایرانیان پیش از زرتشت
چنانکه پیشتر بهآن اشارهشد، آریاییان گروهی از هندواروپاییانی بودند که در فلات ایران سکونتیافتند و در کنار اقوام بومی و

ساکنین قدیمی منطقه، اجداد ایرانیان کنونی را تشکیلدادند. از نظر باور و مذهب تفاوتهای چندانی میان اقوام مختلف هندوایرانی
وجودنداشتهاست، با این حال نمیتوان بهطور قطع باورها و عقاید آنها را یکسان و همانند تعریفکرد. بنابر شواهد تاریخی
میتوانگفت که آریاییها گلهدارانی بودند که خدایانی چون وَرَثرَغنه( 5ایزد بهرام،) میترَه( 0ایزد مهر،) چیستا( 9ایزدبانوی علم) و
هُرمُزد 8را میپرستیدند و پساز ورود به ایران، بهمرور یکجانشین و کشاورز شدند. (پیرنیا، .)50 ،1395در قرن هفتم ق.م، ایرانیان
معتقد به آفرینش جهان از مادهای بیشکل در هفت مرحله بودند و خدایان طبیعت یعنی میتره، ایندرَه و در رأس آنها، اهورامزدا
(ایزد خرد) را پرستشمیکردند. زرتشت نیز با همین باورهای مذهبی تربیتشد و در تفکری عمیق پیرامون تهاجمات اقوام مختلف و
تقابل خیر و شر، به مرحلهای از الهامات مذهبی رسید که به دین زرتشت شهرتیافت (بویس و فرهودی، .)188 ،1393
1 Schrader
2 Indo-European
3 Gimbutas
4 Dnieper
5 Volga
6 Varathraghna
7 Mitra
8 Chista
9 Hurmizd
www.noormags.ir

62
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-3-2اسطورهی آفرینش ایران
اسطوره داستان و سرگذشتی است آسمانی که با آیینها و عقاید دینی هر ملت درمیآمیزد و پیوندمییابد. در تعریف اسطوره

باید چندین نکته را لحاظکرد که اولا در اسطوره سخن از سرآغاز و سرچشمهی فراسویی پدیدههاست. ثانیا شخصیتهای
اسطورهای شخصیتهای فراسویی و مقدس بهشمارمیآیند. ثالثا ارتباطی عمیق میان دین و مذهب، تاریخ و اسطوره یافتمیشود
که زیربنای فرهنگی و عقیدتی یک جامعه را شکلمیدهد (آموزگار، 3 ،1385و .)4
چنانکه پیشتر گفتهشد، قبل از ظهور زرتشت، اساطیری در فرهنگ و باورهای ایرانیان باستان وجودداشتند که
پرستشمیشدند. این خدایان در اندیشههای مقدس زرتشتی نیز ادامهیافتند و تحت لوای خدای خدایان، اهورامزدا، بهعنوان
مخلوقات او شناختهشدند. اهورامزدا خود یکی از ایزدان کهن ایرانیان بود که بهعنوان ایزد خرد در زمرهی خدایان مهم طبیعت
قرارمیگرفت و زرتشت مقام بالاترین خدا و خدایخدایان را برای او قائلشد (آموزگار، .)11 ،1385اما در مقابل این خدایان که
مظهر خیر و روشنایی بودند، گروهی دیگر نیز به سرکردگی اهریمن، تحت عنوان دیوان وجودداشتند که مظهر بدی و تاریکی
بهحسابمیآمدند. درواقع در اساطیر ایران برای اولینبار مسئلهی ثنویت و قرارگرفتن مینوی خیر (سپند مینو )1در مقابل مینوی شر
(انگره مینو )2مطرحمیشود که از این نظر با اساطیر دیگر ملتها کاملا تمایزدارد (آموزگار، .)15 ،1385
برای درک بهتر این تقابل لازماست که به اسطورهی آفرینش در باورهای ایرانیان باستان نگاهی بیندازیم. بنابر این اسطوره،
آفرینش در دورهای دوازدههزار ساله صورتمیگیرد که خود به چهار بازهی زمانی سههزار ساله تقسیممیشود. این دوازدههزار سال
که سههزارسال نخست آن مربوط به عالم مینو و نامحسوس و نههزار سال بعد مربوط به آفرینش در جهان مینو و جهان مادی
میشود؛ از خلقت و آفرینش نخستین امشاسپندان و ایزدان آغاز و به مرگ زرتشت ختممیگردد (سرخوش کرتیس، .)31-9 ،1380
بنابر باورهای زروانی، زروان ،3ایزد زمان، خداییاست بدون جنس که هزارسال را به دعا و نیایش سپریمیکند تا فرزندی با
ویژگیهای اهورمزدا داشتهباشد؛ اما در پایان این هزار سال، دقیقا در لحظهای که به نتیجهی دعاها و نیایشهای خود شکمیبرد،
نطفهی اهورامزدا و اهریمن در بطن او شکلمیگیرد. درواقع، اهورامزدا ثمرهی دعاها و نیایشهای زروان و اهریمن ثمرهی شک و
تردیدیاست که او به دل راهمیدهد. بههرحال زروان با خود عهدمیبندد فرزندی را که پیش از دیگری متولدشود، به جانشینی خود
برگزیند. اهریمن از نیت زروان باخبرمیگردد و با پارهکردن بطن او، زودتر از اهورامزدا متولدمیشود. زروان در برابر خود دو فرزند
متفاوتش را میبیند: یکی در بدبوترین، زشتترین، کریهترین و آلودهترین وضعیت قابل تصور و دیگری در زیباترین، خوشبوترین،
پاکترین و روشنترین حالت ممکن. از آنجا که عهد بستهشده تحت هیچ شرایطی نباید شکسته و زیرپا گذاشتهشود؛ زروان
فرمانروایی جهان را برای دورانی به اهریمن میسپارد؛ اما برسم مقدس را به دستان اهورامزدا میدهد، به امید آنکه در پیکار با
اهریمن پیروز شود و فرمانروایی جهان را از آن خود کند (آموزگار، )15 ،1385؛ بنابراین اهورامزدا نهایت زیبایی، خوبی،
نیکاندیشی و تمام صفات و ویژگیهای پسندیده و خوب است و در برابر او، اهریمن نهایت زشتی، پلیدی، شرارت و تمام صفات و
ویژگیهای منفور و بد بهحساب میآید.
-4-2امشاسپندان
در سههزار سال نخست، نه زمان معنیدارد و نه مکانی موجوداست. جهان، جهان معنوی و مینوی است و خود به دو هستی

