اعداد اساطیری در کتاب بندهشن

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

آرشیو

اعداد اساطیری در کتاب بندهشن

بررسی اعداد اسطوره ای درکتاب بندهشن

محمدرضازاده زوارم [1]

انیسه صابری [2]


چکیده

اگر کمی دقیق تر به محیط پیرامون خود نگاه کنیم به حضور انکار ناپذیر و پررنگ اعداد در زندگی روزمره، آیین ها، اعتقادات خود بر می خوریم. برخی از این اعداد پیوندی دیرینه با باورهای ما دارند و ریشه شناسی آنها ما را با دلایل مقبولیت و رواج آنها آشنا می سازد. این دلایل گاه دینی و گاه اسطوره ای می باشند. ما می توانیم با شناخت درست اعداد و هماهنگی که بین آن ها برقرار می شود، به نوعی به رازی که در هستی است دست پیدا کنیم. مطالعه در زمینه هستی شناسی به خوبی نشان می دهد که اعداد اسطوره ای برای تبیین پدیده ها، بیان کثرت و قلّت و جنبه‌های اغراق‌آمیزِ توصیفات در اثار مختلف حماسی وغیر حماسی به کار رفته‌اند. بر اساس تفسیر اسطوره ای از روایات، کتاب بُندهِشن، شاید بتوان گفت که بسیاری از اعداد در این کتاب ، حضوری نمادین و رازآمیز دارند. پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی و با تکیه بر شواهد و قرائنی از متن بُندِهش باترجمه مهرداد بهار، نشان می دهد که اعداد به گونه ای نمادین، دانش ها و معانی رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کردند و برخی اعداد نیز بیانگر علوم مختلف درآن زمان بوده است .

کلید واژگان: بندهشن، تاریخ پیش از اسلام، اسطوره، اعداد، نماد

مقدمه

تخیّل آدمی برای جبران ضعف ها و کمبودهای خویش بسیاری از حقایق و ارزش ها را در قالب اسطوره بیان می کند. بررسی و بحث در مورد اعداد از قدیم الایّام ازجمله دغدغه های بشر بوده است، در بیشتر فرهنگ های کهن، اعداد، نماد مفاهیم متعددی واقع شده اند. فرهنگ ایران نیز از این مقوله جدا نیست (احمدی،1394: 2) در اسطوره‌ها، آن گونه که اعداد با ریاضیات به آنها می‌نگرد، مورد توجه قرار نمی‌گیرند، بلکه کیفیّات درونی اشیا را در بر می گیرند. اعداد را محور ساختار انسان و جهان دانسته‌اند. این نقش اسطوره ای اعداد در باور اقوام ابتدایی با این باور آغاز شد که معتقد بودند؛ به کمک اعداد و بخش هایی از پیکر انسانی، مانند سر، چشم دست و... ، با نظم خاصّی مرتّب می‌شوند.(الیاده و همکاران،۱۳۸8: 192) «مصریان باستان بر این باور بودند که عدد برانسان حکومت می‌کند و بر او مسلّط است؛ زیرا از منطق و فکر او تجاوز می کند.» تفسیر اساطیری از عدد از علوم رمزی است و قدمت بسیار دارد؛ در یونان باستان ارسطوطالیس، درتاریخ مرجع هر چیزی را به آب نسبت می داد و شاگردانش عقیده داشتند: عدد منشاء همه چیز است. از مهم‌ترین اعتقادات و باورهای مکتب فیثاغورثی آن بود که همۀ پدیده های طبیعت در واقع، عدد هستند و این اعدادند که ماهیّت اشیا را تشکیل می‌دهند.(راسل،۱۳۷۳: 30 و31) اعداد، نمادهای مشترک میان ملل گوناگون هستند و همه انسان‌ها به نوعی اعداد را در سرنوشت خود دخیل می دانند. به اعتقاد بهار: «در بسیاری از حالات، مردم کشورهای گوناگون در سعد و نحس بودن یک عدد اتفاق نظر دارند و در علوم رمل و جادو و... که به سرنوشت و زندگی آنها مربوط است به سراغ اعداد می‌روند.»(بهار،۱۳۷۶: ۷۴ )

بنابراین در این پژوهش که به روش توصیفی و موردی بر اساس کتاب بندهشن انجام گرفته است سعی شده است تا بخش هایی از این اعداد اسطوره ای در کتاب مذکور مورد بررسی قرار گرفته و در تلاش است تا نشان دهد که اعداد به گونه ای نمادین ، دانش ها و معانی رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کردند.

بیان مسئله

کتاب بُندهِشن بسیاری از مفاهیم و از جمله مراحل آفرینش جهان را در قالب اعداد مطرح کرده است که با اعتقادات اسطوره ای پیشینیان در ارتباط است. بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، بسیاری از اعداد مورد استفاده در کتاب بُندهشن به گونه‌ای رمز آمیز معانی و مفاهیم را در پیوند با فرهنگ و باورهای قومی و ملی ایران باستان القا می‌کنند. به نظر می رسد بسیاری از اعداد به شکلی پررنگ و در بسامدی قابل توجه، در کتاب بندهشن برای القای باورها معانی رمزآیین کاربرد دارند، لیکن به لحاظ محدودیت حجم مقاله، پژوهش حاضر سعی دارد به برخی از اعداد که اعداد اسطوره ای از آنها یاد شده است بپردازد و سایر اعداد آورده شده در بندهشن نیاز به مقالات و نوشتارهای جداگانه ای است. بنابراین با استناد شواهدی از متن اثر و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و به روش مطالعه موردی رمزگشایی کند و پاره ای از باورها و مفاهیم اسطوره ای را که با پوششی از این اعداد در پیچیده شده اند، آشکار نماید.

پیشینه پژوهش

اعداد یکی از جلوه های نماد است که از هزاران سال پیش تاکنون پیچیدگی های معنایی ویژه ای به خود گرفته است، در بسیاری از فرهنگ های کهن دنیا با اعداد بر خوردی نمادین داشته اند.(آقایی،1397: 57) در برخی از پژوهش‌ها و منابع مکتوب که در حوزه شناخت و تحلیل اسطوره به رشته تحریر درآمده است و پیوستگی اعداد را با جلوه‌های گوناگون فرهنگ زندگی قوم ایرانی، به تفصیل مطرح شده است از جمله آثاری که به حضور نمادین نظام مند اعداد در شکل گیری و سیر تکاملی باورها و خط فکری بشر پرداخته اند عبارتند:«راز اعداد» اثر آنه ماری شیمل که به بررسی مفهوم اعداد در فرهنگ های گوناگون و نیز در فرهنگ ایرانی و اسلامی پرداخته است، اما این اثر، پژوهشی در زمینه بندهشن صورت نگرفته است. اثر «عدد، نماد، اسطوره» از آرش نورآقایی(۱۳۸۸)، اثر «اسطوره، بیان نمادین» نوشته ابوالقاسم اسماعیل‌پور (۱۳۷۷)، اثر «فرهنگ مصوّر نمادهای سنتی» از جین کوپر( ۱۳۸۶)، اثر «فرهنگ نگاره نمادها در هنر شرق و غرب» اثر جیمز حال(۱۳۸۰)، اثر «فرهنگ نمادها: اساطیر، رسوم و ...» نوشته ژان شوالیه و آلن گربران (1387)، اثر «پژوهشی در اساطیر ایران» از مهرداد بهار( ۱۳۷۶) اثاری هستند که هریک به نوعی به بررسی نماد واعداد اسطوره ای در اثار باستان و تطبیق آن باسایر ملل پرداختند ولی هیچ کدام به طور مشخص اسطوره اعداد را در کتاب بندهشن بررسی ننموده اند.

مبانی تحقیق

اسطوره

اسطوره کلمه ای معرب است که از واژه یونانی هیستوریا به معنی «جستجو، آگاهی، داستان» گرفته شده است. برای بیان مفهوم اسطوره در زبان های اروپایی از بازمانده واژه یونانی میتوس به معنی «شرح، خبر، قصه» استفاده شده است. اسطوره نقل کننده سرگذشت قدسی و مینوی است، اسطوره، راوی واقعه ای است که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ داده است. اسطوره همیشه متضمن روایت یک خلقت است، یعنی می گوید چگونه چیزی پدید آمده و هستی خود را آغاز کرده است.(آقایی،1397: 53)

اسطوره شناسی و ارتباط آن با اعداد و نماد

اسطوره شناسی در تعریف جدید، ترکیبی از رشته های انسان شناسی، مطالعات کلاسیک، مطالعه تطبیقی ادیان، تاریخ، فرهنگ قومی، ادبیات هنر و روانشناسی است.(همان،54) هدف مطالعات اسطوره شناسی، نشان دادن راه کارهایی برای زندگی است که این امر بیشتر برعهده خدایان اساطیری بوده است، آنها به اداره جهان می پرداختند. بر اساس ادعای اساطیر، خدایان، انسان ها و جامعه را براساس ساختاری سه لایه آفریده است. گروهی روحانی، دسته ای جنگجو و عده ای هم کشاورز هستند. (باباخانی،1389: 12)

نگاه نمادین به عالم و به عبارت دیگر هستی شناسی نمادین و رمزی به اندازه تفکر انسان قدمت دارد، شاید بتوان گفت نمادین دیدن هستی از نخستین افتراقات در عرصه اندیشه انسان است. مایه اصلی پیام پیامبران و سخن مشترک آنان، به تعبیری دعوت انسان ها به دیدن باطن نهفته در پس ظواهر عالم است. نمادپردازی واقعی را شاید بتوان چنین تعریف کرد؛ باز نمایی واقعیت در مرتبه خاصی از دلالت به واسطه واقعیت متناظری در مرتبه دیگر، نمادهای سنتی اموری قراردادی یا وضعی نیستند، بلکه همراه با اندیشه هایی که با آن ها متناظرند، به آدمیان اعطا شده اند.(کوماراسوامی، 1389: 470 و471)

کتاب بندهش(bondahesh)

بُنْدَهِش‌ (در فارسی‌ میانه‌ «بندهشْن‌»، به‌ معنای‌ اصل‌ آفرینش‌) یکی‌ از مهمترین‌ متون‌ دینی‌ ـ تاریخی‌ زردشتی‌، به‌ خط‌ و زبان‌ پهلوی.‌ این‌ اثر عمدتاً دربارة‌ کیهان شناسی‌، با فصولی‌ در تاریخ‌ کیانیان‌ و جغرافیای‌ ایرانشهر، بر پایة‌ متون‌ اوستایی‌ و گزارش های‌ پهلوی‌ و منابع‌ تاریخی‌، بخصوص‌ خداینامه‌، در36 فصل‌ است‌ که‌ مؤلف‌ در دیباچة‌ کتاب‌ آنها را به‌ سه‌ بخش‌ اصلی‌ و کلی‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌: 1) آفرینش‌ اورمزد و دشمنی‌ اهریمن‌؛ 2) چگونگی‌ آفرینش‌ مادی‌ و این‌ جهانی‌ از آغاز تا انجام‌؛ 3) تاریخ‌ و پیوند کیانیان‌ و زیست گاه های‌ آنان‌. گردآوری‌ و تألیف‌ این‌ کتاب‌ احتمالاً در اواخر دورة‌ ساسانی‌ و تدوین‌ نهایی‌ آن‌ در قرن‌ سوم‌ هجری‌ یا دیرتر صورت‌ گرفته‌ است‌. نام‌ مؤلف‌ اصلی‌ آن‌ دانسته‌ نیست‌ ولی‌ نام‌ مدوّن‌ نهایی‌ آن‌ را در فصل‌ مربوط‌ به‌ تبارنامة‌ موبدان‌، به‌ احتمال‌، فَرْنْبَغ‌ دادِگی‌ یا دادویه‌ (دات‌ ـ ویه‌ یا دادگ‌) خوانده‌اند (بندهش‌، ترجمة‌ بهار، ص‌6؛ تفضّلی‌، ص‌ 141؛ تاوادیا، ص‌ 94).