متعلق به اهورامزدا و متعلق به اهریمن تقسیممیگردد. اهریمن هنوز از وجود عالم اهورامزدا بیخبر است؛ اما اهورا مزدا که خود ایزد
خرد و اندیشه بهحسابمیآید، از وجود عالم تاریکی و پلیدی اهریمن خبردارد. لذا نخست به آفرینش جلوههای خود، یعنی
امشاسپندان، مشغولمیشود. امشاسپندان، شش ایزد مقرب اهورامزدا هستند که بهترتیب بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمد،
خرداد و مرداد نامگرفتهاند.
بهمن یا وهومنه ،4نخستین امشاسپند و بهمعنی اندیشهی نیک است. اردیبهشت یا ارتهوهیته ،5زیباترین امشاسپند و بهمعنی
بهترین اشه یا راستیاست. شهریور یا خشثره وئیریه ،5نمادی از فرمانروایی بهشتی و بهمعنی سلطنت مطلوب است. این سه
امشاسپند در سمت راست اهورامزدا قرارمیگیرند و نمادهایی مردانه و مذکر دارند (آموزگار، .)19 ،1385
1 Spanta Mainyu
2 Angra Mainyu
3 Zarvan
4 Vohu Manah
5 Arta Vahishta
6 Khshathra Vairya
www.noormags.ir

NOORMAGS
01

سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
در سمت چپ اهورامزدا نیز بهترتیب اسپندارمد، خرداد و امرداد جلوسمیکنند. سپندارمد یا سپنتهارمئیتی 1دختر اهورامزدا و
موکل زمین بهشمارمیآید و بهمعنی اخلاص و شکیبایی تقدسیافته است. خرداد یا هئوروتات 2بهمعنی کمال و تمامیت و مظهری
از نجات بشر است؛ و سرانجام امرداد یا امرتات 3بهمعنی بیمرگی است. این سه امشاسپند نمادهایی زنانه و مونث دارند (آموزگار،
.)18 ،1385
-5-2ایزدان
پساز آفرینش امشاسپندان، نوبت به آفرینش ایزدان میرسد که تعدادی از آنها از خدایان باستانی و پیشاز زرتشتی

بهشمارمیآیند. بهطورکلی میتوان ایزدان را به چهار گروه تقسیمکرد: خدایان باستانی، خدایان آیینی، خدایان مظاهر طبیعت و
خدایان مظاهر اخلاقی. این خدایان قهرمانان فراسویی هستند که گاهی صورت مادی بهخود میگیرند، تغییر شکل میدهند و با
نیروهای اهریمنی مقابل خود مبارزهمیکنند. از مهمترین ایزدان اساطیری ایران میتوان به ایزد مهر (میتره،) اردویسورهاناهیتا،
بهرام (ورثرغنه،) وای (ویو) وآذر (آتر) اشارهکرد که هرکدام مظهر و محافظ نیرو و پدیدهای هستند (آموزگار، .)20 ،1385
-1-5-2مهر (میتره)
ایزد مهر یکی از تأثیرگذارترین ایزدان پیشازرتشتی معرفیمیگردد که آیین پرستش او تا قرنها پساز ظهور ادیان مختلفی

چون زرتشتی و مسیحی در میان مردم رواج داشتهاست (وکیلی، .)194 ،1384با این حال مهر در سنت زرتشتی پایینتر از اهورامزدا
قرارمیگیرد و آفریدهی او بهشمارمیآید (آموزگار، .)20 ،1385او ایزد پیمان است و بر عهد و پیمان نظارتدارد. چه این پیمان میان
خدایان باشد؛ چه میان انسانها و چه میان حکومتها و دولتمردان. مهر با عهدشکنان به سختی برخوردمیکند و در مقابل آنان به
خدای جنگ تبدیلمیشود. در وصف او چنین آمدهاست که پیش از خورشید ظاهرمیشود و آن را تا غروب همراهیمیکند، هزاران
چشم و هزاران گوش دارد، بر بلندای کوه البرز ساکناست، زره فولادین برتنمیکند و بر گردونهای با چهار اسب سفید تمام جهان
را به چشمبرهمزدنی زیرپامیگذارد (آموزگار، .)21 ،1385نگارههای بهدستآمده از مهر روایتگر نبرد او با گاوی هستند که
بهدستور خدایان باید قربانیشود. مهر علیرغم میل باطنی نسبت به انجام این کار، پساز تلاش بسیار، گاو را مغلوبمیکند، او را
میکشد و از خون او گیاهان و جانوران بهوجودمیآیند (اموزگار، .)22 ،1385این نگارهها که قدمتی نزدیک به قرون نخستین
میلادی در سرزمینهای باختری دارند؛ مهر را در هیبت جوانی با کلاه فنیقی و خنجری در دست تصویرکردهاند (وکیلی، ،1384
.)185
-2-5-2اردویسورهاناهیتا
اردویسورهاناهیتا ایزدبانوی همهی آبها و سرچشمهی اقیانوس کیهانی بهحسابمیآید و بر گردونهای با چهار اسب باد، باران،