بحث اصلی

اعداد اسطوره ای در کتاب بندهشن

عدد یک

«در اساطیر، عدد یک با این مفاهیم پیوند خورده است: وحدت آغازین، شروع، آفریننده، محرک اوّل، مجموعه ممکنات، ذات، مرکز، تقسیم ناپذیری، جرثومه، انعزال، غلیان و ناآرامی؛ که به ثنویت و چندگانگی از آن برمی‌خیزد و سپس به وحدت باز می‌گردد.»(کوپر،۱۳۸۶: ۲۳) «یک از تمام اعداد مجزّاست و منبع تمام آنهاست. یک، رمز خداوند است و شکل ظاهری آن نیز گویای این مطلب است، زیرا به سمت بالا کشیده شده است. این کشیدگی به سمت بالا، حتی در لفظ خدا هم دیده می شود.» (نورآقایی،۱۳۸۷: 31-30) «عدد یک در میان مسلمانان، اشاره به خداوند واحد است و یهودیان نیز این عدد را سمبل «یهوه» می دانند که همان خداوند یکتاست و مسیحیان نیز به خداوند واحد اعتقاد دارند. در اندیشۀ مصریان قدیم نیز عدد یک، قداست خاصی داشت؛ زیرا با خداوند واحد ارتباط داشت.» (هال،۱۳۸۰: ۴۳)

یونگ نیز اعداد مقدس را از سه می داند. زیر یک آغازگر خدای آفتاب و تعبیر واحد است و نماد وحدانیت؛ از این رو رمزگشایی نمی شود.»( یونگ،۱۳۷۱: ۳۹۸ )

در بندهشن، عدد یک برای القای مفهوم خاص و منحصر به فرد بودن را نشان می دهد. اغلب عدد یک برای هرمزد در بندهشن به کار می رود که خدای واحد است به طوری که به اعتقاد بندهشن؛ نخست از مينويان هرمزد است.(فرنبغ دادگی،1380: 34)

عدد دو

«عدد دو در اساطیر، به مفاهیمی مانند ثنویّت، تناوب، ستیز، وابستگی، غیریّت، ایستایی و بنیادی گره خورده است. از این‌رو مظهر توازی، سکون، انعکاس، قطب های متضاد، ذات دوگانه انسان و هوس است که همه آنها در ثنویّت و ضدیّین تجلی می‌یابد. دو، نخستین عددی است که از وحدت دوری می جوید، پس نماد گناه ناشی از انحراف از خیر اولیّه به شمار می‌رود و بدین سان ناپایداری و گمراهی را نیز نمایش می دهد.» (کوپر،۱۳8۶: ۲۴) «در ایران باستان، عدد دو را مظهر شر و بدی و نماد درگیری میان اهورامزدا و اهریمن می‌دانستند؛ نیز در مذهب زرتشتی، عدد دو، در جدال میان شب و روز آشکار می‌شود. در باور زرتشتی دو خدا وجود دارد: خدای نور و خدای ظلمت. دو، گاه به تعادل نیز اشاره دارد و نشانگرکمال و تمامیّت است.» (کوپر،۱۳۸۶: ۲۴) «بر اساس آموزه‌های زرتشت، اهورامزدا آفرینش جهان را در دو مرحله انجام رسانید؛ نخست وی همه چیز را در حالتی غیر جسمانی پدید آورد، آن گاه وی بدان، هستی گیتی ای بخشید.» (بویس،۱۳۹۱: ۴۹) «دو، اولین و شدید ترین تقسیم هاست: خالق و مخلوق، سیاه و سفید، مذکر و مونث، ماده و روح و... تقسیمی که تمام تقسیمات دیگر از آن ناشی می‌شود.»(شوالیه، گربران،۱۳۸۷: ۲۵۸) «در اوستا، کهن ترین کتاب آسمانی در ایران باستان(یسنا۳۰، قطعه۴) نیکی و بدی، دو گوهر همزادند، دادند و هنگامی که این دو گوهر به هم رسیدند، زندگانی و مرگ پدید آوردند.» (پورداوود،۱۳۸۹: ۱۲۳)

شاید با قاطعیّت بتوان گفت که محوری‌ترین مفهومی که در بندهشن به صورت تقابل‌های دوگانه کار نشان داده است مسئله ثنویت است. این موضوع، در سرتاسر کتاب بندهشن مصادیق پرشماری دارد که کارکرد نمادین عددِ دو را تداعی می‌کند. عدد دو در مبارزه اهورا مزدا و اهریمن جلوه گر می شد. عدد دو جدال شب و روز به عنوان دو وجه از روزگاران و نیز با دو جهان، یکی زمینی و دیگری ماورایی(مینو) مرتبط بود به طوری که همواره ذکر شده در بالاف در کتاب بندهشن نیز آورده شده است، بنابر کتاب بندهشن هرمزد هم در آفرينش امشاسپندان (آفريدگان مينوي) ديده مي‌شود و هم در آفرينش مادي. چرا كه بنا به بندهش داريم: هرمزد هر دو است: نخست مينو، سپس مادي. (فرنبغ دادگی،1380: 35)


عدد سه

در فرهنگ ایرانی و اسلامی، مراسم بزرگداشت مردگان در سومین روز مرگ آنان که مبتنی براندیشه های مزدایی است که روان مردگان پایان روز سوم از بالین تن دور می شود. (فرنبغ دادگی،1380: 129)

ضرب المثل مردمی همچون «تاسه نشه بازی نشه» و احکام فقهی جون «سه طلاقه کردن» و برگزاری برخی مراسم که گه گاه تکرار آیینی اسطوره ای است .

«سه، درفرهنگ اساطیر، معانی تلویحی همچون کثرت، نیروی آفریننده، رشد و پیشی گرفتن از ثنویت غالب را به همراه دارد.» (کوپر،1386: 24)«سه، در سراسر جهان عددی بنیادی و نخستین عدد در برگیرنده واژه «همه» است؛ زیرا تداعی کننده انسان (بدن،جان،روح)، چرخه حیات(تولد،زندگی،مرگ)، سیکل تکامل (آغاز،میان،پایان) وگذشته، آینده است.»(همان،63)«عدد سه در تعابیر اساطیری، نشانگر نظام فکری در ارتباط با خداوند، کیهان و آدمی است. همچنین بیان تمامیت و غایت ظهور است.» (شوالیه، گربران، 1387: 663) «سه، نماد تحقق امور نیز است و مشمول طبیعت سه گانه جهان، یعنی آسمان، زمین و آبها می گردد.» (کوپر،1386: 25)«عدد سه، نزد ایرانیان باستان رمز دین و جادو بود؛ چرا که آنان سه خدای با نام های اهورامزدا، اهریمن و میترا داشتند و مثلث اعتقادی آنان برپایه پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک بود که انسان را رهایی می بخشد.» (نورآقایی،1388: 40) «دراساطیر ایرانی، جمشید دارای فره ای باسه جلوه است: یکی از آنها که فرّه خدایی است به «مهر» می رسد، فرّه شاهی به فریدون می پیوندد و فرّه پهلوانی را گرشاسب به دست می آورد.» (نورآقایی،1388: 41) درآئین زرتشت اختر شماران معتقد بودند که هر اختر سه تن دارد چنان که تیشتر دارای سه تن است، مرد تن، اسب تن و گاو تن. (امین،زارعی،1386: 28)

ایرانیان باستان در چهارشنبه سوری آتش را به سه کوپه تقسیم می کردند و با نام سه فرشته آسمان، آذر و آبان دور آن می گشتند و می پریدند و بعضی گفته اند این سه کوپه آتش به شمار سه اصل مقدس زرتشت یعنی: گفتارنیک، پندارنیک و کردار نیک است. (همان)

در کتاب بندهشن نیز عدد سه را برای نام گذاری سه نوع آتش به کار برده اند: «سه آتش را كه عبارتند از آذر فرنبغ، آذر گشنسب و آذر برزين مهر؛ هرمزد در آغاز آفرينش، چون سه فرّه، به پاسباني جهان فراز آفريد.» همچنین بنابر کتاب بندهشن همکاران هرمزد سه دی بوده اند: نخست از مينويان هرمزد است. او را همكار آن سه دي‌اند: يكي گاه، يكي دين و يكي زمان.(فرنبغ دادگی،1380 : 37و 38)

عدد چهار

«در باورهای اساطیری نخستین، شکل کامل از «چهار» به وجود آمده است. «چهار» یعنی کلیت، تمامیت، کمال، یکپارچگی، نظم، عقل، اندازه، نسبیت، عدل.»(کوپر،1386: 27) «در برخی آیینها، عدد چهار مقدس است: مانند وجود چهار رود در بهشت یا چهار بازو بودن صلیب، ارتباط صلیب با چهار، موجب شده است که این عدد نماد بی نظیری، فراوانی، جهانگیری و جامعیت به حساب آید.» (شوالیه،گربران،1387:ج2: 551) «چهار جهت اصلی، چهار ستون عالم، چهار فصل، چهار مزاج، چهار حرف اسم خداوند (ا.ل.ل.ه)، چهار بازوی صلیب، دیگر تعابیری است که از عدد چهار وجود دارد.» (شوالیه،گربران،1387: 552) «در اندیشه خداشناسی هلپولولیس مصریان، قدرت اصلی خلقت بر چهار عنصر تقسیم بندی شده است: زمین، آب، آتش و هوا.»(هوک،1391: 58) بنابر کتاب اوستا، آفرینش به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم می شود و مردم در چهار طبقه آتوریان، ارتشیان، کشاورزان و صنعتگران جای می گیرند.

در کتاب بندهش برای هر چهار اختر جهان یک سپاهبد گمارده شده است ازجمله: تيشتر سپاهبد شرق، سدويس سپاهبد نيمروز، ونند سپاهبد غرب، هفتورنگ سپاهبد شمال، ميخ‌گاه، كه ميخ ميان آسمانش خوانند، سپاهبدان سپاهبد.(فرنبغ دادگی،1380: 43)

عدد پنج

«پنج، در باورهای اسطوره ای، عدد مرکز، هماهنگی و توازن است. عدد انسان است که می توان او را به صورت پنج ضعلی نشان داد که عبارت از سرو بازوان و پاهایش باشد.»(نورآقایی،1388: 64)«پنج، نماد «وصلت الهی» است و گاه از آن به عنوان ازدواج مقدس نام برده می شود زیرا حاصل ترکیب عدد فرد و زوج است.»(شایگان،1382: 43)«در فرهنگ چینی می توان به پنج کوه مقدس اشاره نمود. در آمریکای مرکزی نیز، پنج عدد مقدس است. عدد پنج در اسلام نیز مبارک است و در نمازهای پنج گانه، پنج ستون دین، پنج تن آل عبا و... دیده می شود.»(نورآقایی،1388: 64)

«عددپنج در فرهنگ فیثاغورثی نشان دهنده «ازدواج زمین و آسمان» و مظهر آپولون است، زیرا ایزد نور است و پنج ویژگی دارد.» (همان، 66) «در فرهنگ عبری، پنج، مظهر قدرت واستحکام، عقل تندرو و درآئین قبالا به معنی هراس است.»(کوپر،1386: 29-30) «چینیان باستان تاکید دارند که زیرآسمان، قوانین جهانی پنج اند: پنج رنگ، پنج طعم، پنج لخت، پنج فلز، پنج سیاره، پنج جهت، پنج منطقه فضایی و البته پنج حس.» (کوپر،1386: 243)

در کتاب بندهش به پنج روز نیکو اشاره می کند که آن پنج روز به نام تروفته نامیده شده است، پنج گاه گاهاني است كه پنجه‌ي نيكو خوانند، به صورت ديني اين است:اهونويدahunawed گاه، اوشتويد ustawed گاه، اسپندومد spandomed گاه، وهوشهر wahusahr گاه، وهيشتوئيشت wahistoist گاه.(فرنبغ دادگی،1380: 42)

درکتاب بندهش نیز هرمزد، مردم را به پنج بخش فراز آفريد: تن، جان، روان، آيينه ewenag و فروهر.

همچنین بنابر کتاب بندهشن، هرمزد، روز را نيز به طور متوسط، هر يك به پنج هنگام بخش كرد، بر هر هنگامي مينوئي گمارد، چنان‌كه هکر نستگاه را هاون havan مينو، نيمروزگاه را رپيهوين rapihawin مينو، ايواره گاه ewarag (غروب)را اوزيرين uzerin مينو، ابادياون گاه abadyawan را ايوي سروسريم ebsrusrim مينو، اوشهين گاه usahin را اوشهين مينو به خويشي دارند.(همان، 43و44)

درکتاب بندهشن در دين گويد كه پنج گونه آتش آفريده شده است: آتش بري سوه berezi savah، آتش هوفريان vohu fryan،آتش اوروازشت urvazista، آتش وازشت vazista و آتش اسپنيشت spenista است.(همان، 45)

عددشش

در مفاهیم اسطوره ای، شش نمایان گر اعتدال و هماهنگی است و عدد سرنوشت معنوی محسوب می شود. در چین عدد شش، عدد آسمان است و همچنین چهارجهت اصلی به اضافه بالا و پایین را تداعی می کند. در فرهنگ سومری، عبری و مسیحی، شش روز آفرینش را به یاد می آورد.(نورآقایی،1388: 74) عدد شش در اساطیر یونان و روم، عدد ونوس، خدابانوی عشق جسمانی بود.(فضائلی،1387: 98) بر بنیاد اندیشه زردشت، نخستین عملی که وی برای اهوره مزدا تصورکرد، فراخواندن شش مینوی کهتر، یعنی همان موجودات نورانی نخستین شهودزردشت، از طریق مینوی فزونی بخش یاسپنته مینیو بود» (بویس،1391:ص45) عدد شش در قرآن کریم، جانشین رمزآلود مفهوم تمامیت و تعیین سرنوشت معنوی عالم است که خداوند به وضوح به آن اشاره کرده است؛ چنانکه در پنج سوره به روشنی می فرماید: ماعالم را درشش روزآفریدیم.(قران کریم، سجده/4،ق/38،اعراف/54،حدید/4،فرقان/59)

در کتاب بندهشن؛ هرمزد، اين شش آفرينش را به شش گاه، گاهنبار بيافريد، به سالي كه سيصد و شصت و پنج روز به شمار است و دوازده ماه، هر ماهي سي روز و يك ماه سي و پنج روز. بر هر روز نام امشاسپندي نهاده شد.(فرنبغ دادگی، 1380: 44)

همچنین در کتاب بندهشن، به مفهوم کشور اشاره شده است: هرمزد، شش پاره را كشور نام نهاد، آن شش پاره به اندازه‌ي خونيرس است. زيرا ايشان را مرز ببود، چنان‌كه پاره‌اي را كه به ناحيه‌ي خراسان است، كشور ارزه، پاره‌اي را كه به ناحيه‌ي خاوران است كشور سوه، دو پاره را كه به ناحيه نيمروز است كشور فرددفش و ويددفش، دو پاره را كه به ناحيه اباختر است كشور وروبرشن و وروجرشن خوانند. آن را كه ميان ايشان و به اندازه ايشان است، خونيرس خوانند.(همان،43)در کتاب بندهشن به شش سروری نیز اشاره شده است.

عدد هفت

عدد هفت مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است. «بابلیان سامی نژاد، برای عدد هفت اهمیت بسیار قائل بودند و تاریخ و آئین شان (ازجمله سیارات و طبقات آسمان و زمین و حدائق معلقه)حاکی از امثله این احترام و تقدیس است.»(موسوی بجنوردی،1387: 20)«عرب نیز چه درجاهلیت و چه در اسلام به این عدد اهمیت می نهاد؛ از آن جمله در جاهلیت، هفت بار طواف به دور کعبه، هفت بار رمی حجر وسعی جاهلیت بین صفا ومروه به هنگام مراسم حج، معمول بوده است.»(همان،25)«در نظر یونانیان، عدد هفت، مخصوص «آپولو» خداوند پزشکی و شعر و صنعت بود و هفت روز مانده به ماه نو برای او قربانی می کردند. هفت پروردگار هندوان به نام «آدی تیا» خوانده می شوند.»(معین،1338: 29- 45) «عدد هفت در کتاب مقدس یهود به عنوان عدد تام و کامل استعمال شده است.»(زرکلی،1989: 67) «درآئین زردشتی، برگزاری هفت جشن در طول سال مرسوم بود و هفتمین جشن آنها، نوروز و مربوط به هفتمین آفریده یعنی آتش بود. این آخرین جشن از جشن های هفتگانه، ناظر به روز رستاخیر است که نوروز زندگانی جاوید خواهد بود.» (بویس،1391: 59)

مثـل اين كه آفرينش در شش روز صورت گرفته است آن گاه روز هفتم افـزوده شـده و مقـدس مـي شـود و روز تعطيل واقع مي گردد.(زمرّدي،1379: 270) به نظر مي رسد اين تمهيد عددي در اصل، شكل جابه جا شدة اسطورة آفرينش است. (مالمیر،1387: 290) در آثار مختلف از جمله اوستا به هفت کشور و هفت اقلیم اشاره شده است که ایران شهر(کشورایران) یعنی شریف ترین قسمت زمین، در مرکز آن قرار دارد.(امین، زارعی، 1386: 30)

در کتاب بندهشن، هفت موجود اهورايي؛ هرمزد و شش امشاسپند: او (هرمزد) نخست امشاسپندان را آفريد به شش بن؛ سپس ديگر، آن هفتمين خود هرمزد بود. از امشاسپندان نخست بهمن را فراز آفريد، سپس ارديبهشت، سپس شهريور، سپس سپندارمذ، سپس خرداد و امرداد را آفريد، هفتم خود هرمزد بود.
در کتاب بندهشن به هفت موجود اهريمني از جمله: اهريمن و شش ديو اشاره نموده است: اهريمن بدان پتيارگي، از كماله ديوان، نخست اكومن را فراز ساخت، سپس اندر، سپس ساوول، سپس ناگهيس، سپس ترومد، سپس ترير و زرير، سپس ديگر ديوان، هفتم خود اهريمن بود.(فرنبغ دادگی،1380: 38)

بنابر کتاب بندهشن، هفت آفرينش مادي توسط هرمزد و شش آفريدگان مادي ازجمله: نخست آسمان، ديگر آب، سديگر زمين، چهارم گياه، پنجم گوسفند، ششم مردم و هفتم خود هرمزد به وجود آمده است.

در بندهش به هفت پایه بودن آسمان اشاره شده و آورده است : آسمان را هفت پايه است: نخست ابر پايه، ديگر سپهر اختران، سديگر ستارگان نياميزنده، چهارم بهشت كه ماه بدان پايه ايستد، پنجم گرودمان كه انغز روشن خوانده شود و خورشيد بدان پايه ايستد، ششم گاه امشاسپندان، هفتم روشني بيكران كه جاي هرمزد است.(همان، 37)

رابطه‌ي هفت آفريدگان مينوي و آفريدگان مادي با يكديگر: هرمزد از جهان مادي، بن مردم را به خويش گرفت، بهمن از آفرينش مادي، انواع گوسفند را به خويش پذيرفت، ارديبهشت از آفرينش مادي آتش را به خويش پذيرفت، شهريور از آفرينش مادي فلز را به خويش گرفت، سپندارمذ از آفرينش مادي، زمين را به خويش پذيرفت، خرداد از آفرينش مادي آب را به خويش پذيرفت، امرداد از آفرينش مادي، گياه را به خويش پذيرفت.از اين هفت كشور، همه گونه نيكي در خونيرس بيشتر آفريده شد. (همان،36)

هنگامي كه تيشتر آن باران ساخت كه درياها از او پديد آمدند، زمين را همه جاي نم بگرفت، به هفت پاره(کشور) بگسست، داراي زير و زبر و بلندي و نشيب شد. پاره‌اي به اندازه‌ي نيمه‌اي در ميان و شش پاره‌ي ديگر پيرامون آن قرار گرفت.(همان،41)

عدد هشت

هشت در سراسر جهان عدد تعادل کیهانی است .هشت عدد جهات اصلی است به اضافه اعداد جهات میانی وفرعی که در کتاب بندهش نیز به این جهات در فصل ستاره شناسی اشاره مبسوط داشته است. (همان،56)

عدد دوازده

در بابل، منطقه البروج به دوازده برج تقسیم شده بود و هر ماه از ماه های سال را به برجی نسبت می دادند. حماسه گیلگمش نیز با خط میخی بر دوازده لوح نگاشته شده است. در میان چینیان و جوامع آسیای میانه، ضرب12در5، قرن شصت ساله به وجود می آورد که مدارشمسی و قمری در آن تقارن می یابند.(کریمی بابا احمدی، 1394: 4)

در کتاب بندهش هر سال را به دوازده امشاسپند تقسیم شده است: فروردين ماه، ارديبهشت ماه، خرداد ماه، تيرماه، امرداد ماه، شهريور ماه، مهر ماه، آبان ماه، آذر ماه، دي ماه، بهمن ماه، سپندارمذ (اسفند) ماه(فرنبغ دادگی،1380: 59)

عدد بیست و یک

بسیاری از محققان همانند شیمل بر این باورند که بیست و یک به کمال اشاره دارد، زیرا حاصل ضرب اعداد مقدس 7 و 3 است. اوستا به بیست و یک نسک تقسیم شده و تعداد رودهایی که در بندهش از آنها نام برده شده ، بیست و یک است (گران، 1381: 32) همچنین در کتاب بندهش به نوعی سرود اشاره می کنند که بیست و یک نام داشت.

عدد سی

عدد سی در فرهنگ ایرانی و اسلامی به علل مختلف تکرار شده است به گونه ای که عددی دیگر نمی تواند جانشین آن شود، در مورد حضرت آدم گفته اند، بالای او به مقدار هوای دنیا بود، جانوران از او می ترسیدند فاصله گام های وی سی روزه راه بود.(میبدی، 1361: 357- 358)

عدد سی عدد کمال است و به منزله پایان تلقی می شود از این روی، عدد سی نشانه رسیدن، پایان و مرگ و تحول است. این تلقی وتاثیر عدد سی در فرهنگ ایرانی منبعث از اسطوره آفرینش نمونه نخستین انسان است که سی سال زندگی می کند آنگاه کشته می شود، باقی انسان ها از تکه تکه شدن او به وجود می آیند.

بنابر روایت بندهش درباره هزاره ها به گونه ای است که عدد سی و هزار را به یک مفهوم نشان می دهد و هر دو را عدد پایان می خواند، درباره هزاره سوم می نویسد:«چون گشتاسب شاه، سی سال شاهی کرده بود، هزاره به سر رسید. پس هزاره چهارم آغاز شد.» (فرنبغ دادگی، 1380 : 140)

هرمزد نام سي امشاسپند را بدان سي روز چنين نهاد كه مجموع آن به شرح زیر سی می شود:

نخست هرمزد است، سپس شش امشاسپند، كه مي‌شود هفت.هشتم دي كه دادار است، سپس شش امشاسپند كه مي‌شود هفت.هشتم دي كه دادار است، سپس هفت امشاسپند كه مي‌شود هشت.نهم دي كه دادار است، سپس هفت امشاسپند كه مي‌شود هشت.(همان،45)

بنابرکتاب بندهشن، نام سي روز كه بر ماه‌ها نهاده شده است که به این شرح است: 1- هرمزد، 2- بهمن، 3- ارديبهشت، 4- شهريور، 5- سپندارمذ، 6- خرداد، 7- امرداد، 8- دي، 9- آذر، 10- آبان، 11- خور، 12- ماه، 13- تير، 14- گوش، 15- دي، 16- مهر، 17- سروش، 18- رشن، 19- فروردين، 20- بهرام، 21- رام، 22- باد، 23- دي، 24- دين، 25- ارد، 26- اشتاد، 27- آسمان، 28- زامياد، 29- ماراسپند، 30- انغزان.(همان،86)

در بندهش آمده است ایشان (اهریمن)را سی روز خورش گیاهان بود و خود را به پوششی از گیاه نهفتند. پس از سی روز به بشگرد(شکارگاه، صحرا، بیابان) به بزی سپید موی فراز آمدند و به دهان شیر پستان او را مکیدند- مشیانه گفت که «آرامش من از آن بود که من آن شیر آب گونه ا نخورده بودم. اکنون مرا آرامش دزدیده از آن است که شیرخوردم» از آن دروغ گویی دوم نیز دیوان را زور بر آمد و مزه خورش را بدزدیدند آن چنان که از یک صد بهر یک بهر ماند(بندهش،1380: 81-82)

عدد چهل

عدد چهل نشانه به پایان رسیدن یک دور تاریخ است، دوری که نه فقط به تکرار، بلکه به تغییری اساسی و گذر از نظام عملی از یک زندگی به زندگی دیگر منتهی می شود(شوالیه و دیگران،1385: 576) عدد چهل در متون اوستایی و میانه وجدید در موارد مختلف استفاده شده؛ از جمله برای زمان و طول مدت، بسیار به کار رفته است.