تگرگ و ابر سواراست (سرخوش کرتیس، .)8 ،1380نام او بر چهار بخش است که بهطورکلی معنی و مفهوم «رطوبت پاک و
بیآلایش نیرومند» 4را میرساند (وکیلی، .)125 ،1384او مهمترین ایزدبانوی اساطیری ایران بهشمارمیآید و نقش الههی باروری
و حفاظت از دوشیزگان، زنان باردار و مادران را نیز برعهدهدارد (کرتیس، .)8 ،1380گفتهمیشود که اردویسورهاناهیتا تجسم زمینی
مریم مقدس است و همیشه در هیبت دوشیزهای زیبا و جوان و برازنده متجسممیگردد (وکیلی، .)125 ،1384
-3-5-2بهرام (ورثرغنه)
ایزد بهرام یکی دیگر از خدایان کهن ایران باستان است که بهعنوان ایزد سلحشوری و نیروی پیروزمندی معرفیمیگردد.

نکتهی قابل توجه دربارهی ایزد بهرام این است که او میتواند به ده تجسم زمینی چون باد نیرومند، گاوی با شاخهای طلایی، گراز
نر، جوان پانزده ساله و ... درآید (کرتیس، .)11 ،1380
1 Spanta Armaiti
2 Haurvatat
3 Ameretat
4اردوی= گشادگی و فراخی/ رود سوره= نیرومند/ رودی اساطیری و مقدس انا=علامت نفی اهیته=آلایش و آلودگی

www.noormags.ir
60
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-4-5-2وای (ویو)
ایزد وای خدای بادی است که به صورت ایزد جنگجو تصویرمیشود و با سلاحهای زرین خود ارواح شرور و پلید را دنبال و دور

میکند (کرتیس، .)13 ،1380او واسطهای میان قلمرو اهورامزدا، یعنی نور آسمانی و قلمرو اهریمن، یعنی تاریکی زمینی
بهحسابمیآید و در ابرهای بارانزا، موید زندگی و در طوفان، موید مرگ میشود. لذا به نخستین دمی که زندگی با آن آغازمیگردد
و واپسین دمی که زندگی با آن بهپایانمیرسد، تعبیرمیگردد (آموزگار، .)31 ،1385
-5-5-2آذر (اتر)
ایزد آذر در باور زرتشتی فرزند اهورامزدا معرفیمیشود و ایزد محافظ آتش مقدس بهحسابمیآید (کرتیس، .)15 ،1380درواقع

آذر به معنی آتش نشانی از حضور مرئی اهورامزداست و بهعلت تقدس و احترام بالایی که برای او قائلند، گاهی در زمرهی
امشاسپندان قرارمیگیرد (آموزگار، .)35 ،1385
-3اساطیر اسلاو شرقی
-1-3
خاستگاه تبار اسلاو
چنانکه پیشتر توضیحدادیم، اسلاوها 1آخرین گروه از هندواروپائیان بودند که همراه با هندوایرانیان به سمت سرزمینهای

جنوبی مهاجرت و درحالحاضر یکی از نژادهای اصلی قارهی اروپا را تشکیلمیدهند. باتوجه به همانندی زبانهای هندوایرانی
آغازین و بالتی- اسلاوی و دیگر اسناد باستانشناسانه، هندوایرانیان در سرزمینی از اسلاوها جداشدند که بعدها به سکونتگاه دائمی
این اقوام تبدیلشد (فیروزمندی شیرهجینی و دیگران، .)104 ،1385نخستین ردپای اسلاوها در تاریخ مکتوب قرن اول میلادی
یافتمیشود که بنابرآن اسلاوها در مناطق وسیعی از اروپای شرقی تا آسیای مرکزی بهصورت طایفهای و چادرنشینی زندگینامه.
اروپای شرقی خود به دو منطقهی جغرافیایی ژرمنی 2و سارماتی 3تقسیمشدهبود که مورخان روم شرقی بر این باوربودند که اسلاوها
در بخش سارماتی آن اقامتداشتند؛ اما مورخان معاصر این نظر را مردودمیدانند و معتقدند که اسلاوها به همراه بالتها ،4یعنی
اجداد لیتوانی و لتونها، در منطقهای میان این دو فرهنگ سکنیگزیدهبودند. پساز هر دو فرهنگ ویژگیهایی را جذبکرده و
تأثیراتی پذیرفتهبودند (کورولیوک، .)10 ،1350اسلاوها طی دو موج مهاجرتی سکونتگاه خود را تغییردادند: نخست در قرن سوم
میلادی به سمت سرزمینهای جنوب غربی اروپا حرکتکردند؛ و دو قرن بعد، یعنی در قرن پنجم میلادی، مسیر خود را به سمت
اروپای مرکزی و سرزمینهای جنوبشرقی ادامهدادند. درنهایت در قرن ششم و هفتم میلادی با امپراطوری بیزانس و روم شرقی
هممرز شدند و این نقطهی آغازی برای تفکیک اقوام اسلاو به سه گروه اسلاو غربی، اسلاو شرقی و اسلاو جنوبی بهحسابمیآید
(کورولیوک، .)11 ،1350قبایل اسلاو برای نخستینبار در طول تاریخ خود رو به شهرنشینی آوردند و اولگ 5مقدس در رأس سپاهی
نووگود و کیف 5را تحت سیطرهی خود درآورد؛ بنابراین در قرن نهم میلادی نخستین دولت اسلاو شرقی تحت عنوان «روسهای
کیف» شکلگرفت و توسط شاهزاده ولادیمیر سویا تسلاوویچ 0به دورهای دویست ساله از قدرت روسهای کیف و شکوفایی
فرهنگی و هنری ایشان انجامید (وارنر، .)8 ،1385
-2-3خدایان کهن اسلاو
از آنجایی که قوم اسلاو شاخهای از اقوام هندواروپایی بودند؛ بنابر سنت آنان، فرهنگ خود را بهصورت شفاهی انتقالمیدادند