در کتاب بندهش، به آفرینش آسمان نیز اشاره نموده است و آورده است که نخست آسمان را آفريد به چهل روز كه از روز هرمزد، ماه فروردين تا روز آبان، ماه ارديبهشت است. پنج روز درنگ كرد. آن پنج روز گاهنبار و آن را نام مديوزرم medyozaem است.(فرنبغ دادگی،1380: 40)

درسنت اساطیری،عدد چهل مظهر کمالاست. به روایت بندهشن پس از مرگ کیومرث تخمه اش برزمین می رد و پس از چهل سال از آن تخم مشی و مشیانه پدید می آید.(زمردی، 1382: 352)

عدد هزار

خصوصیت این عدد در قداست و مذهبی بودن آن است به طوری که در فرهنگ جهان چنین باوری شاید از اهمیت عدد ده و مضرب صد برخواسته است. در بسیاری از آیین ها هزاره گرایی وجود دارد و در این باور پیامبر یا منجی بزرگی پدیدار می شود که جهان را دگر گون و پر از نیکی و داد می سازد(هینلز،1383: 504) این پیشگویی در تمامی ادیان کهن انجام شده است. انتظار یک پارچه ای که وجود دارد و آن ها در قالب هزارها سال بیان کرده اند. در تمامی اقوام هزار علاوه بر انتظار مفهوم فراوانی وزیادت را داراست.(آقایی، 1397: 60) در چین برای درازای زندگی یک حاکم آرزوی 1000 سال زندگی می کنند؛ یعنی هماهنگی آسمان و زمین، سرزمین بودا را سرزمین هزار معبد می نامند. میترا در اقامتگاهش هزار ستون و هزار در زرین داشت. زمان ظهور زرتشت را بعد از گذشت هزاره ها یعنی هزاران سال بیان کردند.(همان،60) در اعتقادات اساطیری کهن نیز آفرینش اهورامزدا و اهریمن و تسلط تاریکی با هزاره تعریف می شود. (امین، زارعی، 1386: 35)

در کتاب بندهش نیز حکومت هر پادشاهی هزارسال آورده است: «پس هزاره خدايي به كژدم آمد و ضحاك يك هزار سال پادشاهي كرد.پس هزاره خدايي به نيمسب (قوس) آمد. پس هزاره خدايي به بز آمد، زرتشت اسپيتمان به پيامبري از دادار هرمزد به گشتاسب شاه آمد.در هزاره دلو، اوشيدر ظهور خواهد كرد. در هزاره ماهي اوشيدر ماه خواهد آمد و سپس هزاره سوشيانس آغاز شود كه پنجاه و هفت سال بود.»

روایت بندهش درباره هزاره ها به گونه ای است که عدد سی و هزار را به یک مفهوم نشان می دهد وهر دو را عدد پایان می خواند، درباره هزاره سوم می نویسد:«چون گشتاسب شاه، سی سال شاهی کرده بود، هزاره به سر رسید پس هزاره چهارم آغاز شد.» (فرنبغ دادگی، 1380 : 140)

عدد دوازده هزار

در شاهنامه دوازده هزار از اعداد خوش یمن ومبارک آمده است برای مثال آن گاه که بهرام لشکری دوازده هزار نفری بر می گزیند تا به جنگ ساوه شاه برود . جنگ رستم برای کین خواهی سیاوش به سرزمین توران و ازادی کاووس با دوازده هزار نفر بوده اند که به جنگ لشکر شاه هاماوران می روند و نیز سپاهیان اسفندیار درجنگ با ارجاسب همین تعداد دوازده هزار نفر بوده که فاتحانه از این جنگ برمی گردند و همچنین گودرز برای مقابله با طوس دوازده هزار نفر برمی گزیند و با پیروزی باز می گردد. از مفهومی که می توان از دوازده هزار سال فهمید این نکته است که دوازده هزار برای انجام رساندن امور دشوار ازجمله تحت فرمان درآوردن سرکشان وآشوب گران محسوب می شده است وهم چنین هر لشکری با تعداد نفرات دوازده هزار در همه جنگ ها فاتح جنگ بوده است و به اعتقاد فردوسی که از این عدد در امور لشکری برای مالیات های سنگین و تعداد کنیزگان و پرستندگان استفاده می شده است نشانه کثرت را نشان می دهد .( امین، زارعی،1386: 42)

در کتب بندهش برای عمر جهان از دوازده هزار استفاده می گردد به طوری که بنا بر اشاره کتاب بندهش حدود عمر جهان را دوازده هزار سال آورده اندو گفتند: دوازده اختر در جهان هستند که هر کدام هزار سال عمر می کنند بنابراین برابر کتاب بندهش :«دوازده هزار سال عمر مفروض جهان با دوازده اختر ارتباط دارند، به طوري‌كه هر اختري يك هزار سال، به ترتيب بروج دوازده‌گانه، حكومت مي‌كند. اين دوره با بره (حمل) شروع مي‌شود و با ماهي (حوت) به پايان مي‌رسد به عبارت دیگر برطبق بندهش، سال شمار جهان را بر طبق دوازده هزار سال نوشته اند.(فرنبغ دادگی،1380: 48)

نتیجه گیری

زبان ادبیات، دربسیاری از آثار، زبان رمز و نماد است و برای این منظور بسیاری از عناصر و پدیده ها به عنوان ابزار لازم کارکردی رمز آلود و نمادین می یابند. از جمله این ابزار، می توان «اعداد» را برشمرد. عددشناسی و حتی ستایش اعداد در تاریخ تفکر بشر مشاهده می شود، طالع بینی، ستاره شناسی، کیمیاگری و سحر و جادو. که هرکدام به نوعی احتیاج به عددشناسی داشته اند. در اقوام کهن اعداد فقط برای شمارش نبودند، بلکه با نمادها ارتباط تنگاتنگی داشتند تفسیر اعداد یکی از قدیمی ترین علوم در بررسی نمادها محسوب می شود بنابراین کتاب بندهشن که یکی از کتاب های علمی در زمینه های مختلف بوده است از همین اعداد در اغلب فصول خود استفاده نموده است که برخی ازآنها با اعداداسطوره ای، هماهنگی وتطبیق دارد و برخی دیگر از اعداد هم در کتاب بندهشن وجود دارد که ممکن است به صورت مستقیم در اعداد اسطوره ای تعریف نشوند ولی می تواند نماد در ادبیات از آنها استفاده کرد که مجال آن دراین پژوهش میسرنیست.

برخي اعداد نسبت به ساير اعداد از اهميت بيشتري برخوردار هستند در عين حال، تقدس و حرمـت ايـن اعداد با توجه به نقشي است كه در انعكاس تحول و دگرگوني دارند و با تكرار آييني چرخة مرگ و خلقت انسان، با نوعي براندازي زمان مرتبط هستند.

یافته های پژوهش حاضر تا حدودی نشان داده است که بسیاری از اعداد، در بندهشن علاوه براین که در بیان کیفیات توصیف و انتقال جنبه های اسرار آمیز موثر واقع شده اند، کاربرد علمی هم پیدا کرده اند. به طوری که برخی از اعداد علوم آن زمان در زمینه طبیعت، اخترشناسی و... در کتاب بندهشن آورده شده است. استفاده از اعداد در بیان موضوعات علمی درکتاب بندهشن بسیار گسترده وقابل مطالعه است.

منابع وماخذ

  1. قرآن کریم
  2. بویس، مری(1380)، «پژوهشی نو در میترا پرستی»، ترجمه مریم امینی، تهران، نشرچشمه
  3. پورداوود، ابراهیم،(1389)، «اوستا»، تهران ، انتشارات دنیای کتاب
  4. زرکلی، خیرالدین(1989)، «الاعلام یاقاموس تراجم»، بیروت ،دارالعلم للملایین.
  5. شایگان، داریوش،(1382)، «آئین هندو عرفان اسلامی»، تهران، انتشارات فرزاان روز
  6. شوالیه. ژان، گربران . آلن (1387)،«فرهنگ نمادها:اساطیر، رسوم و...»، ترجمه وتحقیق سودابه فضایلی، تهران، نشر جیحون
  7. شیمل، آنه ماری.(1388)، «راز اعداد»، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب
  8. فرنبغ‌دادگی، (1380)، « بندهش»، ترجمه‌ی مهرداد بهار،چ دوم، تهران، انتشارات توس
  9. کوپر،جین(1386)، «فرهنگ مصور نمادهای سنتی»، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران ، فرهنگ نشرنو.
  10. معین، محمد(1338)، «مزدیسنا وادب پارسی»، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران
  11. موسوی بجنوردی، کاظم(1387)، «دایره المعارف بزرگ اسلامی»، تهران ، انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی
  12. نورآقایی ، آرش(1388)، «عدد، نماد، اسطوره»، تهران شرکت نقد نشر افکار
  13. هوک، ساموئل،(1391)،«اساطیرخاورمیانه»، ترجمه علی اصغر بهرامی وفرنگیس مزداپور،تهران، انتشارات روشنگران ومطالعات زنان
  14. هینلز،جان،(1382)، «شناخت اساطیر ایران»، ترجمه: ژاله آموزگار، نشر افکار.
  15. الیاده، میرچاه، شور.پ.اوتلی.ف. دیگران (1388)«اسطوره و آئین، ازروزگار باستان تا امروز»، برگردان ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران، انتشارات اسطوره
  16. یونگ، کارل گوستاو(1392)، «انسان و سمبول هایش»، ترجمه محمود سلطانیه، چاپ نهم، تهران، نشر : جامی

مقالات

  1. احمدی، لیلا(1394)،«نقش اعداد در آیینهای گذر ایرانی(باتکیه برفرهنگ گیلان،آمل،تالشان، بروجرد، لرستان،خراسان وایزد خواست)»، نشریه مطالعات ایرانی، پاییز وزمستان ، شماره 28 ، از صفحه 1 تا 16
  2. امین،احمد، زارعی،فخری. (1386)،«اعداد و بررسی رمزهای آن در شاهنامه»، نشریه دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان، زمستان، شماره 20 ، صفحه 25 تا 54
  3. آقایی،بهاره السادات، آقایی، بنفشه السادات(1397)،«مطالعه تطبیقی اعداد اسطوره ای ایران باستان و اقوام آسیایی»، نشریه مطالعات هنر و فرهنگ، پاییز 1397 ، شماره 8 ، صفحه 52 تا 62
  4. حمیدی بلدان، محمود(1397)، «رمزگشایی اعداد در گرشاسب نامه»، فصلنامه علمی پژوهشی کاوش نامه ، سال نوزدهم، زمستان 1397، شماره 39، صص 175تا 205
  5. زمرّدي، حميرا(1379)، «تجليات قدسي؛تمهيدات عددي اسطورهاي، سمبل و نماد»؛ مجله دانشكده ادبيـات و علـوم انساني دانشگاه تهران، شماره 44.
  6. زمرّدی،حمیرا(1382)،«نقد تطبیقی ادیان واساطیر درشاهنامه فردوسی،خمسه نظامی،منطق الطیر» انتشارات زوار،چاپ اول.
  7. کریمی بابا احمدی، زینت،(1394)،«مطالعه و تحلیل اعداد اسطوره ای و نمادین»، کنفرانس بین المللی مهندسی و علوم کاربردی ، امارات = دبی ، 20 اسفند 94
  8. مالمیر، تیمور،(1387)، «جابجایی های عددی اسطوره آفرینش نمونه نخستین انسان»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، شماره 160 ، صص 283 تا 294
  9. ماهیارنوابی،یحیی،(1377)، «بندهش،از مجموعه مقاله‌هایدانشنامه‌ی جهان اسلام»، به کوشش حداد عادل)»،انتشارات بنیاد دایره‌المعارف اسلامی

[1] - دانشجوی دکتر زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد مقدس

[2] - کارشناس حسابداری و محقق از دانشگاه پیام نور شیروان

بررسی اعداد اسطوره ای درکتاب بندهشن

محمدرضازاده زوارم [1]

انیسه صابری [2]


چکیده

اگر کمی دقیق تر به محیط پیرامون خود نگاه کنیم به حضور انکار ناپذیر و پررنگ اعداد در زندگی روزمره، آیین ها، اعتقادات خود بر می خوریم. برخی از این اعداد پیوندی دیرینه با باورهای ما دارند و ریشه شناسی آنها ما را با دلایل مقبولیت و رواج آنها آشنا می سازد. این دلایل گاه دینی و گاه اسطوره ای می باشند. ما می توانیم با شناخت درست اعداد و هماهنگی که بین آن ها برقرار می شود، به نوعی به رازی که در هستی است دست پیدا کنیم. مطالعه در زمینه هستی شناسی به خوبی نشان می دهد که اعداد اسطوره ای برای تبیین پدیده ها، بیان کثرت و قلّت و جنبه‌های اغراق‌آمیزِ توصیفات در اثار مختلف حماسی وغیر حماسی به کار رفته‌اند. بر اساس تفسیر اسطوره ای از روایات، کتاب بُندهِشن، شاید بتوان گفت که بسیاری از اعداد در این کتاب ، حضوری نمادین و رازآمیز دارند. پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی و با تکیه بر شواهد و قرائنی از متن بُندِهش باترجمه مهرداد بهار، نشان می دهد که اعداد به گونه ای نمادین، دانش ها و معانی رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کردند و برخی اعداد نیز بیانگر علوم مختلف درآن زمان بوده است .

کلید واژگان: بندهشن، تاریخ پیش از اسلام، اسطوره، اعداد، نماد

مقدمه

تخیّل آدمی برای جبران ضعف ها و کمبودهای خویش بسیاری از حقایق و ارزش ها را در قالب اسطوره بیان می کند. بررسی و بحث در مورد اعداد از قدیم الایّام ازجمله دغدغه های بشر بوده است، در بیشتر فرهنگ های کهن، اعداد، نماد مفاهیم متعددی واقع شده اند. فرهنگ ایران نیز از این مقوله جدا نیست (احمدی،1394: 2) در اسطوره‌ها، آن گونه که اعداد با ریاضیات به آنها می‌نگرد، مورد توجه قرار نمی‌گیرند، بلکه کیفیّات درونی اشیا را در بر می گیرند. اعداد را محور ساختار انسان و جهان دانسته‌اند. این نقش اسطوره ای اعداد در باور اقوام ابتدایی با این باور آغاز شد که معتقد بودند؛ به کمک اعداد و بخش هایی از پیکر انسانی، مانند سر، چشم دست و... ، با نظم خاصّی مرتّب می‌شوند.(الیاده و همکاران،۱۳۸8: 192) «مصریان باستان بر این باور بودند که عدد برانسان حکومت می‌کند و بر او مسلّط است؛ زیرا از منطق و فکر او تجاوز می کند.» تفسیر اساطیری از عدد از علوم رمزی است و قدمت بسیار دارد؛ در یونان باستان ارسطوطالیس، درتاریخ مرجع هر چیزی را به آب نسبت می داد و شاگردانش عقیده داشتند: عدد منشاء همه چیز است. از مهم‌ترین اعتقادات و باورهای مکتب فیثاغورثی آن بود که همۀ پدیده های طبیعت در واقع، عدد هستند و این اعدادند که ماهیّت اشیا را تشکیل می‌دهند.(راسل،۱۳۷۳: 30 و31) اعداد، نمادهای مشترک میان ملل گوناگون هستند و همه انسان‌ها به نوعی اعداد را در سرنوشت خود دخیل می دانند. به اعتقاد بهار: «در بسیاری از حالات، مردم کشورهای گوناگون در سعد و نحس بودن یک عدد اتفاق نظر دارند و در علوم رمل و جادو و... که به سرنوشت و زندگی آنها مربوط است به سراغ اعداد می‌روند.»(بهار،۱۳۷۶: ۷۴ )

بنابراین در این پژوهش که به روش توصیفی و موردی بر اساس کتاب بندهشن انجام گرفته است سعی شده است تا بخش هایی از این اعداد اسطوره ای در کتاب مذکور مورد بررسی قرار گرفته و در تلاش است تا نشان دهد که اعداد به گونه ای نمادین ، دانش ها و معانی رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کردند.

بیان مسئله

کتاب بُندهِشن بسیاری از مفاهیم و از جمله مراحل آفرینش جهان را در قالب اعداد مطرح کرده است که با اعتقادات اسطوره ای پیشینیان در ارتباط است. بر اساس بررسی‌های صورت گرفته، بسیاری از اعداد مورد استفاده در کتاب بُندهشن به گونه‌ای رمز آمیز معانی و مفاهیم را در پیوند با فرهنگ و باورهای قومی و ملی ایران باستان القا می‌کنند. به نظر می رسد بسیاری از اعداد به شکلی پررنگ و در بسامدی قابل توجه، در کتاب بندهشن برای القای باورها معانی رمزآیین کاربرد دارند، لیکن به لحاظ محدودیت حجم مقاله، پژوهش حاضر سعی دارد به برخی از اعداد که اعداد اسطوره ای از آنها یاد شده است بپردازد و سایر اعداد آورده شده در بندهشن نیاز به مقالات و نوشتارهای جداگانه ای است. بنابراین با استناد شواهدی از متن اثر و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و به روش مطالعه موردی رمزگشایی کند و پاره ای از باورها و مفاهیم اسطوره ای را که با پوششی از این اعداد در پیچیده شده اند، آشکار نماید.

پیشینه پژوهش

اعداد یکی از جلوه های نماد است که از هزاران سال پیش تاکنون پیچیدگی های معنایی ویژه ای به خود گرفته است، در بسیاری از فرهنگ های کهن دنیا با اعداد بر خوردی نمادین داشته اند.(آقایی،1397: 57) در برخی از پژوهش‌ها و منابع مکتوب که در حوزه شناخت و تحلیل اسطوره به رشته تحریر درآمده است و پیوستگی اعداد را با جلوه‌های گوناگون فرهنگ زندگی قوم ایرانی، به تفصیل مطرح شده است از جمله آثاری که به حضور نمادین نظام مند اعداد در شکل گیری و سیر تکاملی باورها و خط فکری بشر پرداخته اند عبارتند:«راز اعداد» اثر آنه ماری شیمل که به بررسی مفهوم اعداد در فرهنگ های گوناگون و نیز در فرهنگ ایرانی و اسلامی پرداخته است، اما این اثر، پژوهشی در زمینه بندهشن صورت نگرفته است. اثر «عدد، نماد، اسطوره» از آرش نورآقایی(۱۳۸۸)، اثر «اسطوره، بیان نمادین» نوشته ابوالقاسم اسماعیل‌پور (۱۳۷۷)، اثر «فرهنگ مصوّر نمادهای سنتی» از جین کوپر( ۱۳۸۶)، اثر «فرهنگ نگاره نمادها در هنر شرق و غرب» اثر جیمز حال(۱۳۸۰)، اثر «فرهنگ نمادها: اساطیر، رسوم و ...» نوشته ژان شوالیه و آلن گربران (1387)، اثر «پژوهشی در اساطیر ایران» از مهرداد بهار( ۱۳۷۶) اثاری هستند که هریک به نوعی به بررسی نماد واعداد اسطوره ای در اثار باستان و تطبیق آن باسایر ملل پرداختند ولی هیچ کدام به طور مشخص اسطوره اعداد را در کتاب بندهشن بررسی ننموده اند.

مبانی تحقیق

اسطوره

اسطوره کلمه ای معرب است که از واژه یونانی هیستوریا به معنی «جستجو، آگاهی، داستان» گرفته شده است. برای بیان مفهوم اسطوره در زبان های اروپایی از بازمانده واژه یونانی میتوس به معنی «شرح، خبر، قصه» استفاده شده است. اسطوره نقل کننده سرگذشت قدسی و مینوی است، اسطوره، راوی واقعه ای است که در زمان نخستین، زمان شگرف بدایت همه چیز رخ داده است. اسطوره همیشه متضمن روایت یک خلقت است، یعنی می گوید چگونه چیزی پدید آمده و هستی خود را آغاز کرده است.(آقایی،1397: 53)

اسطوره شناسی و ارتباط آن با اعداد و نماد

اسطوره شناسی در تعریف جدید، ترکیبی از رشته های انسان شناسی، مطالعات کلاسیک، مطالعه تطبیقی ادیان، تاریخ، فرهنگ قومی، ادبیات هنر و روانشناسی است.(همان،54) هدف مطالعات اسطوره شناسی، نشان دادن راه کارهایی برای زندگی است که این امر بیشتر برعهده خدایان اساطیری بوده است، آنها به اداره جهان می پرداختند. بر اساس ادعای اساطیر، خدایان، انسان ها و جامعه را براساس ساختاری سه لایه آفریده است. گروهی روحانی، دسته ای جنگجو و عده ای هم کشاورز هستند. (باباخانی،1389: 12)

نگاه نمادین به عالم و به عبارت دیگر هستی شناسی نمادین و رمزی به اندازه تفکر انسان قدمت دارد، شاید بتوان گفت نمادین دیدن هستی از نخستین افتراقات در عرصه اندیشه انسان است. مایه اصلی پیام پیامبران و سخن مشترک آنان، به تعبیری دعوت انسان ها به دیدن باطن نهفته در پس ظواهر عالم است. نمادپردازی واقعی را شاید بتوان چنین تعریف کرد؛ باز نمایی واقعیت در مرتبه خاصی از دلالت به واسطه واقعیت متناظری در مرتبه دیگر، نمادهای سنتی اموری قراردادی یا وضعی نیستند، بلکه همراه با اندیشه هایی که با آن ها متناظرند، به آدمیان اعطا شده اند.(کوماراسوامی، 1389: 470 و471)

کتاب بندهش(bondahesh)

بُنْدَهِش‌ (در فارسی‌ میانه‌ «بندهشْن‌»، به‌ معنای‌ اصل‌ آفرینش‌) یکی‌ از مهمترین‌ متون‌ دینی‌ ـ تاریخی‌ زردشتی‌، به‌ خط‌ و زبان‌ پهلوی.‌ این‌ اثر عمدتاً دربارة‌ کیهان شناسی‌، با فصولی‌ در تاریخ‌ کیانیان‌ و جغرافیای‌ ایرانشهر، بر پایة‌ متون‌ اوستایی‌ و گزارش های‌ پهلوی‌ و منابع‌ تاریخی‌، بخصوص‌ خداینامه‌، در36 فصل‌ است‌ که‌ مؤلف‌ در دیباچة‌ کتاب‌ آنها را به‌ سه‌ بخش‌ اصلی‌ و کلی‌ تقسیم‌ کرده‌ است‌: 1) آفرینش‌ اورمزد و دشمنی‌ اهریمن‌؛ 2) چگونگی‌ آفرینش‌ مادی‌ و این‌ جهانی‌ از آغاز تا انجام‌؛ 3) تاریخ‌ و پیوند کیانیان‌ و زیست گاه های‌ آنان‌. گردآوری‌ و تألیف‌ این‌ کتاب‌ احتمالاً در اواخر دورة‌ ساسانی‌ و تدوین‌ نهایی‌ آن‌ در قرن‌ سوم‌ هجری‌ یا دیرتر صورت‌ گرفته‌ است‌. نام‌ مؤلف‌ اصلی‌ آن‌ دانسته‌ نیست‌ ولی‌ نام‌ مدوّن‌ نهایی‌ آن‌ را در فصل‌ مربوط‌ به‌ تبارنامة‌ موبدان‌، به‌ احتمال‌، فَرْنْبَغ‌ دادِگی‌ یا دادویه‌ (دات‌ ـ ویه‌ یا دادگ‌) خوانده‌اند (بندهش‌، ترجمة‌ بهار، ص‌6؛ تفضّلی‌، ص‌ 141؛ تاوادیا، ص‌ 94).