و در مقابل مکتوبکردن عقاید و رسوم خود تا قرنها مقاومتداشتند؛ بنابراین آثار مکتوب چندانی از خدایان کهن اسلاو شرقی در
1 Slaves
2 Germanic
:Sarmatia -3سرزمینی بهنام سارماتیه که قبایل مختف چادرنشین در آن میزیستند.

مشیرالدوله بر این باوراست که سارماتها و سکنهی سکائیهی قدیم، یعنی کشاورزان سکائی آریائی، بوده اند. کنت کورث نیز در تأیید این امر
ملت سکائی را همسایهی سارماتها نمیداند؛ بلکه جزو خود آنها و در قالت یک ملت معرفیمیکند.
4 Baltai
5 Oleg
6 Kiev
7 Vladimir Svyatoslavovich
www.noormags.ir

NOORMAGS
03

سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
دست نیست. نخستین آثار مکتوب مربوط به باورهای کهن مردمان اسلاو در قرن دهم مسیحیت نگاشتهشده و در قرون نوزدهم و
بیستم میلادی به اوج خود رسید. لذا منابع اصیل و تاریخی به یافتههای باستانشناسانه و بقایای بتها، اماکن مقدس و ...
محدودمیشوند (وارنر، .)11 ،1385
یکی دیگر از اسناد مهمی که مورد مطالعه قرارمیگیرد، کتابی است در شرح اصلاحات شاهزاده ولادیمیر در کیف که در قرن
دهم میلادی به رشتهی تحریر درآمدهاست و خدایان کیف و سلسله مراتب آنها را بیانمیکند. برطبق مستندات این کتاب، خدایان
اصلی قوم اسلاو عبارتاند از پرون ،1استرایباگ ،2خورس ،3داژباگ ،4ولس 5و موکوشا( 5کورولیوک، .)10 ،1350وارنر 0دو خدای
دیگر، یعنی سیمارگل 9و اسکاتیباگ 8را نیز بهاین اسامی اضافهمیکند و آنها را خدایان اصلی اسلاو شرقی تحت عنوان «مجمع
خدایان ولادیمیر» میداند (.)13 ،1385
-3-3اسطورهی آفرینش اسلاو
بنابر روایات عامیانهای که میان دهقانان قرن نوزدهم میلادی در اسلاو شرقی رواجداشت، در آغاز تنها آسمان (بهشت) بود و

اقیانوسی وسیع. خداوند از آسمان فرودآمد و بر قایقی نشست و شیطان از میان آبها بیرونآمد و درکنار او جایگرفت. شیطان
ایدهی خلقت جهان را به خداوند پیشنهادکرد تا هر دو بتوانند در خشکی و زمین ساکنشوند. سپس با مشتی شن و ماسه از اعماق
دریاها و اقیانوسها، به نزد او برگشت. خداوند با پراکندن آنها خلقت زمین را آغازکرد، اما زمین مخلوق آنقدر کوچک بود که به
سختی هر دوی آنان را در خود جایمیداد. پس شیطان تصمیمگرفت تا در خواب خداوند را به دریا بیندازد؛ اما نتیجه آن شد که
زمین از هر دو سوی خداوند به سمت شرق و غرب گسترشیافت. سرانجام میان آن دو جدالی درگرفت که به مغلوبشدن شیطان
در تندرهای رعد و برق خداوند انجامید و خدا نیز به بهشت آسمانی بازگشت (.)Glinski, 2016
-4-3مجمع خدایان ولادیمیر
شاهزاده ولادیمیر در سال 899میلادی غسل تعمیددادهشد و رسما به دین مسیحیت پیوست؛ اما پیش از آن بهعنوان یک

کفرکیش معتقد آیینهای آشفته و پراکندهی قوم اسلاو را اصلاح و جمعآوریکرد و بهعنوان مجمع خدایان ولادیمیر معرفینمود.
درواقع او با تکیه بر باورهای باستانی مردم خود که آمیزهای از اقوام اسلاو، ورنگیان، اویغوری، ایرانی و ترک بود؛ تلاشکرد تا در
برابر دین پرنفوذ همسایهی خود، یعنی امپراطوری بیزانس، قدعلمکند. لذا شش بت از خدایان اصلی بر فراز تپهای در نزدیکی کاخ
خود برپاکرد. این خدایان عبارتبودند از پرون، خورس، داژباگ، سیمارگل، موکوشا و استرایباگ که هرکدام منشاء قومی گوناگونی
داشتند و در فرهنگهای متفاوت مردمان کیف یافتمیشدند (وارنر، .)12 ،1385
اگرچه پرستش خدایان کهن پساز گرویدن مردم کیف به دین مسیحیت بهسرعت از رونقافتاد؛ اما در برخی از مناطق
دوردست روستایی، باورهای مسیحی و خدایان اساطیری درهمآمیختند و جلوهای بومی از دین مسیحیت اسلاو را بهنمایشگذاشتند.
این درهمآمیختگی، فرهنگ عامیانهای را بههمراه داشت که ردپای خود را در آثار ادبی و داستانی مناطق اسلاونشین، بهخصوص
روسیه، بهجاگذاشت. تا جایی که نویسندگان نیز با تفسیری مسیحی به اساطیر اسلاو شرقی و به خصوص مجمع سازمانیافته و
منظم خدایان ولادیمیر پرداختند و بدین ترتیب حیات معنوی اساطیر و داستانهای کهن را تضمینکردند (وارنر، .)25 ،1385
-1-4-3پرون
پرون خدایی است کاملا هندواروپایی که بهعنوان اولین و کهنترین باور اساطیری اسلاو در تاریخ مکتوب ذکرشدهاست. در