بحث اصلی

اعداد اسطوره ای در کتاب بندهشن

عدد یک

«در اساطیر، عدد یک با این مفاهیم پیوند خورده است: وحدت آغازین، شروع، آفریننده، محرک اوّل، مجموعه ممکنات، ذات، مرکز، تقسیم ناپذیری، جرثومه، انعزال، غلیان و ناآرامی؛ که به ثنویت و چندگانگی از آن برمی‌خیزد و سپس به وحدت باز می‌گردد.»(کوپر،۱۳۸۶: ۲۳) «یک از تمام اعداد مجزّاست و منبع تمام آنهاست. یک، رمز خداوند است و شکل ظاهری آن نیز گویای این مطلب است، زیرا به سمت بالا کشیده شده است. این کشیدگی به سمت بالا، حتی در لفظ خدا هم دیده می شود.» (نورآقایی،۱۳۸۷: 31-30) «عدد یک در میان مسلمانان، اشاره به خداوند واحد است و یهودیان نیز این عدد را سمبل «یهوه» می دانند که همان خداوند یکتاست و مسیحیان نیز به خداوند واحد اعتقاد دارند. در اندیشۀ مصریان قدیم نیز عدد یک، قداست خاصی داشت؛ زیرا با خداوند واحد ارتباط داشت.» (هال،۱۳۸۰: ۴۳)

یونگ نیز اعداد مقدس را از سه می داند. زیر یک آغازگر خدای آفتاب و تعبیر واحد است و نماد وحدانیت؛ از این رو رمزگشایی نمی شود.»( یونگ،۱۳۷۱: ۳۹۸ )

در بندهشن، عدد یک برای القای مفهوم خاص و منحصر به فرد بودن را نشان می دهد. اغلب عدد یک برای هرمزد در بندهشن به کار می رود که خدای واحد است به طوری که به اعتقاد بندهشن؛ نخست از مينويان هرمزد است.(فرنبغ دادگی،1380: 34)

عدد دو

«عدد دو در اساطیر، به مفاهیمی مانند ثنویّت، تناوب، ستیز، وابستگی، غیریّت، ایستایی و بنیادی گره خورده است. از این‌رو مظهر توازی، سکون، انعکاس، قطب های متضاد، ذات دوگانه انسان و هوس است که همه آنها در ثنویّت و ضدیّین تجلی می‌یابد. دو، نخستین عددی است که از وحدت دوری می جوید، پس نماد گناه ناشی از انحراف از خیر اولیّه به شمار می‌رود و بدین سان ناپایداری و گمراهی را نیز نمایش می دهد.» (کوپر،۱۳8۶: ۲۴) «در ایران باستان، عدد دو را مظهر شر و بدی و نماد درگیری میان اهورامزدا و اهریمن می‌دانستند؛ نیز در مذهب زرتشتی، عدد دو، در جدال میان شب و روز آشکار می‌شود. در باور زرتشتی دو خدا وجود دارد: خدای نور و خدای ظلمت. دو، گاه به تعادل نیز اشاره دارد و نشانگرکمال و تمامیّت است.» (کوپر،۱۳۸۶: ۲۴) «بر اساس آموزه‌های زرتشت، اهورامزدا آفرینش جهان را در دو مرحله انجام رسانید؛ نخست وی همه چیز را در حالتی غیر جسمانی پدید آورد، آن گاه وی بدان، هستی گیتی ای بخشید.» (بویس،۱۳۹۱: ۴۹) «دو، اولین و شدید ترین تقسیم هاست: خالق و مخلوق، سیاه و سفید، مذکر و مونث، ماده و روح و... تقسیمی که تمام تقسیمات دیگر از آن ناشی می‌شود.»(شوالیه، گربران،۱۳۸۷: ۲۵۸) «در اوستا، کهن ترین کتاب آسمانی در ایران باستان(یسنا۳۰، قطعه۴) نیکی و بدی، دو گوهر همزادند، دادند و هنگامی که این دو گوهر به هم رسیدند، زندگانی و مرگ پدید آوردند.» (پورداوود،۱۳۸۹: ۱۲۳)

شاید با قاطعیّت بتوان گفت که محوری‌ترین مفهومی که در بندهشن به صورت تقابل‌های دوگانه کار نشان داده است مسئله ثنویت است. این موضوع، در سرتاسر کتاب بندهشن مصادیق پرشماری دارد که کارکرد نمادین عددِ دو را تداعی می‌کند. عدد دو در مبارزه اهورا مزدا و اهریمن جلوه گر می شد. عدد دو جدال شب و روز به عنوان دو وجه از روزگاران و نیز با دو جهان، یکی زمینی و دیگری ماورایی(مینو) مرتبط بود به طوری که همواره ذکر شده در بالاف در کتاب بندهشن نیز آورده شده است، بنابر کتاب بندهشن هرمزد هم در آفرينش امشاسپندان (آفريدگان مينوي) ديده مي‌شود و هم در آفرينش مادي. چرا كه بنا به بندهش داريم: هرمزد هر دو است: نخست مينو، سپس مادي. (فرنبغ دادگی،1380: 35)


عدد سه

در فرهنگ ایرانی و اسلامی، مراسم بزرگداشت مردگان در سومین روز مرگ آنان که مبتنی براندیشه های مزدایی است که روان مردگان پایان روز سوم از بالین تن دور می شود. (فرنبغ دادگی،1380: 129)

ضرب المثل مردمی همچون «تاسه نشه بازی نشه» و احکام فقهی جون «سه طلاقه کردن» و برگزاری برخی مراسم که گه گاه تکرار آیینی اسطوره ای است .

«سه، درفرهنگ اساطیر، معانی تلویحی همچون کثرت، نیروی آفریننده، رشد و پیشی گرفتن از ثنویت غالب را به همراه دارد.» (کوپر،1386: 24)«سه، در سراسر جهان عددی بنیادی و نخستین عدد در برگیرنده واژه «همه» است؛ زیرا تداعی کننده انسان (بدن،جان،روح)، چرخه حیات(تولد،زندگی،مرگ)، سیکل تکامل (آغاز،میان،پایان) وگذشته، آینده است.»(همان،63)«عدد سه در تعابیر اساطیری، نشانگر نظام فکری در ارتباط با خداوند، کیهان و آدمی است. همچنین بیان تمامیت و غایت ظهور است.» (شوالیه، گربران، 1387: 663) «سه، نماد تحقق امور نیز است و مشمول طبیعت سه گانه جهان، یعنی آسمان، زمین و آبها می گردد.» (کوپر،1386: 25)«عدد سه، نزد ایرانیان باستان رمز دین و جادو بود؛ چرا که آنان سه خدای با نام های اهورامزدا، اهریمن و میترا داشتند و مثلث اعتقادی آنان برپایه پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک بود که انسان را رهایی می بخشد.» (نورآقایی،1388: 40) «دراساطیر ایرانی، جمشید دارای فره ای باسه جلوه است: یکی از آنها که فرّه خدایی است به «مهر» می رسد، فرّه شاهی به فریدون می پیوندد و فرّه پهلوانی را گرشاسب به دست می آورد.» (نورآقایی،1388: 41) درآئین زرتشت اختر شماران معتقد بودند که هر اختر سه تن دارد چنان که تیشتر دارای سه تن است، مرد تن، اسب تن و گاو تن. (امین،زارعی،1386: 28)

ایرانیان باستان در چهارشنبه سوری آتش را به سه کوپه تقسیم می کردند و با نام سه فرشته آسمان، آذر و آبان دور آن می گشتند و می پریدند و بعضی گفته اند این سه کوپه آتش به شمار سه اصل مقدس زرتشت یعنی: گفتارنیک، پندارنیک و کردار نیک است. (همان)

در کتاب بندهشن نیز عدد سه را برای نام گذاری سه نوع آتش به کار برده اند: «سه آتش را كه عبارتند از آذر فرنبغ، آذر گشنسب و آذر برزين مهر؛ هرمزد در آغاز آفرينش، چون سه فرّه، به پاسباني جهان فراز آفريد.» همچنین بنابر کتاب بندهشن همکاران هرمزد سه دی بوده اند: نخست از مينويان هرمزد است. او را همكار آن سه دي‌اند: يكي گاه، يكي دين و يكي زمان.(فرنبغ دادگی،1380 : 37و 38)

عدد چهار

«در باورهای اساطیری نخستین، شکل کامل از «چهار» به وجود آمده است. «چهار» یعنی کلیت، تمامیت، کمال، یکپارچگی، نظم، عقل، اندازه، نسبیت، عدل.»(کوپر،1386: 27) «در برخی آیینها، عدد چهار مقدس است: مانند وجود چهار رود در بهشت یا چهار بازو بودن صلیب، ارتباط صلیب با چهار، موجب شده است که این عدد نماد بی نظیری، فراوانی، جهانگیری و جامعیت به حساب آید.» (شوالیه،گربران،1387:ج2: 551) «چهار جهت اصلی، چهار ستون عالم، چهار فصل، چهار مزاج، چهار حرف اسم خداوند (ا.ل.ل.ه)، چهار بازوی صلیب، دیگر تعابیری است که از عدد چهار وجود دارد.» (شوالیه،گربران،1387: 552) «در اندیشه خداشناسی هلپولولیس مصریان، قدرت اصلی خلقت بر چهار عنصر تقسیم بندی شده است: زمین، آب، آتش و هوا.»(هوک،1391: 58) بنابر کتاب اوستا، آفرینش به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم می شود و مردم در چهار طبقه آتوریان، ارتشیان، کشاورزان و صنعتگران جای می گیرند.

در کتاب بندهش برای هر چهار اختر جهان یک سپاهبد گمارده شده است ازجمله: تيشتر سپاهبد شرق، سدويس سپاهبد نيمروز، ونند سپاهبد غرب، هفتورنگ سپاهبد شمال، ميخ‌گاه، كه ميخ ميان آسمانش خوانند، سپاهبدان سپاهبد.(فرنبغ دادگی،1380: 43)

عدد پنج

«پنج، در باورهای اسطوره ای، عدد مرکز، هماهنگی و توازن است. عدد انسان است که می توان او را به صورت پنج ضعلی نشان داد که عبارت از سرو بازوان و پاهایش باشد.»(نورآقایی،1388: 64)«پنج، نماد «وصلت الهی» است و گاه از آن به عنوان ازدواج مقدس نام برده می شود زیرا حاصل ترکیب عدد فرد و زوج است.»(شایگان،1382: 43)«در فرهنگ چینی می توان به پنج کوه مقدس اشاره نمود. در آمریکای مرکزی نیز، پنج عدد مقدس است. عدد پنج در اسلام نیز مبارک است و در نمازهای پنج گانه، پنج ستون دین، پنج تن آل عبا و... دیده می شود.»(نورآقایی،1388: 64)

«عددپنج در فرهنگ فیثاغورثی نشان دهنده «ازدواج زمین و آسمان» و مظهر آپولون است، زیرا ایزد نور است و پنج ویژگی دارد.» (همان، 66) «در فرهنگ عبری، پنج، مظهر قدرت واستحکام، عقل تندرو و درآئین قبالا به معنی هراس است.»(کوپر،1386: 29-30) «چینیان باستان تاکید دارند که زیرآسمان، قوانین جهانی پنج اند: پنج رنگ، پنج طعم، پنج لخت، پنج فلز، پنج سیاره، پنج جهت، پنج منطقه فضایی و البته پنج حس.» (کوپر،1386: 243)

در کتاب بندهش به پنج روز نیکو اشاره می کند که آن پنج روز به نام تروفته نامیده شده است، پنج گاه گاهاني است كه پنجه‌ي نيكو خوانند، به صورت ديني اين است:اهونويدahunawed گاه، اوشتويد ustawed گاه، اسپندومد spandomed گاه، وهوشهر wahusahr گاه، وهيشتوئيشت wahistoist گاه.(فرنبغ دادگی،1380: 42)

درکتاب بندهش نیز هرمزد، مردم را به پنج بخش فراز آفريد: تن، جان، روان، آيينه ewenag و فروهر.