میان اقوام اسلاو شرقی و شمالی، آیین و باورهای پرستش پرون رواج بسیاری داشت و حتی پساز ورود مسیحیت نیز تا مدتها در
1 Perun
2 Stribog
3 Khors
4 Dazhbog
5 Volos
6 Mokosha
7 Elizabeth Varner
8 Simargl
9 Skotti Bog
www.noormags.ir

67
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
اقصی نقاط قلمرو ایشان ادامهیافت. شاهزاده ولادیمیر بتی از پرون با سر نقرهای و سبیل طلایی بر فراز تپهای با نام پرون هیل 1در
نزدیکی کاخ پادشاهی خود برافراشت که پساز گرویدن به دین مسیحیت، آن را به ساحل رودخانهی دنپیر منتقلکرد و کلیسایی با
عنوان سنتباسیل 2در محل آن احداثنمود. از اینرو پرون به باورهای مسیحی اسلاو شرقی وارد و بهعنوان نمادی از خدا
درنظرگرفتهشد ( .)Encyclopedia of Ukraine,1993پرون بهعنوان خدای اصلی مجمع خدایان ولادیمیر معرفیمیگردد 3و
خدای جنگ، آذرخش و تندر بهحسابمیآید. او حامی جنگجویان و سلحشوران است و بر عهدنامههای نظامی و حکومتی
نظارتدارد ( .)Zarrof,1999:57در نخستین معاهدههای وضعشده میان روسهای کیف و مسیحیان بیزانس، از او بهعنوان خدای
جنگ و سوگند نامبردهشدهاست که با عهدشکنان به شدت برخوردمیکند و عذابی چون جنگ برآنان فرودمیآورد
( .)Encyclopedia of Ukraine, 1993گفتهمیشود که نام پرون بر ابزارآلات جنگی و سلاحهای سربازان حکشدهبود و این
باور در میان جنگجویان رواجداشت که در پی شکستن عهد و سوگند، پرون آنها را با سلاحهای خودشان مجازاتمیکند و
ازپادرمیآورد (وارنر، .)20 ،1385باوجود منابع اندکی که در مورد خدای پرون در دسترس ما قراردارد، این امر اسباطشدهاست که
پرون بهعنوان خدای آسمان و نازلکنندهی باران نیز شناختهمیشود و آیین قربانیکردن گاو در مراسم پرستش او
صورتمیگرفتهاست. نام پرون معمولا بهعنوان خدای زندگان و سرزمینهای مرتفع، در مقابل نام خدایی بهعنوان خدای مردگان و
سرزمینهای پست، یعنی ولس، قرارمیگیرد (وارنر، .)20 ،1385لذا این دو خدا در اساطیر و افسانههای اسلاو همیشه در حال جنگ
و نبرد بودند.
4- ولس2-4-3
اطلاعات ما درمورد ولس بسیار اندک است، اما بنابر شواهد تاریخی و اساطیری، ولس نیز یکی از خدایان اصلی اسلاو بهشمار

میآمدهاست که در موارد بسیاری در کنار نام پرون قرارمیگیرد. با این حال او در مجمع ششگانهی خدایان ولادیمیر جایی نداشته
و به دلیل کارکرد متفاوتش، بتهایی در سرزمینهای پست و دشتها از او بهجا ماندهاست. بهطورکلی، ولس بهعنوان خدای حامی
تجار و نوازندگان شناختهمیشود و در منابعی از او بهعنوان خدای دام و رمه یادمیگردد (وارنر، .)21-18 ،1385پرستش ولس
بیشتر در نواحی شمالی قلمرو اسلاو رواجداشته و بتهای سنگی او بیشتر در سواحل و دشتهای این مناطق یافتشدهاست (وارنر،
.)21 ،1385گفتهمیشود که او بهعنوان خدای جنگل در هیبت خرس متجلیمیگردد و گاهی نیز بهعنوان خدای گرگها
معرفیمیشود. درهرصورت، این امر واضحاست که ولس توانایی تغییر شکل دارد و بهعنوان محافظ حیوانات اهلی و وحشی
ظاهرمیگردد. شخصیت ولس در باورهای مسیحی به نمادی از شیطان تبدیلمیشود و در مقابل پرون، بهعنوان نمادی از خداوند،
قرارمیگیرد ( .)Mingren, 2016از سوی دیگر، ارتباط او با جهان زیرین و امور مردگان مطرحمیشود و او را بهعنوان خدای
مردگان مطرحمیکند. در اساطیر اسلاو آمدهاست که ولس گاو نر، یا به تعبیری دیگر، همسر و فرزندان پرون را میرباید و نبردی
میان آن دو شکلمیگیرد. پرون با آذرخش به ولس حملهمیکند و او را به زمین میاندازد؛ اما ولس فرارمیکند و پشت درختان و
خانهها پنهانمیشود. درنهایت، پرون بر او پیروزمیگردد و او را به جهان زیرین میفرستد ( .)Mingren, 2016تریگلاو 5یکی از
شناختهشدهترین صورتهای بومیشدهی ولس در مناطق دریای بالتیک 5است که با سه سر خود، بر سه جهان آسمان، زمین و
زیرزمین (مردگان) نظارتمیکند (.)Leeming, --, 360
-3-4-3استرایباگ
استرایباگ خدای بادها بهشمارمیآید و در کنار خدای داژباگ و خورس بهعنوان مظاهر پرستش هوا و خورشید مطرحمیشود

(وارنر، .)21 ،1385در برخی منابع از او بهعنوان خدای ثروت نیز یادمیکنند ( .)Glinski, 2016اطلاعات مربوط به خدای
استرایباگ بسیار محدود است، اما بنا بر منابعی متعلق به قرن دوازدهم میلادی، استرایباگ خدای باد، طوفان و اختلافات
.)Ivanits, 1992, 15( معرفیمیگردد
1 Perun Hill
2 Saint Basil
-3در حالی که در باورهای اساطیری مردم اسلاو، سواروگ Svarogبهعنوان خدای خدایان معرفیمیشود.

-4بهنظرمیرسد که شخصیت خدای اسکاتیباگ در خدای ولس تحلیلیافتهباشد.
5 Triglav
6 Baltic
www.noormags.ir

05
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
-4-4-3داژباگ
داژباگ بهعنوان پسر خدای آسمان و آتش فرازمینی، یعنی اسواروگ 1و خدای خورشید معرفیمیشود که برای پرستندگان خود

برکت بهارمغان میآورد (وارنر، .)22 ،1385بنابر اساطیر اسلاو، داژباگ از آتش مقدس سرخ آفریدهمیشود؛ بنابراین او خدای محافظ
آتش مقدس نیز بهحسابمیآید ( .)Zarrof, 1999, 56در برخی از منابع، از خدایی بهعنوان نیروی مقابل داژباگ یادمیشود که
نمادی است از تاریکی و بهنوعی برادر او بهشمارمیآید. نام او در بعضی از روایات، بیالوباگ 2بیانشدهاست که سرما را از
سرزمینهای شمالی همراه خود میآورد. درحالی که داژباگ بهصورت جوانی جذاب و خوشچهره ظاهرمیشود؛ بیالوباگ در هیبت
پیرمردی خمیده با ریش بلند و سفید متصورمیگردد که بنابر نظر مفسران، تحت تأثیر ثنویت روشنایی و ظلمت در اساطیر ایرانی
.)Leeming, --, 361( است
-5-4-3خورس
نظریهپردازان و پزوهشگران بسیاری بر این باورند که خورس نیز ریشهای ایرانی دارد و از کلمهی هور بهمعنی خورشید میآید

( .)Glinski, 2016شباهت میان کلمهی خورس و خورشید نیز سندی بر این ادعاست که این خدا برگرفته از اساطیر ایران باستان
است. این امر میتواند تحت تأثیر مهرپرستان و سارماتها صورتگرفتهباشد که در دورانی با نژاد اسلاو همسایه بودند و ارتباطات
فرهنگی گستردهای داشتند ()Zarrof, 1999, 67؛ بنابراین خورس بهعنوان خدای خورشید و سپیدهدم شناختهمیشود (کورولیوک،
)11 ،1350و معمولا در کنار نام داژباگ و بهعنوان همزاد او معرفیمیگردد (.)Leeming, --, 360
-6-4-3موکوشا
موکوشا یکی از معدود خدایان مونث اساطیر اسلاو شرقی است که احتمالا ریشه در باورهای دوران مادرسالاری و الهههای

باروری دارد ( .)Glinski, 2016او بهعنوان خدایبانوی باروری، آب و حامی زنان شناختهمیشود و قدیس زنان، حامی قابلگی و
بافندگی بهحسابمیآید (وارنر، .)24 ،1385در باورهای مسیحی، شخصیت موکوشا نیز دچار تغییر و تحولاتی شد و سرانجام
بهعنوان مریم مقدس تفسیرگشت ( .)Leeming,--, 361در ریشهیابی نام موکوشا، به اشتقاقی از آن تحت عنوان موکریی3
میرسیم که معنی رطوبت از آن استنباطمیگردد؛ بنابراین موکوشا نمادی از رطوبت حیاتبخش درنظرگرفتهمیشود. در منابعی
دیگر، از او بهعنوان همسر پرون یادشدهاست ( )Encyclopedia of Ukraine, 1993و ارتباط رطوبت با آسمان دلیل این امر
عنوانمیشود. با وجود همهی اینها، بهنظرمیرسد که خدای موکوشا ابداعی از سوی شاهزاده ولادیمیر بوده و هیچ پیشزمینهی
تاریخی، بهجز دیوی شرور در افسانههای عامیانهی شمال روسیه با همین نام، نداشتهاست (.)Zarrof,999,68
-7-4-3سیمارگل
سیمارگل خدایی است که بنابر عقیدهی زبانشناسان، ریشه در پرندهی افسانهای و اساطیری ایران، یعنی سیمرغ دارد که