همچنین بنابر کتاب بندهشن، هرمزد، روز را نيز به طور متوسط، هر يك به پنج هنگام بخش كرد، بر هر هنگامي مينوئي گمارد، چنان‌كه هکر نستگاه را هاون havan مينو، نيمروزگاه را رپيهوين rapihawin مينو، ايواره گاه ewarag (غروب)را اوزيرين uzerin مينو، ابادياون گاه abadyawan را ايوي سروسريم ebsrusrim مينو، اوشهين گاه usahin را اوشهين مينو به خويشي دارند.(همان، 43و44)

درکتاب بندهشن در دين گويد كه پنج گونه آتش آفريده شده است: آتش بري سوه berezi savah، آتش هوفريان vohu fryan،آتش اوروازشت urvazista، آتش وازشت vazista و آتش اسپنيشت spenista است.(همان، 45)

عددشش

در مفاهیم اسطوره ای، شش نمایان گر اعتدال و هماهنگی است و عدد سرنوشت معنوی محسوب می شود. در چین عدد شش، عدد آسمان است و همچنین چهارجهت اصلی به اضافه بالا و پایین را تداعی می کند. در فرهنگ سومری، عبری و مسیحی، شش روز آفرینش را به یاد می آورد.(نورآقایی،1388: 74) عدد شش در اساطیر یونان و روم، عدد ونوس، خدابانوی عشق جسمانی بود.(فضائلی،1387: 98) بر بنیاد اندیشه زردشت، نخستین عملی که وی برای اهوره مزدا تصورکرد، فراخواندن شش مینوی کهتر، یعنی همان موجودات نورانی نخستین شهودزردشت، از طریق مینوی فزونی بخش یاسپنته مینیو بود» (بویس،1391:ص45) عدد شش در قرآن کریم، جانشین رمزآلود مفهوم تمامیت و تعیین سرنوشت معنوی عالم است که خداوند به وضوح به آن اشاره کرده است؛ چنانکه در پنج سوره به روشنی می فرماید: ماعالم را درشش روزآفریدیم.(قران کریم، سجده/4،ق/38،اعراف/54،حدید/4،فرقان/59)

در کتاب بندهشن؛ هرمزد، اين شش آفرينش را به شش گاه، گاهنبار بيافريد، به سالي كه سيصد و شصت و پنج روز به شمار است و دوازده ماه، هر ماهي سي روز و يك ماه سي و پنج روز. بر هر روز نام امشاسپندي نهاده شد.(فرنبغ دادگی، 1380: 44)

همچنین در کتاب بندهشن، به مفهوم کشور اشاره شده است: هرمزد، شش پاره را كشور نام نهاد، آن شش پاره به اندازه‌ي خونيرس است. زيرا ايشان را مرز ببود، چنان‌كه پاره‌اي را كه به ناحيه‌ي خراسان است، كشور ارزه، پاره‌اي را كه به ناحيه‌ي خاوران است كشور سوه، دو پاره را كه به ناحيه نيمروز است كشور فرددفش و ويددفش، دو پاره را كه به ناحيه اباختر است كشور وروبرشن و وروجرشن خوانند. آن را كه ميان ايشان و به اندازه ايشان است، خونيرس خوانند.(همان،43)در کتاب بندهشن به شش سروری نیز اشاره شده است.

عدد هفت

عدد هفت مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده است. «بابلیان سامی نژاد، برای عدد هفت اهمیت بسیار قائل بودند و تاریخ و آئین شان (ازجمله سیارات و طبقات آسمان و زمین و حدائق معلقه)حاکی از امثله این احترام و تقدیس است.»(موسوی بجنوردی،1387: 20)«عرب نیز چه درجاهلیت و چه در اسلام به این عدد اهمیت می نهاد؛ از آن جمله در جاهلیت، هفت بار طواف به دور کعبه، هفت بار رمی حجر وسعی جاهلیت بین صفا ومروه به هنگام مراسم حج، معمول بوده است.»(همان،25)«در نظر یونانیان، عدد هفت، مخصوص «آپولو» خداوند پزشکی و شعر و صنعت بود و هفت روز مانده به ماه نو برای او قربانی می کردند. هفت پروردگار هندوان به نام «آدی تیا» خوانده می شوند.»(معین،1338: 29- 45) «عدد هفت در کتاب مقدس یهود به عنوان عدد تام و کامل استعمال شده است.»(زرکلی،1989: 67) «درآئین زردشتی، برگزاری هفت جشن در طول سال مرسوم بود و هفتمین جشن آنها، نوروز و مربوط به هفتمین آفریده یعنی آتش بود. این آخرین جشن از جشن های هفتگانه، ناظر به روز رستاخیر است که نوروز زندگانی جاوید خواهد بود.» (بویس،1391: 59)

مثـل اين كه آفرينش در شش روز صورت گرفته است آن گاه روز هفتم افـزوده شـده و مقـدس مـي شـود و روز تعطيل واقع مي گردد.(زمرّدي،1379: 270) به نظر مي رسد اين تمهيد عددي در اصل، شكل جابه جا شدة اسطورة آفرينش است. (مالمیر،1387: 290) در آثار مختلف از جمله اوستا به هفت کشور و هفت اقلیم اشاره شده است که ایران شهر(کشورایران) یعنی شریف ترین قسمت زمین، در مرکز آن قرار دارد.(امین، زارعی، 1386: 30)

در کتاب بندهشن، هفت موجود اهورايي؛ هرمزد و شش امشاسپند: او (هرمزد) نخست امشاسپندان را آفريد به شش بن؛ سپس ديگر، آن هفتمين خود هرمزد بود. از امشاسپندان نخست بهمن را فراز آفريد، سپس ارديبهشت، سپس شهريور، سپس سپندارمذ، سپس خرداد و امرداد را آفريد، هفتم خود هرمزد بود.
در کتاب بندهشن به هفت موجود اهريمني از جمله: اهريمن و شش ديو اشاره نموده است: اهريمن بدان پتيارگي، از كماله ديوان، نخست اكومن را فراز ساخت، سپس اندر، سپس ساوول، سپس ناگهيس، سپس ترومد، سپس ترير و زرير، سپس ديگر ديوان، هفتم خود اهريمن بود.(فرنبغ دادگی،1380: 38)

بنابر کتاب بندهشن، هفت آفرينش مادي توسط هرمزد و شش آفريدگان مادي ازجمله: نخست آسمان، ديگر آب، سديگر زمين، چهارم گياه، پنجم گوسفند، ششم مردم و هفتم خود هرمزد به وجود آمده است.

در بندهش به هفت پایه بودن آسمان اشاره شده و آورده است : آسمان را هفت پايه است: نخست ابر پايه، ديگر سپهر اختران، سديگر ستارگان نياميزنده، چهارم بهشت كه ماه بدان پايه ايستد، پنجم گرودمان كه انغز روشن خوانده شود و خورشيد بدان پايه ايستد، ششم گاه امشاسپندان، هفتم روشني بيكران كه جاي هرمزد است.(همان، 37)

رابطه‌ي هفت آفريدگان مينوي و آفريدگان مادي با يكديگر: هرمزد از جهان مادي، بن مردم را به خويش گرفت، بهمن از آفرينش مادي، انواع گوسفند را به خويش پذيرفت، ارديبهشت از آفرينش مادي آتش را به خويش پذيرفت، شهريور از آفرينش مادي فلز را به خويش گرفت، سپندارمذ از آفرينش مادي، زمين را به خويش پذيرفت، خرداد از آفرينش مادي آب را به خويش پذيرفت، امرداد از آفرينش مادي، گياه را به خويش پذيرفت.از اين هفت كشور، همه گونه نيكي در خونيرس بيشتر آفريده شد. (همان،36)

هنگامي كه تيشتر آن باران ساخت كه درياها از او پديد آمدند، زمين را همه جاي نم بگرفت، به هفت پاره(کشور) بگسست، داراي زير و زبر و بلندي و نشيب شد. پاره‌اي به اندازه‌ي نيمه‌اي در ميان و شش پاره‌ي ديگر پيرامون آن قرار گرفت.(همان،41)

عدد هشت

هشت در سراسر جهان عدد تعادل کیهانی است .هشت عدد جهات اصلی است به اضافه اعداد جهات میانی وفرعی که در کتاب بندهش نیز به این جهات در فصل ستاره شناسی اشاره مبسوط داشته است. (همان،56)

عدد دوازده

در بابل، منطقه البروج به دوازده برج تقسیم شده بود و هر ماه از ماه های سال را به برجی نسبت می دادند. حماسه گیلگمش نیز با خط میخی بر دوازده لوح نگاشته شده است. در میان چینیان و جوامع آسیای میانه، ضرب12در5، قرن شصت ساله به وجود می آورد که مدارشمسی و قمری در آن تقارن می یابند.(کریمی بابا احمدی، 1394: 4)

در کتاب بندهش هر سال را به دوازده امشاسپند تقسیم شده است: فروردين ماه، ارديبهشت ماه، خرداد ماه، تيرماه، امرداد ماه، شهريور ماه، مهر ماه، آبان ماه، آذر ماه، دي ماه، بهمن ماه، سپندارمذ (اسفند) ماه(فرنبغ دادگی،1380: 59)

عدد بیست و یک

بسیاری از محققان همانند شیمل بر این باورند که بیست و یک به کمال اشاره دارد، زیرا حاصل ضرب اعداد مقدس 7 و 3 است. اوستا به بیست و یک نسک تقسیم شده و تعداد رودهایی که در بندهش از آنها نام برده شده ، بیست و یک است (گران، 1381: 32) همچنین در کتاب بندهش به نوعی سرود اشاره می کنند که بیست و یک نام داشت.

عدد سی

عدد سی در فرهنگ ایرانی و اسلامی به علل مختلف تکرار شده است به گونه ای که عددی دیگر نمی تواند جانشین آن شود، در مورد حضرت آدم گفته اند، بالای او به مقدار هوای دنیا بود، جانوران از او می ترسیدند فاصله گام های وی سی روزه راه بود.(میبدی، 1361: 357- 358)

عدد سی عدد کمال است و به منزله پایان تلقی می شود از این روی، عدد سی نشانه رسیدن، پایان و مرگ و تحول است. این تلقی وتاثیر عدد سی در فرهنگ ایرانی منبعث از اسطوره آفرینش نمونه نخستین انسان است که سی سال زندگی می کند آنگاه کشته می شود، باقی انسان ها از تکه تکه شدن او به وجود می آیند.

بنابر روایت بندهش درباره هزاره ها به گونه ای است که عدد سی و هزار را به یک مفهوم نشان می دهد و هر دو را عدد پایان می خواند، درباره هزاره سوم می نویسد:«چون گشتاسب شاه، سی سال شاهی کرده بود، هزاره به سر رسید. پس هزاره چهارم آغاز شد.» (فرنبغ دادگی، 1380 : 140)

هرمزد نام سي امشاسپند را بدان سي روز چنين نهاد كه مجموع آن به شرح زیر سی می شود:

نخست هرمزد است، سپس شش امشاسپند، كه مي‌شود هفت.هشتم دي كه دادار است، سپس شش امشاسپند كه مي‌شود هفت.هشتم دي كه دادار است، سپس هفت امشاسپند كه مي‌شود هشت.نهم دي كه دادار است، سپس هفت امشاسپند كه مي‌شود هشت.(همان،45)

بنابرکتاب بندهشن، نام سي روز كه بر ماه‌ها نهاده شده است که به این شرح است: 1- هرمزد، 2- بهمن، 3- ارديبهشت، 4- شهريور، 5- سپندارمذ، 6- خرداد، 7- امرداد، 8- دي، 9- آذر، 10- آبان، 11- خور، 12- ماه، 13- تير، 14- گوش، 15- دي، 16- مهر، 17- سروش، 18- رشن، 19- فروردين، 20- بهرام، 21- رام، 22- باد، 23- دي، 24- دين، 25- ارد، 26- اشتاد، 27- آسمان، 28- زامياد، 29- ماراسپند، 30- انغزان.(همان،86)

در بندهش آمده است ایشان (اهریمن)را سی روز خورش گیاهان بود و خود را به پوششی از گیاه نهفتند. پس از سی روز به بشگرد(شکارگاه، صحرا، بیابان) به بزی سپید موی فراز آمدند و به دهان شیر پستان او را مکیدند- مشیانه گفت که «آرامش من از آن بود که من آن شیر آب گونه ا نخورده بودم. اکنون مرا آرامش دزدیده از آن است که شیرخوردم» از آن دروغ گویی دوم نیز دیوان را زور بر آمد و مزه خورش را بدزدیدند آن چنان که از یک صد بهر یک بهر ماند(بندهش،1380: 81-82)

عدد چهل

عدد چهل نشانه به پایان رسیدن یک دور تاریخ است، دوری که نه فقط به تکرار، بلکه به تغییری اساسی و گذر از نظام عملی از یک زندگی به زندگی دیگر منتهی می شود(شوالیه و دیگران،1385: 576) عدد چهل در متون اوستایی و میانه وجدید در موارد مختلف استفاده شده؛ از جمله برای زمان و طول مدت، بسیار به کار رفته است.