بهصورت موجودی با بالهای بزرگ و آتشین و بدنی مانند شیر یا سگ تصویرمیگردد. او در مجمع خدایان ولادیمیر بهعنوان
خدای غلات و سبزیجات شناخته میشود و وظیفهدارد تا بذر گیاهان را با برهمزدن بالهایش در زمین پخش کند (وارنر، .)24 ،1385
در معبد کیف نام سیمارگل به عنوان خدای حامی بذر و غله در کنار موکوشا، خدایبانوی باروری آورده شده است (ملینکا، ،1390
.)110
-4تطبیق اساطیر ایزدان ایرانی و خدایان ولادیمیر اسلاو شرقی
ریشه های مشترک قومی میان اسلاوها و ایرانیان به هزاران سال پیش از میلاد مسیح برمیگردد. این دو قوم تحت عنوان

مشترک هندواروپایی، آخرین گروهی بودند که حرکت خود را به سمت سرزمینهای جنوبی آغازکردند. پساز آن نیز مدتها در
1 Svarog
2 Bialobog
3 Mokryi



استپهای شمالی دریای خزر با یکدیگر همسایه بودند و تبادلات فرهنگی داشتند. لذا اشتراکات و شباهتهای اساطیری و زبانی
میان آنها، به خصوص به واسطه ی خاستگاه مشترک و کهن الگوهای یکسان جمعی، چندان دور از انتظار نیست. تقریبا تمام
پژوهشگران بر این مسئله اتفاق نظر دارند که استرایباگ، خورس و سیمارگل ریشه های کاملا ایرانی دارند و نمایندهی عناصر
اساطیری و افسانهای ایران در مجمع خدایان ولادیمیر هستند. این امر موید سالها همنشینی و همسایگی اقوام اسلاو با اقوام
سکائی است ( .)Ivanits,1992,15پژوهشگران دیگری نیز تلاش کردند تا ریشه های ایرانی موکوشا و داژباگ را نیز بهروش
زبانشناسی به اثباتبرسانند (ملینکا، 108 ،1390و .)110
-1-4پرون و ولس، اهورامزدا و اهریمن
تقابل پرون و ولس یادآور تقابل اهورامزدا و اهریمن در باروهای اساطیری ایران است. چنانکه پرون بهعنوان نمادی از خدای

آسمان و بهشت درنظرگرفته میشود و ولس در مقابل او، به عنوان نمادی از شیطان و زمینهای پست معرفی میگردد؛ اهورامزدا و
اهریمن نیز به عنوان نیروهای ضد هم بیان شوند. لذا باوجود اینکه ثنویت خیر و شر در اساطیر اسلاو شرقی به وضوح اساطیر ایران
نیست؛ اما تقابلی مشابه با آن دارند. شاید واضحترین نمونه ی آن، نبرد دائمی پرون و ولس باشد که به تعابیر مسیحی نیز راهمییابد
و به عنوان نمادی از خدا و ابلیس تفسیرمیشود. البته باتوجه به روایات، بهنظر نمیرسد که ولس نمایندهی کاملی برای شر و پلیدی
باشد. چه بسا او به عنوان خدای رمه و محافظ حیوانات اهلی و وحشی نیز مطرح میشود و از اینرو با امشاسپند بهمن به عنوان موکل
و پشتیبان حیوانات سودمند (آموزگار، )10 ،1385مشابهتدارد. از سوی دیگر، به واسطه ی تجسمیافتن در اجسام و صورت های
مختف، بیشباهت به ایزد بهرام نیست که به تجسمهای متفاوت تغییر شکل میدهد (اموزگار، )30 ،1385؛ اما با علم به اینکه
تقابل خیر و شر در اسطوره ی هیچ فرهنگی مانند اساطیر ایران باستان واضح و تفکیک یافته بیان نشده است؛ لذا شباهت و نزدیکی
قابل قبولی با اهریمن در خدای ولس یافتمیگردد.
-2-4پرون و ایزد مهر
باتوجه به ویژگیهای ذکرشده پیرامون ایزد مهر و خدای پرون، به نظرمیرسد که میان این دو خدای ایران باستان و اسلاو

شرقی شباهتهای بسیاری وجودداشته باشد. نخست، نظارت هر دو بر عهد و پیمان و خشم و غضب ایشان دربرابر عهدشکنان مورد
توجه قرارمیگیرد. در ادامه، نقش هر دو به عنوان خدایان جنگ و حامیان نظامیان مطرحمیشود و درنهایت، ارتباط آنها با گاو نر و
مراسم قربانی کردن آن در پیشگاه ایشان بیان میگردد.
-3-4استرایباگ و ایزد وای
در اساطیر ایران، ایزد وای به عنوان خدای باد و تجسمی از فضا بیان میشود بنابراین شباهت بسیاری با خدای استرایباگ

بهعنوان خدای باد و طوفان در اساطیر اسلاو شرقی دارد. از سوی دیگر شاید وجه بخشندگی استرایباگ مطابقت زیادی با ایزدبانوی
اشی به عنوان الهه ی بخشش، توانگری و پاداش (آموزگار، ،)33 ،1385داشته باشد.
-4-4داژباگ و ایزد آذر
شاید نزدیکترین نقش ممکن به خدای داژباگ مجمع ولادیمیر، ایزد آذر در باورهای ایرانی باشد. داژباگ پسر خدای اصلی

اسلاو، یعنی اسواروگ معرفی میشود و آذر نیز فرزند خدای خدایان ایران باستان، یعنی اهورامزدا به حساب میآید. از سوی دیگر، هر
دو حامی و محافظ آتش مقدس و جلوهای از خدایان بزرگ فرهنگ خود هستند.
-5-4موکوشا و اردویسورهاناهیتا
موکوشا و اردویسوره اناهیتا ایزدبانوانی هستند که بهعنوان الهه ی باروری شناخته میشوند. نام هر دو دال بر ارتباط ایشان با

آبها و رطوبت جوی است. از سوی دیگر، هر دو حامیان زنان باردار و مادران بهحساب میآیند. درنهایت در باور و فرهنگ
مسیحی، از هر دو خدای موکوشا و ایزد اردویسوره اناهیتا تعبیری از تجسم زمینی مریم مقدس عنوان میگردد.

NOO
خدایبانوی موکوشا

الههی باروری

ایزدبانوی اردویسورهاناهیتا

RMA
خدای داژباگ، فرزند اسواروگ

فرزند خدایخدایان و سرور آسمان

ایزد آذر، فرزند اهورامزدا

GS
خدای داژباگ

حفاظت از آتش مقدس

ایزد آذر

ایزدان ایران باستان

خدایان ولادیمیر اسلاو شرقی

تقابل نیروهای خیر و شر

اهریمن و اهورامزدا

خدایان ولس و پرون

خدای خدایان

اهورامزدا

خدای پرون

موکل حیوانات سودمند

امشاسپند بهمن

خدای ولس

تغییر شکلدادن

ایزد بهرام

خدای ولس

ناظر بر عهد و پیمان

ایزد مهر

خدای پرون

قربانیکردن گاو

ایزد مهر

خدای پرون

خدای جنگ و حامی جنگجویان

ایزد مهر

خدای پرون

خدای باد

ایزد وای

خدای استرایباگ

بخشندگی

ایزدبانوی اشی

خدای استرایباگ

الههی رطوبت

ایزدبانوی اردویسورهاناهیتا

خدایبانوی موکوشا


-5نتیجه گیری
با توجه به خاستگاه مشترک هندواروپایی اقوام اسلاو و ایرانی، اشتراکات اساطیری میان آنان اجتناب ناپذیر است. در این مقاله

سعی شد تا بنابر شواهد و اسناد تاریخی، این خاستگاه مشترک و ارتباطات وسیع قومی اثبات گردد. سپس به طور جداگانه به بخش
مهمی از باورهای اساطیری هر دو قوم در گذر تحولات مهم تاریخی و روند تبدیل از روایات شفاهی به روایات مکتوب، پرداخته شد
و خدایان و ایزدان اصلی آنها معرفی گردید. در نهایت شباهتهای میان آنان مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت که به طورخلاصه در
جدول زیر ارائه می شود:
جدول -1تطبیق اساطیر ایزدان ایران باستان و خدایان مجمع ولادیمیر اسلاو شرقی
منابع
- آموزگار، ژاله. ( .)1385تاریخ اساطیری ایران. تهران: تاریخ

- بویس، مری؛ مصطفی فرهودی. (« .)1393کیش زرتشت». شماره .22تهران: هفت آسمان
- پیرنیا، مشیرالدوله؛ اقبال آشتیانی. ( .)1395تاریخ ایران: از مادها تا انقراض قاجاریه. تهران: سمیر
- سرخوش کرتیس، وستا. ( .)1380اسطورههای ایرانی. ترجمهی عباس مخبر. تهران: مرکز
- فیروزمندی شیرهجینی، بهمن؛ محمدحسین طاهری؛ نغمه رفیعی. (« .)1385هندواروپائیان، هندوایرانیان، خاستگاه و
مهاجرت با تکیه بر مطالعات باستانشناسی». شماره .31تهران: مطالعات ایرانی
- کورولیوک، ولادیمیر. (« .)1350در آستانه یک سرنوشت بزرگ.» شماره .105تهران: پیام یونسکو
- ملینکا، تاتیانا. (« .)1390ریشهشناسی نامهای ایرانی خدایان اوکراینی». ترجمهی علیرضا خداقلیپور. شماره .8تهران:
تاریخ روابط خارجی
- وارنر، الیزابت. ( .)1385اسطورههای روسی. ترجمهی عباس مخبر. تهران: مرکز
- وکیلی، شروین. ( .)1385اسطورهشناسی ایزدان ایرانی. تهران: شورآفرین
- Encyclopedia of Ukraine. (1993). Retrieved from www.encyclopediaofukraine.com.
Access on 6/25/2019
- Glinski, Mikotaj. (2016). »What is Known About Slavic Mythology?« . Retrieved from
www.culture.pl/en/article. Access on 6/25/2019
- J. Ivanits, Linda. (1992). Russian Folk Beliefs. London: Routledge
www.noormags.ir
61
سال چهارم، شماره ( 7پیاپی: ،)02آبان 8931
- Leeming, David. (----). The Oxford Companion to World Mythology. Oxford: Oxford
University Press
- Mingren, Wu. (2016). »Veles and Perun: The Legendary Battle of Two Slavic Gods«.
Retrieved from www.ancient-origins.net. Access on 6/25/2019
- Zarrof, Roman. (1999). »Organized Pagan Cult in Kievan Rus«. No. 2. Studia
Mythologia Slavica
www.noormags.ir

نویسنده:

تاریخ: جمعه 29 مرداد 1400 ساعت: 12:25

تعداد بازديد : 170

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب


ليست صفحات

تعداد صفحات : 4

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 42
کل نظرات : 0
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین :
تعداد اعضا : 0
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
ورودی امروز گوگل :
ورودی گوگل دیروز :
بازدید هفته :
بازدید ماه :
بازدید سال :
بازدید کلی :
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 10.3.177.36
مرورگر : Unknown AppleWebKit
سیستم عامل : Search Bot
امروز : پنجشنبه 1 مرداد 1405

درباره ما

حماسه

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

آخرین نظرات کاربران

امکانات جانبی