در کتاب بندهش، به آفرینش آسمان نیز اشاره نموده است و آورده است که نخست آسمان را آفريد به چهل روز كه از روز هرمزد، ماه فروردين تا روز آبان، ماه ارديبهشت است. پنج روز درنگ كرد. آن پنج روز گاهنبار و آن را نام مديوزرم medyozaem است.(فرنبغ دادگی،1380: 40)

درسنت اساطیری،عدد چهل مظهر کمالاست. به روایت بندهشن پس از مرگ کیومرث تخمه اش برزمین می رد و پس از چهل سال از آن تخم مشی و مشیانه پدید می آید.(زمردی، 1382: 352)

عدد هزار

خصوصیت این عدد در قداست و مذهبی بودن آن است به طوری که در فرهنگ جهان چنین باوری شاید از اهمیت عدد ده و مضرب صد برخواسته است. در بسیاری از آیین ها هزاره گرایی وجود دارد و در این باور پیامبر یا منجی بزرگی پدیدار می شود که جهان را دگر گون و پر از نیکی و داد می سازد(هینلز،1383: 504) این پیشگویی در تمامی ادیان کهن انجام شده است. انتظار یک پارچه ای که وجود دارد و آن ها در قالب هزارها سال بیان کرده اند. در تمامی اقوام هزار علاوه بر انتظار مفهوم فراوانی وزیادت را داراست.(آقایی، 1397: 60) در چین برای درازای زندگی یک حاکم آرزوی 1000 سال زندگی می کنند؛ یعنی هماهنگی آسمان و زمین، سرزمین بودا را سرزمین هزار معبد می نامند. میترا در اقامتگاهش هزار ستون و هزار در زرین داشت. زمان ظهور زرتشت را بعد از گذشت هزاره ها یعنی هزاران سال بیان کردند.(همان،60) در اعتقادات اساطیری کهن نیز آفرینش اهورامزدا و اهریمن و تسلط تاریکی با هزاره تعریف می شود. (امین، زارعی، 1386: 35)

در کتاب بندهش نیز حکومت هر پادشاهی هزارسال آورده است: «پس هزاره خدايي به كژدم آمد و ضحاك يك هزار سال پادشاهي كرد.پس هزاره خدايي به نيمسب (قوس) آمد. پس هزاره خدايي به بز آمد، زرتشت اسپيتمان به پيامبري از دادار هرمزد به گشتاسب شاه آمد.در هزاره دلو، اوشيدر ظهور خواهد كرد. در هزاره ماهي اوشيدر ماه خواهد آمد و سپس هزاره سوشيانس آغاز شود كه پنجاه و هفت سال بود.»

روایت بندهش درباره هزاره ها به گونه ای است که عدد سی و هزار را به یک مفهوم نشان می دهد وهر دو را عدد پایان می خواند، درباره هزاره سوم می نویسد:«چون گشتاسب شاه، سی سال شاهی کرده بود، هزاره به سر رسید پس هزاره چهارم آغاز شد.» (فرنبغ دادگی، 1380 : 140)

عدد دوازده هزار

در شاهنامه دوازده هزار از اعداد خوش یمن ومبارک آمده است برای مثال آن گاه که بهرام لشکری دوازده هزار نفری بر می گزیند تا به جنگ ساوه شاه برود . جنگ رستم برای کین خواهی سیاوش به سرزمین توران و ازادی کاووس با دوازده هزار نفر بوده اند که به جنگ لشکر شاه هاماوران می روند و نیز سپاهیان اسفندیار درجنگ با ارجاسب همین تعداد دوازده هزار نفر بوده که فاتحانه از این جنگ برمی گردند و همچنین گودرز برای مقابله با طوس دوازده هزار نفر برمی گزیند و با پیروزی باز می گردد. از مفهومی که می توان از دوازده هزار سال فهمید این نکته است که دوازده هزار برای انجام رساندن امور دشوار ازجمله تحت فرمان درآوردن سرکشان وآشوب گران محسوب می شده است وهم چنین هر لشکری با تعداد نفرات دوازده هزار در همه جنگ ها فاتح جنگ بوده است و به اعتقاد فردوسی که از این عدد در امور لشکری برای مالیات های سنگین و تعداد کنیزگان و پرستندگان استفاده می شده است نشانه کثرت را نشان می دهد .( امین، زارعی،1386: 42)

در کتب بندهش برای عمر جهان از دوازده هزار استفاده می گردد به طوری که بنا بر اشاره کتاب بندهش حدود عمر جهان را دوازده هزار سال آورده اندو گفتند: دوازده اختر در جهان هستند که هر کدام هزار سال عمر می کنند بنابراین برابر کتاب بندهش :«دوازده هزار سال عمر مفروض جهان با دوازده اختر ارتباط دارند، به طوري‌كه هر اختري يك هزار سال، به ترتيب بروج دوازده‌گانه، حكومت مي‌كند. اين دوره با بره (حمل) شروع مي‌شود و با ماهي (حوت) به پايان مي‌رسد به عبارت دیگر برطبق بندهش، سال شمار جهان را بر طبق دوازده هزار سال نوشته اند.(فرنبغ دادگی،1380: 48)

نتیجه گیری

زبان ادبیات، دربسیاری از آثار، زبان رمز و نماد است و برای این منظور بسیاری از عناصر و پدیده ها به عنوان ابزار لازم کارکردی رمز آلود و نمادین می یابند. از جمله این ابزار، می توان «اعداد» را برشمرد. عددشناسی و حتی ستایش اعداد در تاریخ تفکر بشر مشاهده می شود، طالع بینی، ستاره شناسی، کیمیاگری و سحر و جادو. که هرکدام به نوعی احتیاج به عددشناسی داشته اند. در اقوام کهن اعداد فقط برای شمارش نبودند، بلکه با نمادها ارتباط تنگاتنگی داشتند تفسیر اعداد یکی از قدیمی ترین علوم در بررسی نمادها محسوب می شود بنابراین کتاب بندهشن که یکی از کتاب های علمی در زمینه های مختلف بوده است از همین اعداد در اغلب فصول خود استفاده نموده است که برخی ازآنها با اعداداسطوره ای، هماهنگی وتطبیق دارد و برخی دیگر از اعداد هم در کتاب بندهشن وجود دارد که ممکن است به صورت مستقیم در اعداد اسطوره ای تعریف نشوند ولی می تواند نماد در ادبیات از آنها استفاده کرد که مجال آن دراین پژوهش میسرنیست.

برخي اعداد نسبت به ساير اعداد از اهميت بيشتري برخوردار هستند در عين حال، تقدس و حرمـت ايـن اعداد با توجه به نقشي است كه در انعكاس تحول و دگرگوني دارند و با تكرار آييني چرخة مرگ و خلقت انسان، با نوعي براندازي زمان مرتبط هستند.

یافته های پژوهش حاضر تا حدودی نشان داده است که بسیاری از اعداد، در بندهشن علاوه براین که در بیان کیفیات توصیف و انتقال جنبه های اسرار آمیز موثر واقع شده اند، کاربرد علمی هم پیدا کرده اند. به طوری که برخی از اعداد علوم آن زمان در زمینه طبیعت، اخترشناسی و... در کتاب بندهشن آورده شده است. استفاده از اعداد در بیان موضوعات علمی درکتاب بندهشن بسیار گسترده وقابل مطالعه است.

منابع وماخذ

  1. قرآن کریم
  2. بویس، مری(1380)، «پژوهشی نو در میترا پرستی»، ترجمه مریم امینی، تهران، نشرچشمه
  3. پورداوود، ابراهیم،(1389)، «اوستا»، تهران ، انتشارات دنیای کتاب
  4. زرکلی، خیرالدین(1989)، «الاعلام یاقاموس تراجم»، بیروت ،دارالعلم للملایین.
  5. شایگان، داریوش،(1382)، «آئین هندو عرفان اسلامی»، تهران، انتشارات فرزاان روز
  6. شوالیه. ژان، گربران . آلن (1387)،«فرهنگ نمادها:اساطیر، رسوم و...»، ترجمه وتحقیق سودابه فضایلی، تهران، نشر جیحون
  7. شیمل، آنه ماری.(1388)، «راز اعداد»، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب
  8. فرنبغ‌دادگی، (1380)، « بندهش»، ترجمه‌ی مهرداد بهار،چ دوم، تهران، انتشارات توس
  9. کوپر،جین(1386)، «فرهنگ مصور نمادهای سنتی»، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران ، فرهنگ نشرنو.
  10. معین، محمد(1338)، «مزدیسنا وادب پارسی»، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران
  11. موسوی بجنوردی، کاظم(1387)، «دایره المعارف بزرگ اسلامی»، تهران ، انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی
  12. نورآقایی ، آرش(1388)، «عدد، نماد، اسطوره»، تهران شرکت نقد نشر افکار
  13. هوک، ساموئل،(1391)،«اساطیرخاورمیانه»، ترجمه علی اصغر بهرامی وفرنگیس مزداپور،تهران، انتشارات روشنگران ومطالعات زنان
  14. هینلز،جان،(1382)، «شناخت اساطیر ایران»، ترجمه: ژاله آموزگار، نشر افکار.
  15. الیاده، میرچاه، شور.پ.اوتلی.ف. دیگران (1388)«اسطوره و آئین، ازروزگار باستان تا امروز»، برگردان ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران، انتشارات اسطوره
  16. یونگ، کارل گوستاو(1392)، «انسان و سمبول هایش»، ترجمه محمود سلطانیه، چاپ نهم، تهران، نشر : جامی

مقالات

  1. احمدی، لیلا(1394)،«نقش اعداد در آیینهای گذر ایرانی(باتکیه برفرهنگ گیلان،آمل،تالشان، بروجرد، لرستان،خراسان وایزد خواست)»، نشریه مطالعات ایرانی، پاییز وزمستان ، شماره 28 ، از صفحه 1 تا 16
  2. امین،احمد، زارعی،فخری. (1386)،«اعداد و بررسی رمزهای آن در شاهنامه»، نشریه دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان، زمستان، شماره 20 ، صفحه 25 تا 54
  3. آقایی،بهاره السادات، آقایی، بنفشه السادات(1397)،«مطالعه تطبیقی اعداد اسطوره ای ایران باستان و اقوام آسیایی»، نشریه مطالعات هنر و فرهنگ، پاییز 1397 ، شماره 8 ، صفحه 52 تا 62
  4. حمیدی بلدان، محمود(1397)، «رمزگشایی اعداد در گرشاسب نامه»، فصلنامه علمی پژوهشی کاوش نامه ، سال نوزدهم، زمستان 1397، شماره 39، صص 175تا 205
  5. زمرّدي، حميرا(1379)، «تجليات قدسي؛تمهيدات عددي اسطورهاي، سمبل و نماد»؛ مجله دانشكده ادبيـات و علـوم انساني دانشگاه تهران، شماره 44.
  6. زمرّدی،حمیرا(1382)،«نقد تطبیقی ادیان واساطیر درشاهنامه فردوسی،خمسه نظامی،منطق الطیر» انتشارات زوار،چاپ اول.
  7. کریمی بابا احمدی، زینت،(1394)،«مطالعه و تحلیل اعداد اسطوره ای و نمادین»، کنفرانس بین المللی مهندسی و علوم کاربردی ، امارات = دبی ، 20 اسفند 94
  8. مالمیر، تیمور،(1387)، «جابجایی های عددی اسطوره آفرینش نمونه نخستین انسان»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، شماره 160 ، صص 283 تا 294
  9. ماهیارنوابی،یحیی،(1377)، «بندهش،از مجموعه مقاله‌هایدانشنامه‌ی جهان اسلام»، به کوشش حداد عادل)»،انتشارات بنیاد دایره‌المعارف اسلامی

[1] - دانشجوی دکتر زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد مقدس

[2] - کارشناس حسابداری و محقق از دانشگاه پیام نور شیروان

موضوع: اسطوره ,

نویسنده:

تاریخ: يکشنبه 22 فروردين 1400 ساعت: 23:41

تعداد بازديد : 102

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب


ليست صفحات

تعداد صفحات : 4

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 42
کل نظرات : 0
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین :
تعداد اعضا : 0
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
ورودی امروز گوگل :
ورودی گوگل دیروز :
بازدید هفته :
بازدید ماه :
بازدید سال :
بازدید کلی :
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 10.3.177.36
مرورگر : Unknown AppleWebKit
سیستم عامل : Search Bot
امروز : پنجشنبه 1 مرداد 1405

درباره ما

حماسه

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

آخرین نظرات کاربران

امکانات جانبی